دسته‌ها
استارت آپ پیشنهاد سردبیر

چگونه استارتاپ ها می توانند از (متد لین) برای موفقیت استفاده کنند؟ Lean Startup Method

بنیانگذاران استارتاپ ها همیشه به دنبال این فرصت هستند که بتوانند کسب و کار خودشان را به سرمایه گذاران و افراد موفق معرفی کنند. اما  به راستی چه عواملی می توانند به موفقیت استارتاپ ها کمک کنند؟ نتایج بررسی های انجام شده طی دهه گذشته، نشان می دهند که دو منبع اصلی در موفقیت استارتاپ ها نقش اساسی دارند.

دسته‌ها
VIRLAN ابزار تحلیل آمار استارت آپ پیشنهاد سردبیر مدیریت

بهترین روش برای آنالیز میزان موفقیت روابط عمومی (PR) چیست؟ + مزایای سیستم OKR

اندازه گیری میزان موفقیت روابط عمومی (PR) در استارتاپ ها یکی از بزرگترین چالش‌های پیش روی مدیران است. هرچند، خوشبختانه مدل‌هایی مثل OKR و ICV/DPRG می‌توانند در این زمینه به صاحبان کسب‌وکارها کمک کنند.

دسته‌ها
پیشنهاد سردبیر داستان موفقیت

۵ راز خوشبختی بیل گیتس و دیدگاه کارشناس لایف کوچینگ مجله فوربز

بیل گیتس در جدیدترین نشست آنلاین «هرچه می‌خواهید از من بپرسید» نشان داد که به جز پول، چیزهای دیگری هم هستند که انسان را خوشحال می‌کنند. با ویرلن همراه باشید تا ۵ راز خوشبختی بنیان‌گذار مایکروسافت را به شما بگوییم.

دسته‌ها
داستان موفقیت کارآفرین

ایلان ماسک بیش از ۱۰۰ ساعت در هفته کار می کند و از تعطیلات متنفر است!

ایلان ماسک، بنیان‌گذار شرکت‌هایی مثل تسلا و اسپیس ایکس می‌گوید رفتن به تعطیلات، شما را می‌کشد! اما چرا این کارآفرین حوزه تکنولوژی چنین دیدگاهی در مورد تفریح و تعطیلات دارد؟

دسته‌ها
VIRLAN پزشکی و سلامت ویژه پزشکی و سلامت

خواص شگفت انگیز قهوه برای موفقیت !

بیشتر وقت‌ها چیزی که برای شروع یک کار نیاز دارید، یک جرعه قهوه است. برای من که این‌طور است! از بوی آن گرفته تا ریختنش در فنجان و بعد هم بلعیدنش، به من انگیزه می‌دهد. هرچند دیگران نگران انرژی آن هستند اما برای من عالی است. من از انرژی که قهوه به من می‌دهد استفاده می‌کنم. باید به کسانی که قهوه نمی‌نوشند بگویم با این کار خود را از خواص شگفت‌انگیز قهوه برای ایجاد فرصت‌های موفقیت محروم می‌کنید. اگر تردید دارید،این مطلب را بخوانید و تمام فوایدش را بررسی کنید.

به گزارش ویرلن ؛ افرادی که قهوه می‌نوشند با کمک خواص آن به موفقیت می‌رسند.

    سالم‌تر هستند

قهوه در برابر بیماری‌های گوناگون مقاومت دارد، آلزایمر، دیابت، و یا بیماری‌های قلبی و عروقی. آنهایی که قهوه می‌نوشند عمر طولانی‌تری دارند و ریسک ابتلا به بیماری‌هایی چون پارکینسون در آنها کمتر است.

    باهوش ترند

قهوه فقط هشیارتان نگه نمی‌دارد، دلایل دیگری هم وجود دارد که متقاعدتان کند بیاد قهوه بنوشید، مثلا باهوش‌ترتان می‌کند. کافئین موجود در قهوه، آدنوزین را مهار می‌کند . آدنوزین یک ناقل بازدارنده است. وقتی این آدنوزین، محدود شود شما انرژی بالاتری داشته و بهتر می‌توانید کار کنید.

    اندام متناسب‌تری دارند

تمام چربی‌های بدن شما می‌توانند توسط قهوه سوزانده شوند. اگر تردید دارید یادتان باشد که قهوه در بیشتر مکمل‌های چربی سوزی تجاری وجود دارد. کافئین با چربی مبارزه می‌کند چون متابولیسم را افزایش می‌دهد، بنابراین اکسیداسیون اسیدهای چرب هم افزایش می‌یابد. همچنین قهوه می‌تواند اسیدهای چرب را از بافت‌های چرب جدا کند. کافئین در افزایش عملکرد فیزیکی و ورزشی‌تان هم مفید است.

    شادتر هستند

افرادی که قهوه می‌نوشند کمتر افسرده هستند. با نوشیدن چند فنجان قهوه، حس و حال خوبی خواهید داشت و از افسردگی و اندوه دور خواهید شد. آنتی‌اکسیدان‌های موجود در قهوه مسئول تقویت روحیه و ایجاد هیجان و خوش‌بینی هستند.

    بیشتر عمر می‌کنند

چه قهوه دوست داشته باشید و چه نه، این چیزی است که علم ثابت کرده. در برابر موادی که ریسک بیماری‌های قلبی را پایین آورده، انرژی بیشتری به شما می‌دهند و مثبت‌ترتان می‌کنند چه می‌توانید بگویید؟ قهوه به‌جز کافئین، ترکیبات فراوان دیگری هم دارد. برخی از خواص این ترکیبات حتی هنوز مورد تائید علم هم قرار نگرفته‌اند اما بیشترشان آنتی‌اکسیدان‌هایی هستند که بدن شما را در مقابل اکسیداسیون حفظ می‌نمایند. اکسیدان‌ها برای آسیب به مولکول‌های بدن‌تان به اندازه کافی قوی هستند.

    پویا و زیرک هستند

این باوری است که درمورد قهوه وجود دارد. قهوه به شما قدرت می‌دهد تا روزتان را زودتر شروع کنید و دست آورد داشته باشید. افراد موفق قهوه می‌نوشند و با انرژی روز را آغاز می‌کنند در حالی‌که دیگران هنوز در رختخواب غلت می‌زنند و سعی دارند خودشان را برای بیدارشدن متقاعد کنند. قهوه شما را نسبت به پیرامون‌تان هشیار و زیرک نگه داشته و باعث می‌شود به موقع هرکاری را شروع کنید.

    بشاش هستند و دوست دارند بیشتر با افراد سرزنده باشند

قهوه‌نوش‌ها اعضای بسیار خوبی در تیم هستند و از آن لذت می‌برند. در پایان روز،صرفا انجام کار و ادای تکلیف برای‌شان مهم نیست، بلکه از آن لذت می‌برند و سرپرستی یک تیم جالب را می‌پذیرند و خوش برخورد هستند. شما با قهوه برانگیخته و بشاش می‌شوید تا کاری که به شمت محول شده را با انرژی و جذابیت بیشتری انجام دهید.

    پول در می‌آورند

طبق مطالعه‌ای که درمورد کارمندان مشخصی در بریتانیا انجام شده، این نتیجه بدست آمده. وقتی روی این مسئله فکر می‌کنید، به معانی زیادی می‌رسید. وقتی قهوه‌نوش‌ها صبورترند، زوتر از خواب بیدار می‌شوند، و در طول روز فعال‌تر هستند چرا بیشتر پول درنیاورند؟ این افراد انگیزه بیشتری برای موفقیت دارند. آنها با نوشیدن هر فنجان قهوه بهره‌هایی می‌برند که به انجام کارشان مربوط می‌شود.

حالا که دارم این مطلب را می‌نویسم درحال نوشیدن قهوه هستم چون شدیدا به چیزهایی که می‌نویسم باور دارم. بنابراین می‌نوشم به سلامتی هرکسی که قهوه می‌نوشد. دلایل مهم بیشتری هم برای نوشیدن قهوه وجود دارد که به ننوشیدن آن ترجیحش دهید. و اگر هدف‌تان موفقیت است ارزشش را دارد!

دسته‌ها
پزشکی و سلامت ویژه پزشکی و سلامت

۱۱ استراتژی برتر برای رسیدن به موفقیت

افراد موفق برای غلبه بر افکار منفی چه می کنند؟
۱۱استراتژی برتر برای رسیدن به موفقیت

مغز ما برای تطبیق با زندگی مدرن امروز با دشواری روبه‌رو است. این امر به‌خصوص زمانی که صحبت از مواجهه با نااطمینانی می‌شود، بیشتر قابل درک خواهد بود. اگر بخواهیم واضح‌تر توضیح دهیم اگر شما ترفندهای درست را بدانید، می‌توانید بر خواسته‌های غیرمنطقی مغزتان غلبه کنید و به‌طور موثر نااطمینانی را کنترل کنید.

به گزارش ویرلن ، زمانی که مغز ما با نااطمینانی روبه‌رو می‌شود، خودش را با آن وفق می‌دهد چرا که مغز انسان برای عکس‌العمل در برابر ترس برنامه‌ریزی شده است. در مطالعه اخیر، کاتک یک متخصص در اقتصاد مبتنی بر عصب‌شناسی(Neuroeconimcs یک شاخه جدید از دانش است که نقطه تلاقی روانشناسی، اقتصاد و عصب‌شناسی است و هدف از آن بررسی تصمیمات انسان از دید این علوم است) مغز انسان را هنگامی که مجبور به شرط‌بندی نامطمئن می‌شود، مورد پژوهش قرار داده است. شرط‌بندی‌هایی که مجبور بودیم در مبنای منظمی در کسب و کارمان آنها را اتخاذ کنیم.هر چه افراد، اطلاعات کمتری برای شروع داشته باشند، احتمال اتخاذ تصمیمات نامعقول بیشتر می‌شود.

ممکن است تصور کنید که عکس این قضیه باید درست باشد یعنی هر چه اطلاعات کمتری داشته باشیم، در ارزیابی صحت اطلاعات بادقت‌تر و منطقی‌تر خواهیم بود. اما چنین نیست. هرچه نااطمینانی افزایش یابد، مغز افراد کنترل را به سیستم کناره‌ای (limbic system) جایی که احساساتی مانند اضطراب و ترس در آن جمع می‌شود، می‌کشاند. این تغییر جهت سریع مغز قرن‌ها قبل به خوبی عمل می‌کرد، زمانی که غارنشینان به یک منطقه ناآشنا وارد می‌شدند و نمی‌دانستند چه کسی یا چه چیزی ممکن است پشت بوته‌ها باشد. احتیاط و ترس زیاد بقا را تضمین می‌کرد. اما امروزه این موضوع مطرح نیست. این مکانیزم مانعی در دنیای کسب‌وکار است؛ در کسب‌وکار، قوانین نااطمینانی و تصمیمات مهم باید هر روزه با حداقل اطلاعات گرفته شود.هنگامی که با نااطمینانی روبه‌رو می‌شویم، مغزمان ناخودآگاه واکنش زیادی از خود نشان می‌دهد. افراد موفق می‌توانند بر این مکانیزم غلبه کنند و تفکر خود را در یک مسیر منطقی پیش ببرند. این کار نیاز به هوش هیجانی (emotional intelligence) دارد و جای شگفتی نیست که از بیش از یک میلیون نفری که موسسه تحقیقاتی TalentSmart مورد آزمون قرار داده است، ۹۰ درصد از افراد با کارآمدی بالا از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند. آنها به‌طور متوسط ۲۸هزار دلار در سال بیش از همکارانی که هوش هیجانی پایینی دارند، به‌دست می‌آورند.

برای افزایش هوش هیجانی خود، باید بتوانید در مواجهه با نااطمینانی‌ها تصمیمات درستی بگیرید؛ حتی زمانی که مغزتان علیه این موضوع در ستیز است. اما نترسید، استراتژی‌های اثبات‌شده‌ای وجود دارند که زمانی که احساسات‌تان بر قضاوت شما سایه می‌افکند، می‌توانید برای بهبود کیفیت تصمیمات‌تان از آنها استفاده کنید. آنچه در پی می‌آید، ۱۱استراتژی برتر است که افراد موفق در این موقعیت‌ها از آنها استفاده می‌کنند.

۱٫ آنها سعی می‌کنند سیستم‌های کناره‌ای مغز را آرام نگه دارند
عکس‌العمل سیستم کناره‌ای به نااطمینانی با ترس همراه است و ترس مانع از تصمیم‌گیری خوب می‌شود. افرادی که در مواجهه با نااطمینانی خوب عمل می‌کنند از این ترس آگاهند و به محض شروع آن را تشخیص می‌دهند. در این مسیر، آنها می‌توانند پیش از اینکه از کنترل خارج شود، آن را بازدارند. وقتی آنها از این ترس آگاه هستند، همه تفکرات غیرمنطقی و مبهم را که موجب ترس‌های غیرعقلانی و نه واقعی می‌شوند، تشخیص می‌دهند. سپس می‌توانند با دقت بیشتر و معقولانه‌تری بر اطلاعاتی که باید طبق آن برنامه‌ریزی کنند، تمرکز کنند. در سراسر این فرآیند، آنها خودشان را به یاد می‌آورند که یک بخش اولیه از مغزشان در تلاش برای مسلط شدن است و آن بخش منطقی باید کنترل امور را در دست بگیرد. به عبارت دیگر، آنها به سیستم کناره‌ای مغزشان دستور آرامش می‌دهند.

۲٫ آنها مثبت‌اندیش هستند
تفکرات مثبت، ترس و تفکرات غیرمنطقی را با تمرکز بر توجه مغز بر چیزهایی که کاملا از استرس رها هستند، از خود دور می‌کنند. شما باید با انتخاب محتاطانه افکار مثبت، به مغز سرگردانتان کمک کنید. هر تفکر مثبتی برای بازتمرکز توجه شما مفید خواهد بود. زمانی که همه چیز خوب پیش می‌رود و اوضاع روحی شما هم خوب است، این کار نسبتا آسان است. زمانی که استرس یک تصمیم دشوار را دارید و ذهن شما غرق در افکار منفی است، این می‌تواند یک چالش باشد. در این مواقع، در مورد اتفاق‌های روزتان فکر کنید، ببینید طی روز چه اتفاق مثبتی هر چند کوچک برایتان افتاده است. اگر نمی‌توانید به چیزی در روز فعلی فکر کنید، به روز یا روزهای قبل‌تر یا حتی هفته قبل بیندیشید تا یک اتفاق مهیج پیدا کنید. نکته مهم این است که شما باید نکته مثبتی داشته باشید، تا زمانی که به‌دلیل استرس نااطمینانی دچار تفکرات منفی می‌شوید، توجه‌تان از تفکرات منفی منحرف شود.

۳٫ آنها به دانسته‌ها و نادانسته‌های خود عالمند
زمانی که نااطمینانی تصمیم‌گیری را دشوار می‌کند، آسان است که تصور کنید همه چیز مبهم است اما به ندرت همیشه این طور است. افرادی که در مدیریت نااطمینانی بهتر هستند با ارزیابی دانسته‌ها و نادانسته‌های خود و تعیین عامل اهمیت هر کدام شروع می‌کنند. آنها همه واقعیت‌های موجود را جمع‌آوری می‌کنند و تمام سعی‌شان را در گردآوری لیستی از آنچه نمی‌دانند انجام می‌دهند؛ برای مثال، استراتژی‌ای که یک رقیب به‌کار خواهد برد. آنها تا جای ممکن برای شناسایی بسیاری از این مسائل تلاش می‌کنند، چرا که موجب افزایش قدرت آنها می‌شود.

۴٫ آنها آنچه را که نمی‌توانند کنترل کنند، با آغوش باز می‌پذیرند
همه ما دوست داریم تحت کنترل باشیم. به‌‌رغم انتظارات، افرادی که همیشه منتظر کمک اطرافیان‌شان هستند، هرگز به جایی در زندگی نمی‌رسند، اما زمانی که هر چیز غیر قابل کنترلی را می‌بینید یا آن را به عنوان شکست شخصی نمی‌بینید، این نیاز به کنترل می‌تواند نتیجه معکوس دهد. افرادی که در مدیریت نااطمینانی برتر هستند، از دانستن علت آن نمی‌هراسند. به عبارت دیگر، افراد موفق در دنیای واقعی زندگی می‌کنند. آنها هر موقعیتی را بهتر یا بدتر از آنچه واقعا هست نمی‌بینند و حقایق را با توجه به آنچه هستند، تحلیل می‌کنند. آنها می‌دانند تنها چیزی که آنها واقعا کنترل می‌کنند فرآیندی است که به تصمیمات‌شان می‌رسند. این تنها راه منطقی برای کنترل ناشناخته‌ها و بهترین راه برای کنترل بر خود است. از برخاستن و گفتن این جمله که «این چیزی است که ما نمی‌دانیم اما ما می‌خواهیم بر مبنای دانسته‌هایمان پیش برویم. ممکن است در این مسیر اشتباه کنیم، اما این خیلی بهتر از ماندن و درجا زدن می‌تواند کمک‌کننده باشد».

۵٫ آنها تنها بر آنچه مهم است، تمرکز می‌کنند
برخی تصمیمات بر شکست یا موفقیت شرکت شما تاثیرگذار خواهد بود. باید بدانید که اکثر آنها چندان اهمیتی ندارند. افرادی که در تصمیم‌گیری در مواجهه با نااطمینانی‌ها بهترینند، زمان خود را در پافشاری بر تصمیماتی که بزرگ‌ترین ریسک‌ در آن وجود دارد، صرف نمی‌کنند. می‌توان گفت تقریبا هر تصمیمی حداقل یک عامل کوچک از نااطمینانی را دربردارد؛ این بخش اجتناب‌ناپذیری از انجام کسب و کار است. با این کار می‌آموزید که توازن درست بین بسیاری از تصمیمات کاری‌تان ایجاد کنید و به شما اجازه می‌دهد تا بر انرژی خود تمرکز کنید و آن را صرف موضوعاتی کنید که اهمیت زیادی دارند و در نتیجه انتخاب‌های بهتری داشته باشید. این کار همچنین فشار غیرضروری و اختلالاتی که توسط نگرانی‌های کوچک ایجاد می‌شود را رفع می‌کند.

۶٫ آنها به دنبال کمال نیستند
افرادی با هوش هیجانی بالا رسیدن به کمال را به عنوان هدفشان در نظر نمی‌گیرند، چرا که به این موضوع واقفند که هیچ تصمیم کاملی در موقعیت نااطمینانی گرفته نمی‌شود. به این جمله فکر کنید: انسان، فی‌النفسه جایزالخطا است. زمانی که تکامل هدف شما باشد، همواره حس سرزنش شکست با شما همراه خواهد بود و به‌جای لذت بردن از آنچه توانسته‌اید به‌دست آورید، زمان‌تان را صرف تاسف از آنچه در انجام آن شکست خوردید و آنچه باید به‌طور متفاوت انجام می‌دادید می‌کنید.

۷٫ آنها به‌ دلیل مشکلات از ادامه راه بازنمی‌ایستند
جایی که توجه‌تان را متمرکز می‌کنید، وضعیت احساسی شما را تعیین می‌کند. زمانی که بر مشکلات پیش‌رویتان تمرکز می‌کنید، احساسات و استرس منفی در خود ایجاد می‌کنید که مانع از عملکرد شما خواهد شد. زمانی که بر عملکردتان در جهات بهتر شدن خودتان و شرایط‌تان تمرکز می‌کنید، احساسی از سودمندی ایجاد می‌کنید که احساسات مثبت تولید می‌کند و عملکردتان را بهبود می‌بخشد. افرادی با هوش هیجانی بالا به خودشان اجازه نمی‌دهند که گرفتار نااطمینانی‌های پیش‌رو شوند. به‌جای آن، آنها همه توجه و تلاش‌شان را به‌‌رغم ابهامات بر آنچه می‌توانند انجام دهند متمرکز می‌کنند تا موقعیت خود را بهتر کنند.

۸٫ آنها می‌دانند که چه زمانی به قدرت خود اعتماد کنند
اجداد ما برای بقا، بر درک مستقیم خود از همه چیز(غرایز خود) متکی بودند. چون بیشتر ما هر روزه با تصمیمات مرگ و زندگی روبه‌رو نیستیم، باید بدانیم که چگونه از این غرایز در جهت منفعت بهره ببریم. اغلب ما وقتی به ندای درونی‌مان گوش نمی‌دهیم، دچار اشتباه می‌شویم. افرادی که با موفقیت با نااطمینانی روبه‌رو می‌شوند، قدرت غرایز درونی‌شان را تشخیص داده و می‌پذیرند.

۹٫ آنها برنامه‌های احتمالی دارند
افراد موفق در کنترل نااطمینانی‌ها، از پذیرش اشتباهات نمی‌هراسند و این امر آنها را به سوی برنامه‌ریزی احتمالی جزئی، منطقی و شفاف پیش از عمل کردن سوق می‌دهد. افراد موفق می‌دانند که آنها الزاما همیشه تصمیمات درست نمی‌گیرند. آنها می‌دانند که چگونه اشتباهات را درک کنند تا بتوانند تصمیمات بهتری هنگام شکست خوردن بگیرند. آنها هرگز به اشتباهات اجازه نمی‌دهند تا برای مدت طولانی آنها را زمین بزند.

۱۰٫ آنها نمی‌پرسند «چه می‌شد اگر؟»
عبارت‌هایی مانند «چه می‌شد اگر؟» بنزینی به آتش استرس و نگرانی‌های ما می‌ریزد. اما اگر برنامه‌های احتمالی خوبی را در جای خودش داشته باشید، جایی برای این افکار در ذهن شما نیست. همه چیز می‌تواند در مسیرهای متفاوت بسیار زیادی پیش رود، اما شما بیشتر وقتتان را صرف نگرانی در مورد احتمالات می‌کنید و زمان کمی را روی تمرکز بر عملکردی که شما را آرام کند و استرس شما را تحت کنترل درآورد، صرف می‌کنید. افراد موفق می‌دانند که پرسیدن این جمله که «چه می‌شد اگر؟» تنها آنها را به جایی می‌رساند که نمی‌خواهند یا به آن نیازی ندارند.

۱۱٫ زمانی که دیگران شکست می‌خورند، آنها نفسی به راحتی می‌کشند
برای تصمیم‌گیری خوب در مواجهه با نااطمینانی آرام بمانید. یک راه آسان برای انجام این کار، کاری است که هر روز انجام می‌دهید؛ نفس کشیدن. با این کار مغز شما برای تمرکز بر وظایفش دم دست‌تر تمرین می‌کند و افکار مخرب را از خود دور می‌کند. زمانی که احساس دستپاچگی می‌کنید، چند دقیقه بر نفس کشیدن‌تان تمرکز کنید. در اتاق را ببندید، سعی کنید همه آنچه موجب حواس‌پرتی‌ شما می‌شود را از ذهن خود دور کنید و فقط روی صندلی بنشینید و نفس بکشید. هدف گذراندن کل زمان با تمرکز تنها بر تنفس است که مانع از سرگردانی ذهن شما می‌شود. فکر کنید چگونه نفس‌تان را به داخل و خارج ریه‌هایتان بفرستید. به نظر ساده می‌آید اما این کار برای بیش از یک یا دو دقیقه دشوار خواهد بود. اگر ذهن‌تان به سمت دیگر منحرف شد، هیچ اشکالی ندارد؛ در ابتدای کار این اتفاق می‌افتد و شما تنها نیاز به تمرکز دوباره بر تنفس دارید. تلاش کنید تا هر دم و بازدم‌تان را تا ۲۰ بشمرید و سپس دوباره از اول شروع کنید. اگر حساب شمارش از دست‌تان در رفت نگران نباشید؛ می‌توانید همیشه از اول شروع کنید. ممکن است این کار به نظر بسیار آسان یا حتی اندکی احمقانه بیاید، اما از احساس آرامشی که پس از آن به‌دست می‌آورید شگفت‌زده خواهید شد و خواهید دید که چگونه افکار مخرب که به نظر به‌طور همیشگی در مغز شما بیتوته کرده‌اند، دور می‌شوند. برای غلبه بر نااطمینانی‌ها سعی کنید همه موارد بالا را انجام دهید. توانایی مدیریت استراتژیک نااطمینانی، یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که می‌توانید در یک محیط متغیر کسب و کار ترویج دهید. استراتژی‌های بالا را تمرین کنید؛ آنگاه خواهید دید که توانایی شما در کنترل نااطمینانی‌ها موجب خواهد شد تا قدم بزرگی در مسیر درست بردارید.

منبع: forbes