دسته‌ها
استارت آپ پیشنهاد سردبیر

چگونه استارتاپ ها می توانند از (متد لین) برای موفقیت استفاده کنند؟ Lean Startup Method

بنیانگذاران استارتاپ ها همیشه به دنبال این فرصت هستند که بتوانند کسب و کار خودشان را به سرمایه گذاران و افراد موفق معرفی کنند. اما  به راستی چه عواملی می توانند به موفقیت استارتاپ ها کمک کنند؟ نتایج بررسی های انجام شده طی دهه گذشته، نشان می دهند که دو منبع اصلی در موفقیت استارتاپ ها نقش اساسی دارند.

دسته‌ها
VIRLAN ابزار تحلیل آمار استارت آپ پیشنهاد سردبیر مدیریت

بهترین روش برای آنالیز میزان موفقیت روابط عمومی (PR) چیست؟ + مزایای سیستم OKR

اندازه گیری میزان موفقیت روابط عمومی (PR) در استارتاپ ها یکی از بزرگترین چالش‌های پیش روی مدیران است. هرچند، خوشبختانه مدل‌هایی مثل OKR و ICV/DPRG می‌توانند در این زمینه به صاحبان کسب‌وکارها کمک کنند.

دسته‌ها
استارت آپ

حضور سرمایه‌گذاران ۱۱ کشور جهان در ایران :‌ نشست سرمایه گذاری فناوری (TIM)

نشست سرمایه گذاری فناوری(TIM) با حضور سرمایه‌گذاران ارشد بیش از ۱۱ کشور جهان برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، دومین نشست سرمایه گذاری فناوری (TIM) در کنار همتایان ایرانی، طرح‌های خود را عرضه می‌کنند. هدف محوری این نشست «ارائه فرصت‌های سرمایه‌گذاری» است.

میلاد صدر خانلو رئیس شبکه فن بازار معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری گفت: در این دوره سخنرانانی از کشورهای هند، ترکیه و… حضور خواهند داشت و در رابطه با آخرین تحولات نوآوری بین المللی نظرات خود را با شرکت کنندگان در میان می گذارند.

به گفته صدر خانلو، استارت آپ‌های خارجی نیز در کنار استارت آپ‌های ایرانی در این رویداد طرح‌های خود را عرضه می‌کنند تا از فرصت حضور سرمایه گذاران بین الملی، استفاده کنند. در این رابطه تا کنون بیش از ۴۰ استارت آپ از کشورهای مختلف، فرایند ثبت نام خود را تکمیل کرده‌اند.

دومین نشست سرمایه گذاری فناوری با موضوع ارائه فرصت‌های سرمایه گذاری در ۱۵ و ۱۶ بهمن ماه و به میزبانی پارک فناوری پردیس و با حمایت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، صندوق های مالی وابسته به این معاونت و مشارکت بخش خصوصی، برگزار خواهد شد.

دسته‌ها
استارت آپ

فراخوان همکاری استارت‌آپ‌های ایرانی در جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲

سازمان فناوری اطلاعات ایران برای همکاری کسب‌وکارهای ایرانی حوزه فناوری اطلاعات در برگزاری جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ قطر، فراخوان منتشر کرد.

دسته‌ها
استارت آپ

رضا اربابیان، موسس شیپور ؛ هدف امروز استارت آپ ها زنده ماندن است!

اینترنت یعنی دسترسی به دانش روز و استفاده از اطلاعات. زمانی که این جریان قطع شود شما امکان دسترسی به دانش روز را ندارید و نمی توانید کسب و کار را پیش ببرید. این اصلی ترین مسئله در مورد اینترنت است.

اثر مستقیم تحریم ها بر اکوسیستم استارت آپی را چه می دانید؟

رضا اربابیان ، موسس شیپور گفت :‌ تحریم های اقتصادی دسترسی استارت آپ های بزرگ کشور به سرمایه خارجی را مختل کرده است. اثر مستقیم تحریم ها بر اکوسیستم استارت آپی ایران این بود که جلوی رشد آن را گرفت. بسیاری از کسب وکارهای کوچک در اکوسیستم تعطیل شد و کسب وکارهای بزرگ هم بیشتر به سودآوری و حفظ خود فکر می کنند.

اکنون هدف زنده ماندن است تا توسعه یافتن!

هرچند بعضی سازمان ها و نهادها برای انتقال سرمایه به اکوسیستم استارت آپی تلاش می کنند با این حال نمی توان گفت که این حرکت تا چه اندازه موفق بوده است. در شرایط کنونی استارت آپ ها باید ایده هایشان را جلو ببرند و بیشتر به سمت درآمدزایی پیش بروند تا بتوانند روی پای خود بایستند.

 

*تاچه اندازه پیاده سازی الگوی دیگر کشورها در اکوسیستم استارت آپی ایران را خوب می دانید؟

برای مثال در چین رقبای خارجی با دخالت دولت حضوری در بازار داخل ندارند.

اگر شرایط محیط کسب و کار در داخل کشور را به هر نحو برای رشد کسب وکارها، اعم از استارت آپ ها و صنایع فراهم کنیم عالی است. الگوبرداری از کشورهای موفق هم نکته مثبتی است اما نباید فراموش کرد که ما با کشورهای دیگر چه تفاوت هایی داریم. ما با چین از نظر حجم بازار داخل متفاوتیم. چین خود یک جهان است و ظرفیت بزرگ شدن کسب وکارها را دارد. ما با چین متفاوت هستیم هرچند می توانیم با در نظر گرفتن این تفاوت ها نکات مثبت اکوسیستم استارت آپی این کشور را بررسی کنیم.

 

قطعی اینترنت را بعضی فرصتی برای کسب وکارهای نوپای داخلی می دانستند. نظر شما چیست؟

بله برای بعضی از کسب وکارها این فرصتی برای جهش است، اما این جهش تنها در کوتاه مدت انجام می شود و قطعی اینترنت در طولانی مدت آثار خوبی ندارد.

اینترنت یعنی دسترسی به دانش روز و استفاده از اطلاعات. زمانی که این جریان قطع شود شما امکان دسترسی به دانش روز را ندارید و نمی توانید کسب و کار را پیش ببرید. این اصلی ترین مسئله در مورد اینترنت است. ممکن است کسب وکارها جهش کند و مردم مجبور شوند از استارت آپ های داخلی استفاده کنند اما در آینده زیان این مسئله برای همه بیشتر است.

 

مقاله مرتبط : بهترین راهکار برای رشد سریع استارتاپ چیست؟
مقاله مرتبط : گزارشی تحلیلی بررسی اکوسیستم استارت‌آپی ایران
مقاله مرتبط : صنعت فین‌تک‌ حدود ۳۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری جسورانه در سال ۲۰۱۹ جذب کرده است!

 

منبع : اتاق تهران

دسته‌ها
استارت آپ

برترین استارت آپ های هندی که بیشترین توجه سرمایه گذاران را به خودش جلب کردند

در دهه گذشته، ۵ بخش از استارت آپ های هندی بیشترین توجه سرمایه گذاران را به خودش جلب کردند. بخش هایی از جمله خرده فروشی، فین تک، انرژی، برنامه ریزی سازمانی و فناوری خودکار.

دسته‌ها
VIRLAN استارت آپ

بهترین راهکار برای رشد سریع استارتاپ چیست؟ معرفی ۸ روش برای پیشرفت

برای رشد سریع استارتاپ باید بخش‌های مختلف آن را تراز کرد. به عبارتی، اگر دپارتمان‌ها و قسمت‌های مختلف یک مجموعه با یکدیگر ساز مخالف بزنند، درگیری‌ها و تضاد‌ها متعددی پدید خواهد آمد.

دسته‌ها
استارت آپ

گزارشی تحلیلی بررسی اکوسیستم استارت‌آپی ایران + معرفی مدل های درآمدزایی پرطرفدار

پژوهش و اطلاعات آماری درباره اکوسیستم استارت‌آپی ایران و گزارش تحلیلی بررسی مدل تجاری استارت‌آپ‌های ایرانی.

استارت‌آپ‌‌ به‌طور معمول، شرکت‌های نوپای حوزه فناوری قلمداد می‌شود؛ شرکت‌هایی که به‌واسطه روش‌های نوآورانه و مبتنی‌بر تکنولوژی روز، می‌توانند آینده روشنی برای کسب‌وکارها رقم بزنند و شیوه‌های سنتی را با شیوه‌های جدید کم‌هزینه‌تر و بهینه‌تر جایگزین کنند.

دسته‌ها
استارت آپ پیشنهاد سردبیر

نکات مهمی که باید برای فروش سهام استارتاپ و جذب سرمایه بدانید

فروش سهام استارتاپ و جذب سرمایه بیشتر، یک مدل رایج برای کسب درآمد در اقتصاد نوآوری و استارتاپی است. درواقع تلاش اصلی استارتاپ‌ها برای ارائه ارزش بیشتر به مشتریان با هدف بالابردن ارزش سهام استارتاپ‌ها انجام می‌پذیرد.

دسته‌ها
VIRLAN اخبار استارت آپ روش های ارتباط با مشتری

استارتاپ ها می‌خواهند با فناوری هوش مصنوعی فروش را متحول کنند

فروش یکی از مهم‌ترین عناصر در موفقیت هر شرکتی است. در همین راستا، برخی از استارتاپ ها با تکیه بر حجم عظیمی از اطلاعات و فناوری هوش مصنوعی می‌خواهند فروش را متحول کنند. اما چگونه چنین چیزی ممکن است؟

دسته‌ها
اخبار استارت آپ کارآفرین مدیریت

فرهنگ استارت‌آپ چیست و چه ویژگی هایی دارد؟

باید توجه داشت، وقتی در مورد فرهنگ استارت‌آپ صحبت به میان می ‏آید، این هویت صرفا منحصر به کسب‏ و کارها و افراد یادشده نیست! دلیل بیان این نمونه‏ ها، آشنا بودن مخاطب با این اسامی است، حال آنکه مفهوم و هویت امروزی استارت ‏آپ حاصل نقش‏ آفرینی اینفلوئنسر های قبلی بوده است.

شاید به تعبیری بتوان گفت نیمی از هویت امروزی استارت ‏آپ‏ ها متاثر از افراد ناموفق و کسب‏وکارهایی است که هیچ موقع شکل نگرفته و در همان مرحله نوخیزی خشکیده و ناکام مانده‌اند.

فرهنگ استارت‌آپ‌ چطور شما را از وضعیت موجود به وضعیت بهتر میرساند؟

استارت‌آپ یک هویت است؛ این هویت منطق، بن‌مایه و طرز نگاه منحصر به خود را که برگرفته از بازیگران این محیط است، دارد؛ چه آنان که در خلق این محیط پیشرو بوده‌ و چه آنان که هم‌اکنون نقش‌آفرینی می‌کنند. در طول سالیان شکل‌گیری این هویت، طبیعتا فرهنگ منحصر به آن نیز خلق شده و رشد و نمو یافته‌است. اگر فرهنگ را بایدها و نبایدها، رفتارها یا به عبارت دیگر روحیه مشابه مجموعه‌ای از افراد بدانیم، فرهنگ استارت‌‌آپی نیز قابل‌تبیین خواهد بود.

پیش از تشریح فرهنگ استارت‌آپی، بیان سه نکته در رابطه با کلیات فرهنگ خالی از لطف نیست:

  1. محتوای هر فرهنگ در دو بعد درونمایه و پوسته، قابل بررسی است.
  2. هر فرهنگ، کارکرد‌هایی دارد.
  3. با فهم درست از یک فرهنگ و کارکردهای آن، می‌توان از آن در راستای اهداف از پیش تعیین شده بهره برد.

فرهنگ استارت‌آپ مدلی از کار را پدید آورده و پرورش دادند، تاثیرات معناداری بر قواعد کاری در سرتاسر جهان گذاشت؛ به گونه‌ای که استانداردهای جدید و بعضا کاملا متفاوتی را بنا نهاده و روحیه نوین کاری را به ادبیات کسب‌وکار ارائه داد. شاید بتوان گفت: «تلاش مستمر امیدوارانه برای خلق ارزش افزوده ملموس با حداقل داشته‌ها در جهت حرکت از وضعیت موجود به وضعیت بهتر» اصلی‌ترین درونمایه آن است. درون‌مایه‌ای که ابعاد قابل‌تامل بسیاری دارد؛ در ادامه برخی از مهم‌ترین ابعاد آن تشریح شده است:

فرهنگ استارت‌آپ

۱) مساله محوری و ایده‌پردازی؛ اصالت را در مساله می‌داند نه راه‌حل؛ دنبال سوال درست است، نه الزاما یافتن پاسخ به سوالات از قبل موجود؛ برای یافتن پاسخ می‌داند شاید مدت‌ها باید ایده‌پردازی کند. بازگشت از مسیر طی شده بر اساس فهم درست‌تر از مساله و انتخاب مسیر جدید در کسب موفقیت اجتناب‌ناپذیر است.

۲) ارزش‌آفرینی و تاثیرگذاری مشترک؛ به دنبال خلق ارزش است و خلق کردن صرف را درست نمی‌داند؛ ملاک حرکت خود را تاثیرگذاری کار و نه الزاما انجام آن، قرار می‌دهد. دنبال انجام کارهایی با تاثیر گسترده است. می‌داند داشتن تیمی از افراد، برای رسیدن به نتیجه بزرگ و خلق ارزش، حیاتی است.

۳) خلاقیت، نوآوری و خودباوری؛ به دریچه‌های جدید می‌نگرد؛ خارج از چارچوب‌های تعریف شده گام برمی‌دارد؛ ترس از بیان حرف‌ها و انجام اقدامات جدید ندارد؛ جسارت در بیان چارچوب‌های نو دارد. می‌داند باید به باورهای خود فرصت جولان بدهد؛ می‌داند که جهان امروز حاصل جولان باورهای افرادی در گذشته بوده است؛ می‌داند اغلب افراد در دایره امن خود زندگی می‌کنند و اگر به انتخاب آنها باشد، نباید از دایره امن خارج شد.

۴) ریسک‌پذیری و ماجراجویی؛ می‌داند که به ازای ریسک بیشتر است که می‌تواند انتظار بازده بیشتر داشته باشد؛ ماجراجویی را روحیه لازم برای ریسک‌پذیری و به‌تبع آن کسب بهره بیشتر می‌داند؛ خودش را مسوول انتخاب‌هایش دانسته و می‌داند باید بهترین ممکن را از وضعیت موجود محیط پیرامون خود خلق کند.

۵) ساختن و بهبود مستمر؛ می‌داند ساختن سخت و زمانبر است؛ برای ساختن چیزی که وجود نداشته است باید در طول مسیر یاد گرفت؛ تجربه‌هایی که به بهای صرف وقت به‌دست آمده است را باید محترم شمرد؛ به تدریج و مستمر باید ساخت و از سختی مسیر خسته نشد.

۶) سختکوشی و جنگندگی؛ می‌داند جنگ دو سر دارد، برد یا باخت؛ از طرفی می‌داند جنگیدن راندهای مختلفی دارد؛ شکست در یک نوبت به معنای شکست در جنگ نیست؛ باید از شکست‌ها برای جنگ‌های بعدی درس گرفت؛ سخت تلاش می‌کند و ناامید نمی‌شود. می‌داند دست کشیدن از تلاش، بزرگ‌ترین شکست است و نباید از ترس شکست، شکست خورد.

۷) نتیجه‌گرایی و هدفمندی؛ می‌داند که هدف و نتیجه مهم است و فرآیندی که به‌صورت بهینه به هدف منجر نشود، فاقد ارزش پیروی کردن است؛ هدف چیست و چگونه به نحو بهتر و بی‌قیدتری محقق می‌شود را ملاک پایبندی یا عدم پایبندی به فرآیندها و چارچوب‌های تعریف شده می‌داند.

۸) محتواگرایی و ارزش‌گرایی؛ به رئیس یا مرئوس بها داده نمی‌شود؛ ارزش هر فرد، بدون درنظر گرفتن سن، تجربه و جایگاه، در نحوه خلق ارزش و انجام کار او تعیین می‌شود؛ هر فردی می‌تواند تعیین‌کننده باشد، اگر در راستای تحقق هدف خلق ارزش کارآمدتری داشته باشد.

۹) قناعت و بهره‌وری؛ می‌داند برای رسیدن به زیاد باید از کم آغاز کرد؛ باید داشته‌های کم خود را بهینه استفاده کرد؛ بهره‌وری را نه‌تنها عامل گذر از ایام نوخیزی ایده می‌داند، بلکه از اصلی‌ترین الزامات باروری و حفظ حیات کسب‌وکار خلق شده در نظر می‌گیرد.

۱۰) رویاپردازی و بلندپروازی؛ به کم قانع نیست و رویاپردازی را عامل محرکه می‌داند؛ چشم‌انداز گرایی را لازمه حرکت دانسته و به عشق ساختن رویاهای بلند‌پروازانه‌اش زندگی می‌کند.

۱۱) عمل‌گرایی و تجربه‌گرایی؛ در تئوری و نظر متوقف نمانده و آزمون و تجربه را ترجیح می‌دهد؛ راهکارها و اقدامات به‌نظر درست را در بوته آزمایش قرار می‌دهد. از حلقه آزمون و تجربه برای یادگیری و حرکت رو به جلو به طرز بهینه‌ای استفاده می‌کند.

۱۲) انعطاف‌پذیری و صبوری؛ می‌داند مسیر ساختن، ابهام‌های فراوانی دارد؛ می‌داند مسیر طی نشده و جدید، موانع و سختی‌های زیادی دارد؛ انعطاف در این مسیر را عامل بقا دانسته و می‌داند برای کسب موفقیت‌های بزرگ، باید دید بلند‌مدت را در خود تقویت کند و کوتاه مدت‌نگری را درست نمی‌داند.

۱۳) اولویت‌بندی و انتخاب؛ می‌داند اهمیت و ضرورت کارها در لحظات مختلف، متفاوت است؛ بسته به هدف خود، از برخی انتخاب‌ها برای توفیق انتخاب‌های دیگر خواهد گذشت.

۱۴) برنامه‌ریزی و برنامه‌ریزی؛ برنامه دارد و داشتن آن را از نداشتنش به مراتب بهتر می‌داند؛ بلندمدت فکر می‌کند، میان‌مدت برنامه‌ می‌ریزد و کوتاه‌مدت اجرا می‌کند. همان‌قدر که به برنامه پایبند است، از پایبندی غیر‌هدفمند به آن‌ اجتناب می‌کند و می‌داند اصالت در هدف است، نه برنامه.

آنچه بیان شد ابعاد اصلی درونمایه فرهنگ و روحیه استارت‌آپی بود، که جاری شدن آنها در محیط کاری استارت‌آپ‌های جهان، داستان‌های موفقیت بسیار بزرگی در دهه گذشته را رقم زده است. از طرفی هر درونمایه‌ای، پوسته‌ و ظاهری نیز دارد؛ با وجودی‌که اهمیت پوسته بارها از درونمایه آن کمتر است؛ اما نمی‌توان از کنار آن به راحتی گذشت؛ چرا که در اغلب موارد، پوسته‌ها و ظواهر بیشتر در نظر کسانی که به یک مفهوم و فرهنگ جدید گرایش می‌یابند، جلوه می‌کنند.

پوسته فرهنگ استارت‌آپ

۱) پوشش غیر‌رسمی؛ به لباس رسمی برای کار (معمولا کت و شلوار) کمتر گرایش داشته و به لباسی که در آن احساس راحتی کنند، بها می‌دهد؛ اصالت در راحتی لباس (معمولا غیر‌رسمی) است، نه روتین‌های موجود.

۲) گفتمان غیر‌رسمی؛ از کلمات و عبارات محاوره‌ای و غیر‌رسمی در صحبت‌ها استفاده می‌کند؛ اصالت را در انتقال بهینه مفاهیم می‌داند نه در نحوه بیان رسمی ارائه آن.

۳) محیط کاری راحت؛ کار و برگزاری جلسه‌ها در محیط‌های خلاقانه و غیر‌رسمی اولویت دارد. ممکن است در حالت ایستاده جلسه بگذارند؛ دفتر کار را با دفتر بازی و زندگی یکی ببینند.

۴) عدم پایبندی به استانداردهای رفتاری موجود؛ ساعات و روزهای کاری، نحوه ارائه انجام کارها و سایر استانداردهای روتین محیط‌های کاری، لزومی برای رعایت کامل ندارد.

آشکار است، منطق، بن‌مایه، طرز نگاه یا به عبارت دیگر، فرهنگ و روحیه استارت‌آپی بوده است که استارت‌آپ‌ها را به الگویی برای تقلید تبدیل کرده است؛ در حالی‌که بسیار مشاهده می‌شود افراد و سازمان‌های مختلف بدون داشتن درک درستی از این مفهوم، صرفا به کسب‌وکارهای استارت‌آپی گرایش بسیار زیاد دارند.

در سالیان اخیر موضوعات مرتبط با استارت‌آپ‌ها در کشورمان مورد اقبال بوده و فعالیت‌های مختلفی در رابطه با آن انجام شده است. آنچه سعی در تبیین آن شد، این است که فرهنگ و روحیه استارت‌آپی لزوما مختص به استارت‌آپ نبوده و می‌توان شاهد بروز فرهنگ استارت‌آپی در یک کسب‌وکار سازمان یافته یا حتی سازمان‌های خصوصی و دولتی بود. اینکه اغلب افراد خواهان داشتن یک استارت‌آپ بوده یا بیشتر سازمان‌های خصوصی و دولتی، بدون درک درستی از این مفهوم، خواستار ایفای نقشی در این محیط باشند، خروجی ملموس و تاثیرگذاری را دربر نخواهد داشت. گرایش به پوسته و ظاهر کسب‌وکارهای استارت‌آپی بدون در نظر گرفتن درونمایه آن، اثرات و نتایج مورد انتظار را پدید نیاورده و موجب دور افتادن استارت‌آپ از رسالت اصلی خود، یعنی خلق ارزش معنادار خواهد شد.

دلیل بررسی و تبیین فرهنگ استارت‌آپی در کنار مفهوم استارت‌آپ، بیان این مهم است که الزاما همه نمی‌توانند یک استارت‌آپ داشته باشند، اما همه می‌توانند فرهنگ و روحیه استارت‌آپی را در محیط کار خود توسعه و ترویج دهند.

باید تلاش شود تا افراد و سازمان‌ها تفاوت بین استارت‌آپ داشتن و فرهنگ استارت‌آپی داشتن را درک کنند، چه بسا از این طریق استارت‌آپ‌ها را برای بهبود شرایط محیط کسب‌وکاری خود نیز به خدمت بگیرند و صرف داغ بودن بازار استارت‌آپ‌ها به آنها گرایش نداشته باشند.

شاید نتوان به همه جوانان و سازمان‌های ایرانی نسخه استارت‌آپ داشتن را جهت انجام فعالیت کسب‌وکاری یا حل برخی از مشکلات از قبیل بیکاری در کشور تجویز کرد، ولی یقینا می‌توان به همه ایرانی‌های مشغول به کار یا در جست‌وجوی کار، فرهنگ و روحیه استارت‌آپی را به‌عنوان یک روحیه ارزش‌آفرین معرفی کرد و ترویج داد.

 

نویسنده : فاطمه کاظمی و سعید باباخانی

دسته‌ها
اخبار استارت آپ سرمایه‌گذاری خطرپذیر کارآفرین

چرا ۹۰ درصد استارت آپ‌ها شکست می‌خورند ؟!

بر اساس منابع حدودا ۹۰ درصد استارتاپ‌ها شکست می‌خورند! چرا استارت آپ‌ها شکست می‌خورند اما ۱۰ درصد استارتاپ‌ها موفق می‌شوند و بازگشت سرمایه بالایی دارند؟

درواقع ۱۰ درصد استارتاپ‌هایی که موفق می‌شوند، آن‌قدر بازگشت سرمایه بالایی دارند که سرمایه‌گذاران را بسیار علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در این حوزه می‌کنند.

بنابراین درک دلایل شکست استارتاپ‌ها می‌تواند برای استارتاپ‌ها، سرمایه‌گذاران، شتاب‌دهنده‌ها و محققان دانشگاهی سیار مفید باشد. اینفوگرافیک پیش‌ِرو حاصل تحقیق مجموعه تحقیقاتی CBINSIGHTS است. در این تحقیق از ۱۰۱ استارتاپ شکست‌خورده خواسته شده بود دلایل شکست خود را اعلام کنند.

هر استارتاپ نه یک دلیل، بلکه چندین دلیل مختلف را برای شکست خود ذکر کرد. بنابراین درصد‌های اعلام‌شده برای هر دلیل شکست گویای تعداد استارتاپ‌هایی است که با این مشکل دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. در این بخش بررسی میکنیم که چرا استارت آپ‌ها شکست می‌خورند و به تشریح تعدادی از این دلایل شکست استارتاپ‌ها می‌پردازیم ، با ویرلن همراه باشید:

۱-نبود نیاز در بازار

۴۲ درصد از استارتاپ‌ها نبود نیاز در بازار را یکی از دلایل شکست خود اعلام کردند. اما نبود نیاز در بازار به چه معنی است؟ یکی از شایع‌ترین موارد این موضوع حل یک مشکل جالب به وسیله استارتاپ است تا حل نیاز بازار. استارتاپ‌ها معمولا در این دام می‌افتند زیرا از نظر خودشان مشکل بزرگی را حل می‌کنند اما غافل از اینکه آیا این مشکل نیاز بازار است یا نه؟ برای مثال، در این گزارش استارتاپی که در حوزه سلامت و بهینه‌سازی مطب پزشکان فعالیت می‌کرد، گفته بود: ‌«پزشکان به دنبال بیماران بیشتری بودند نه بهینه‌سازی کار‌های مطب‌شان». به طور کلی، استارتاپ‌ها باید مشکل بازار را حل کنند و این مشکل باید به اندازه کافی بزرگ باشد و راه‌حل این مشکل نیز باید قابلیت اسکیل‌کردن را داشته باشد.

۲-تمام‌شدن سرمایه

۲۹ درصد استارتاپ‌ها دلیل اصلی اینکه که چرا استارت آپ‌ها شکست می‌خورند را تمام‌شدن سرمایه میدانند. زمان و سرمایه همیشه جزء محدودیت‌های اصلی استارتاپ‌ها هستند و حتی به نوعی با هم درآمیخته شده‌اند. به طور کلی در استفاده از منابع محدود باید دقت زیادی کرد. در اکوسیستم استارتاپی ایران نیز کم استارتاپ‌هایی نبوده‌اند که به دلیل خرج‌کردن سرمایه جذب‌شده در تبلیغات بیلبوردی عجله کرده‌اند و در حال حاضر دیگر نامی از آنها نیست. البته تمام‌شدن سرمایه در اکثر استارتاپ‌ها همراه با محصول نامناسب در بازار و ناتوانی در تغییر استراتژی کسب‌وکار (Pivot-بوده است. برای مثال، یکی از استارتاپ‌ها بیان کرده بود حتی با تلاش برای تغییر محصول به محصولی مناسب برای بازار نتوانسته بودند در زمان لازم سرمایه جدید جذب کنند.

۳-تیم نامناسب

۲۳ درصد استارتاپ‌ها تیم نامناسب را دلیل شکست خود اعلام کردند.

پیداکردن هم‌مؤسس مانند پیداکردن همسر است (در ادبیات استارتاپی، به دو نفر که مشترکا استارتاپی را تأسیس می‌کنند، هم‌مؤسس یا هم‌بنیان‌گذار می‌گویند که معادل Cofounder است).

این اصطلاح مهم‌بودن پیداکردن هم‌مؤسسانی که بتوانند مکمل یکدیگر باشند را نشان می‌دهد. به علاوه هم‌مؤسس را مانند همسر نمی‌توان به‌راحتی تغییر داد، بنابراین در ابتدای کار باید توجه زیادی به این موضوع کرد. نکته مهم دیگر در ابتدای کار داشتن تیم و هم‌مؤسسانی است که مهارت‌های متفاوتی از یکدیگر داشته باشند تا تیم توانایی حل موضوعات متفاوتی را داشته باشد. بسیاری از استارتاپ‌ها گفته بودند ای کاش از ابتدا مدیر فنی یا فردی را به عنوان هم‌مؤسس داشتند که علاقه‌مند و توانا در زمینه کسب‌وکار باشد. یکی دیگر از استارتاپ‌های شکست‌خورده نیز گفته بود: «تیم مؤسسان به تنهایی توانایی ساختن نمونه اولیه محصول را نداشت و این اشتباه بزرگی بود. اگر تیم مؤسسان نتواند یک محصول را به تنهایی (یا با اندکی کمک از بیرون-بسازد، بهتر است به سراغ راه‌اندازی استارتاپ نرود. ما می‌توانستیم هم‌مؤسس دیگری به تیم اضافه کنیم و به جای پول به او سهم از استارتاپ دهیم اما این کار را نکردیم». حتی یک مؤسس استارتاپ شکست‌خورده دیگر آرزو می‌کرد ای کاش فرد دیگری به عنوان هم‌مؤسس را انتخاب و با خود همراه می‌کرد تا بتواند تعادل را حفظ کند و در تصمیم‌گیری و تقسیم کار به او کمک کند تا براحتی مرتکب ساده ترین اشتباهات فریلنسرها نشویم!

۴-حذف‌شدن از رقابت

مسئله مهم دیگر در بررسی اینکه چرا استارت آپ‌ها شکست می‌خورند ، رقابت سخت به همراه زمان و سرمایه محدود است. ۱۹ درصد استارتاپ‌ها به دلیل شکست در رقابت با دیگر استارتاپ‌های هم‌حوزه خود از میدان حذف شدند. معمولا می‌گویند استارتاپ‌ها باید روی کار خود تمرکز کنند و به رقبا کاری نداشته باشند اما زمانی که مشخص می‌شود یک ایده در بازار کار می‌کند رقابت در آن سنگین می‌شود و بازیگران بسیاری در آن ورود می‌کنند. این موضوع در اکوسیستم استارتاپی ایران نیز مشهود بوده است. برای مثال، پس از ورود اسنپ و تپسی در دوره‌ای بین ۲۰ تا ۳۰ بازیگر دیگر نیز به این حوزه ورود کردند. مثال‌های فراوان دیگری نیز از پلتفرم‌های پیک موتوری، خدمات ساختمان، تخفیف گروهی، گردشگری، سفارش آنلاین غذا و… نیز وجود دارند که حتما آنها را در بازار مشاهده کرده‌اید. البته درست است که تمرکز روی رقیب اشتباه است اما درنظرنگرفتن آن نیز مشکل‌ساز خواهد بود. سرعت عمل استارتاپ‌ها در پیاده‌سازی امکانات جدید برای تجربه کاربری بهتر، تمرکز روی محصول، مدیریت هزینه‌ها و نوآوری نیز در این موضوع بسیار اهمیت دارد. یک مثال بسیار ساده آن عملکرد تپسی در رقابت با اسنپ است که با وجود سوپراپ‌شدن اسنپ و مزیت‌های آن، با آوردن امکانات جدید کاربرپسند مزیت‌های رقابتی خوبی را ایجاد کرد و توانست کاربران را به سمت خود بکشد (سوپراَپ اپلیکیشنی است که مانند یک چتر چندین خدمت مختلف را که هر یک می‌توانست یک اپلیکیشن جداگانه برای خود داشته باشد ذیل اپلیکیشن اصلی ارائه می‌دهد.)

 

۵-مشکلات هزینه و قیمت‌گذاری

۱۸ درصد استارتاپ‌ها به دلیل مدیریت نادرست هزینه و قیمت‌گذاری شکست خورده‌اند. قیمت‌گذاری یکی از پیچیده‌ترین مسائلی است که استارتاپ‌ها با آن درگیر هستند. اما چرا؟ قیمت‌گذاری باید به اندازه‌ای بالا باشد که هزینه‌های استارتاپ‌ها را پوشش دهد و به اندازه‌ای پایین باشد که مشتری حاضر به پرداخت آن باشد. مثال ساده آن تأمین محصولات با قیمت پایین در فروشگاه‌های آنلاین و تعیین حاشیه سود به اندازه‌ای است که کاربر مجاب به خرید از فروشگاه آنلاین شود. مثال پیچیده‌تر آن مربوط به بازارگاه‌هایی (Marketpalace-است که باید حاشیه سود خود را با توجه به مشتری نهایی و ارائه‌دهنده خدمات یا کالا روی پلتفرم‌‌های خود تعیین کند. به طور مثال یکی از مشکلاتی که دیجی‌کالا با آن درگیر است عدم امکان نظارت مستقیم روی قیمت فروشندگان روی پلتفرم خود است. مثال دیگر آن اسنپ و تپسی است. این پلتفرم‌ها می‌توانند هزینه سفر را تعیین کنند اما چون بر اساس عرضه و تقاضا کار می‌کنند، راننده نیز در این قیمت‌گذاری دخیل است زیرا راننده است که باید سفر را بپذیرد. به علاوه مسافر نیز در معادله قیمت‌گذاری تأثیرگذار است زیرا او باید هزینه را پرداخت کند. در این بین اسنپ و تپسی نیز باید حاشیه سود خود را در معادله قیمت‌گذاری تعیین کنند. یکی از استراتژی‌هایی که برای کسب‌وکار‌های مارکت‌پلیسی در سراسر دنیا به کار می‌رود، آوردن حاشیه سود به حداقل یا حتی پرداخت قسمتی از هزینه توسط خود این پلتفرم‌هاست تا بتوانند بازار را تسخیر کنند تا پس از گرفتن بازار از بازیگران سنتی بتوانند مانور بیشتری روی قیمت‌گذاری داشته باشند.

۶-کاربرپسندنبودن محصول

۱۷ درصد استارتاپ‌ها کاربرپسندنبودن محصول را جزء علت‌های اصلی شکست خود اعلام کردند. استارتاپ‌ها جدای از حل مشکلات باید کاربر خود را بشناسند و پلتفرم‌شان را بر اساس بازار هدف خود طراحی کنند. آنها علاوه بر آنکه باید بدانند کاربران چه چیزی نیاز دارند، باید بدانند آنها از چه چیزی هم خوششان می‌آید. به طور کلی فرایند طراحی محصول کار پیچیده‌ای است و نیاز به تحقیق بازار، پیداکردن مشکلات، توسعه محصول، طراحی راه‌حل‌ها، استراتژی کسب‌وکار، تحلیل داده و بسیاری از موارد دیگر دارد.

چرا استارت آپ‌ها شکست می‌خورند

چرا استارت آپ‌ها شکست می‌خورند ؟

 

۷-محصول بدون مدل کسب‌و‌کار

۱۷ درصد مؤسسان عقیده داشتند که ناتوانی در طراحی و بهبود مدل کسب‌وکار در شکست آنها تأثیر داشته است. بسیاری از آنها تنها به یک کانال درآمدی و جذب مشتری اکتفا کردند یا نتوانستند در اسکیل‌کردن منابع بیشتری پیدا کنند (اسکیل‌کردن، یعنی ارائه خدمات در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر. مثلا به جای آنکه در شهر خودتان خدمت ارائه کنید، آن خدمت را با استفاده از فناوری بتوانید در کل کشور ارائه دهید). در نتیجه سرمایه‌گذاران مردد شده و خود مؤسسان هم نتوانستند از کاربران خود درآمدزایی کنند. یکی از استارتاپ‌های Y Combinator در این رابطه می‌گوید: «با اینکه ما موفقیت‌های زیادی داشتیم اما نتوانستیم اسکیل کنیم؛ زیرا تنها وابسته به یک کانال برای جذب مشتری بودیم و این کانال قابل اتکا نبود. ما به SEO بسیار وابسته بودیم و از ابتدا چون پول زیادی نداشتیم روی آن زیاد کار کردیم و تمرکز خود را تنها روی آن گذاشتیم به طوری که SEO در ساختار مدل کسب‌وکارمان قرار گرفت. اما هنگام اسکیل‌کردن تمرکز تنها روی SEO کافی نبود».

۸-بازاریابی ضعیف

۱۴ درصد استارتاپ‌ها در پاسخ این سوال که چرا استارت آپ‌ها شکست می‌خورند بازاریابی ضعیف خود را مؤثر دانستند. شناخت مخاطبان هدف و دانستن اینکه چطور می‌توان توجه آنها را جلب و در انتها آنها را تبدیل به مشتری کرد، یکی از مهارت‌هایی است که برای استارتاپ‌ لازم است. این مشکل در بین مؤسسانی که مهارت آنها در کدزدن یا طراحی محصول است بیشتر دیده می‌شود و زمانی که محصول آنها نیاز به بازاریابی پیدا کند خود را نشان می‌دهد. به گفته یکی از مؤسسان استارتاپی که با این مشکل درگیر بوده است: «خط باریک بین موفقیت و شکست استارتاپ‌های خدمات اینترنتی، تعداد کاربران آن است. در مراحل اولیه تعداد کاربران ما به طور عادی افزایش پیدا می‌کرد. سپس ما به حداکثر تعداد کاربرانی رسیدیم که بدون تلاش خاصی می‌توانستیم به آنها دست پیدا کنیم. در نتیجه نیاز به بازاریابی پیدا کردیم اما هیچ کدام از مهارت بازاریابی و حتی وقت انجام این کار را نداشتیم. اگر از قبل پیش‌بینی این موضوع را می‌کردیم و یا  راز موفقیت موفق ترین کمپین های دیجیتال مارکتینگ را بررسی میکردیم یکی از مشکلات اصلی‌مان حل می‌شد».

 

۹- نادیده‌گرفتن مشتریان

استارتاپ‌ها برای ارائه خدمات یا کالا به مشتریان شکل گرفته‌اند. مشتری باید نقطه تمرکز کسب‌وکار‌ها باشد و هرچه کسب‌وکار‌ها از مشتری دور شوند و با آنها ارتباط نداشته باشند، احتمال شکست آنها نیز بیشتر می‌شود. نکته جالب این است که ۱۴ درصد از استارتاپ‌ها با این مشکل مواجه شده‌اند. بسیاری از استارتاپ‌ها آن‌قدر درگیر توسعه محصول و کار‌های اجرائی دیگر می‌شوند که فراموش می‌کنند محصولی که توسعه می‌دهند برای مشتری است و باید از آنها بازخورد بگیرند. در موارد دیگر استارتاپ‌ها به‌جای مشتری فکر می‌کنند، بدون آنکه ارتباط مستقیمی با آنها داشته باشند.

یکی از استارتاپ‌هایی که در حوزه مدیریت محتوای وب در این تحقیق شرکت کرده بود، می‌گوید: «ما زمان زیادی را برای ساختن محصول سپری کردیم و بازخوردی از مشتریان دریافت نکردیم. خیلی ساده است که دورنگر باشیم. من پیشنهاد می‌کنم که بیشتر از دو یا سه ماه از شروع تا رساندن محصول به دست مشتریان که هدف نهایی هستند».

۱۰- محصول در زمان نامناسب

زمان انتشار محصول به بازار یکی دیگر از چالش‌هایی است که هم‌بنیان‌گذاران استارتاپی با آن درگیر هستند. تقریبا ۱۳ درصد از استارتاپ‌هایی که در این تحقیق شرکت کرده‌اند با این مشکل مواجه بوده‌اند. زمان انتشار محصول از این نظر اهمیت دارد که محصول باید از طرفی زود‌تر از بقیه رقبا وارد بازار شود، اما اگر این عجله‌کردن باعث شود که محصول به اندازه کافی خوب نباشد، باعث تأثیر اولیه بد روی کاربر می‌شود. این نکته هم حائز اهمیت است که تغییر این تأثیر بد اولیه کار بسیار سختی است. از طرف دیگر اگر محصول دیر وارد بازار شود ممکن است فرصت حضور در بازار کلا از دست برود.

یکی از استارتاپ‌هایی که روی توسعه کامپیوتری بر اساس معماری پردازنده‌های ARM کار می‌کرد، می‌گوید: «ما سریع‌تر از مشتریانمان پیش رفتیم. ما با تکنولوژی‌ای حرکت کردیم که در واقعیت برای آنان آماده نبود؛ به‌عنوان‌مثال از ۳۲- بیتی به ۶۴- بیتی. ما زمانی تغییر رویکرد دادیم که فضای سیستم‌عامل همچنان در حال آماده‌سازی بود. ما خیلی زود اقدام کردیم».

۱۱- ازدست‌دادن تمرکز و رفتن به حاشیه

در حدود ۱۳ درصد از استارتاپ‌ها دلیل شکست خود را منحرف‌شدن از مسیر اصلی به وسیله پروژه‌های نامشخص، ازدست‌دادن تمرکز و مشکلات شخصی ذکر کرده‌اند. یکی از استارتاپ‌ها که در این تحقیق شرکت کرده بود حتی گفته است: «پس از شرکت در یکی از کنفرانس‌های تکنولوژی از خود پرسیدیم که چرا این مسیر را ادامه می‌دهیم. به‌علاوه نمی‌دانستم این مسیر حتی به کجا می‌رود. حتی شک داشتم که بخواهم اداره یک استارتاپ، مسئولیت کارمندان و پاسخ به هیئت‌مدیره را برعهده داشته باشم».

۱۲- ناسازگاری بین تیم یا سرمایه‌گذاران

ناسازگاری بین تیم یا سرمایه‌گذاران هم ۱۳ درصد از دلایل شکست استارتاپ‌ها را شامل شده است. اختلاف بین هم‌بنیان‌گذاران استارتاپی یکی از دلایل ازبین‌رفتن انسجام تیمی و فروپاشی تیم‌های استارتاپی است. این اختلافات معمولا به دلیل عدم شفافیت بین هم‌بنیان‌گذاران، تغییرکردن دورنمای استارتاپ از نظر هم‌بنیان‌گذاران یا مشکلات شخصی بین آنها رخ می‌دهد. به‌علاوه اختلاف بین هم‌بنیان‌گذاران و سرمایه نیز یکی از دلایل مؤثر در فروپاشی استارتاپ‌هاست. نرسیدن به هدف‌گذاری‌ها، اختلاف در دورنمای استارتاپ، تعدد سرمایه‌گذاران و کندشدن فرایند تصمیم‌گیری می‌تواند جزء مشکلات سرمایه‌گذاران با هم‌بنیان‌گذاران استارتاپی باشد.

۱۳- اشتباه در تغییر استراتژی کسب‌وکار

یک‌سری از استارتاپ‌ها پس از ورود به بازار متوجه کارنکردن مدل کسب‌وکار خود می‌شوند. برخی دیگر پس از آگاه‌شدن از این موضوع سعی در تغییر مدل کسب‌وکار خود می‌کنند تا بتوانند بازار را بگیرند. البته تشخیص این موضوع کار بسیار سختی است، زیرا ممکن است با مشکلات محصول، بازاریابی یا موارد دیگر اشتباه گرفته شود. تغییر نادرست در مدل استراتژی کسب‌وکار دلیل شکست ۱۰ درصد از استارتاپ‌هاست.

یکی از استارتاپ‌ها در این رابطه می‌گوید: «تغییر استراتژی کسب‌وکار تنها برای تغییر استراتژی، بی‌ارزش است. در جایی که الگوی تجارت دچار تغییر می‌شود، آزمایش فرضیه‌ها و بررسی نتایج باید امری حساب ‌شده باشد. در غیر این صورت، شما چیزی یاد نخواهید گرفت».

۱۴- فقدان اشتیاق

کمبود اشتیاق در بین هم‌بنیان‌گذاران حدود ۹ درصد از دلایل شکست استارتاپ‌ها را تشکیل می‌دهد. علاقه‌نداشتن به حوزه کاری و به واسطه آن نداشتن دانش در آن از دلایل این مشکل است.

مسئول یکی از استارتاپ‌هایی که در حوزه روزنامه‌نگاری و خبر کار می‌کرد، دلیل شکست خود را این‌گونه بیان می‌کند: «فکر می‌کنم این‌طور درست باشد که بگوییم برای ما روزنامه‌نگاری اهمیتی نداشت. ما از ساختن محصولی که برای نظردهی باشد، کار خود را شروع کردیم که از نیاز من برای ساخت یک سیستم فوق‌العاده نظردهی برای بلاگ، نشئت می‌گرفت. این باعث طراحی بهترین سیستم نظردهی و یافتن ایدئال‌ترین کاربرمان شد: روزنامه‌ها؛ اما در واقعیت به روزنامه‌نگاری اهمیت نمی‌دادیم و حتی برای روزنامه‌خوانی مشتاق هم نبودیم؛ حتی سایت استارتاپ ما، سایت سرگرم‌کننده‌ و محبوبی برای من نبود. ما چطور می‌توانستیم محصولی را گردآوری کنیم که فقط از جنبه تجارت برایمان جالب بود؟!».

۱۵- شکست در توسعه جغرافیایی

بین محتوا و حوزه کاری استارتاپ و موقعیت مکانی آن باید همخوانی وجود داشته باشد. به این معنی که یک‌سری از استارتاپ‌ها ممکن است مختص به یک ناحیه خاص باشند و نتوانند مدل کسب‌و‌کار خود را به مناطق و ناحیه‌های دیگر گسترش دهند. این موضوع مقیاس‌پذیری استارتاپ‌ها را که یک اصل استارتاپی است، زیر سؤال می‌برد و استارتاپ به یک شرکت کوچک یا متوسط تبدیل می‌شود. توجه به این موضوع در ابتدای راه‌اندازی استارتاپ با تحقیق بازار محقق می‌شود و همچنین باید تولید محتوا با هدف جذب مشتری باشد. برخی از استارتاپ‌ها هم با گذر از این تحقیقات یک راست وارد بازار می‌شوند؛ اما در زمان بزرگ‌تر‌شدن و اسکیل‌کردن به مشکلات جدی برخورد می‌کنند. شکست در توسعه جغرافیایی ۹ درصد از دلایل شکست استارتاپ‌ها را تشکیل می‌دهد.

مسئول یکی از استارتاپ‌ها در‌این‌باره می‌گوید: «ما محصول‌مان را راه‌اندازی کردیم و تمام دوستان‌مان در آن عضو شدند؛ سپس اکثر روزنامه‌های محلی شروع به نوشتن داستان درباره استارتاپ ما کردند. کار به‌خوبی پیش می‌رفت. مشکلی که به آن برخوردیم، این بود که داشتن هزاران کاربر فعال در شیکاگو به ‌معنای داشتن حتی دو کاربر فعال در شهر‌های نزدیک مجاور نبود؛ چه برسد به شهر‌هایی که فاصله بیشتری از ما داشتند. به‌سادگی می‌توان گفت که نرم‌افزار و ایده فراتر از مرزهای شهرمان نرفت؛ چون مخصوص شیکاگو بود».

موقعیت جغرافیایی در تیم‌هایی که از راه دور کار می‌کنند، نیز تأثیرگذار است و ممکن است باعث بروز مشکلاتی برای آنها شود.

۱۶- نبود تأمین مالی و سرمایه‌گذار

شاید اولین مشکلی که به ذهن کارآفرینان و هم‌بنیان‌گذاران تازه‌کار می‌رسد، نبود سرمایه‌گذار است؛ اما اگر این موضوع را از سرمایه‌گذاران بپرسید، جواب دیگری به شما خواهند داد. به نظر سرمایه‌گذاران حتی در بدترین شرایط ممکن، اگر کسب‌وکار یا استارتاپی مدل کسب‌وکار خوبی داشته باشد که بتواند بازار را تصاحب کند، حتما برای آن سرمایه‌گذار پیدا می‌شود. برخی از استارتاپ‌ها نیز تمام‌شدن سرمایه و ناتوانی در جذب سرمایه‌گذاری جدید را دلیل شکست خود اعلام کردند. هشت درصد‌ از استارتاپ‌ها نبود تأمین مالی را علت شکست خود اعلام کرده‌اند.

۱۷- چالش‌های حقوقی

چالش‌های حقوقی نیز موضوعی آشنا در کشور ما است. از استارتاپ‌های حوزه اشتراک‌گذاری ویدئو گرفته تا استارتاپ‌های حوزه حمل‌ونقل و فین‌تک، همگی با مشکلات حقوقی دست‌و‌پنجه نرم کرده‌اند. چالش‌های حقوقی هشت درصد از دلایل شکست استارتاپ‌ها را شامل می‌شود.

مسئول یکی از استارتاپ‌های حوزه موسیقی در‌این‌باره می‌گوید: «من به شکست استارتاپ‌های موسیقی توجهی نکردم. این ریسک بسیار بزرگی برای دنبال‌کردن و صنعت بسیار سختی برای همکاری است. ما بیش از یک‌چهارم از پول خود را صرف وکیلان، حق امتیازات و خدمات مربوط به حمایت از موسیقی می‌کنیم. این محدود‌کننده است؛ چون ما نتوانسته بودیم کسب‌وکارمان را بین‌المللی کنیم، باید پیشرفت‌مان را متوقف می‌کردیم».

۱۸- استفاده‌نکردن از شبکه

منظور از شبکه، شبکه ارتباطات هم‌بنیان‌گذاران با سرمایه‌گذاران و افراد تأثیرگذاری است که می‌توانند در رشد استارتاپ مؤثر باشند. بیشتر استارتاپ‌ها معمولا از نداشتن این شبکه‌ ارتباطی نالان هستند؛ اما موضوع مهم دیگری که در این تحقیق به آن دست یافتند، استفاده‌نکردن حتی از شبکه موجود بوده است! به این معنی که هم‌بنیان‌گذاران استارتاپی نتوانسته‌اند به‌خوبی از شبکه‌ای که داشته‌اند، استفاده کنند و از این ارتباطات بهره ببرند.

مسئول یکی از استارتاپ‌ها در‌این‌باره می‌گوید: «سرمایه‌گذاران خود را درگیر کنید. آنها حضور دارند تا به شما کمک کنند. از ابتدا آنان را وارد عمل کنید و از کمک‌خواستن نهراسید. ما سعی کردیم همه کار خودمان را انجام دهیم که اشتباه بزرگی بود. شاید دلیل این اشتباه، نداشتن اعتماد‌به‌نفس و تازه‌وارد‌بودن در دنیای استارتاپ‌ها بود. این اشتباه را نکنید».

هشت درصد از استارتاپ‌ها استفاده‌نکردن از شبکه را در بین دلایل خود ذکر کرده‌اند.

۱۹- از‌ پا‌ درآمدن

از پا درآمدن می‌تواند به واسطه بی‌تعادلی بین زندگی شخصی و کاری رخ دهد که در بین هم‌بنیان‌گذاران استارتاپی موضوعی شایع است؛ به‌علاوه نداشتن تیم منسجم نیز می‌تواند خستگی کار را دوچندان کند و باعث از پا در‌آمدن استارتاپ‌ها شود. این موضوع نیز هشت درصد از دلایل شکست استارتاپ‌ها راتشکیل می‌دهد.

۲۰- شکست در تغییر استراتژی کسب‌وکار

و آخرین پاسخی در سوال چرا استارت آپ‌ها شکست می‌خورند دریافت کردیم این بود که به ‌اندازه کافی سریع تغییر رویکرد ندادیم. از محصولی نامناسب، استخدامی نادرست یا تصمیمی بد، دلیلی برای موفق‌نبودن هفت درصد از افراد شکست‌خورده بوده است. رها‌نکردن و گرایش به ایده‌ای نامناسب می‌تواند منابع و بودجه را تضعیف کند؛ همچنین کارمندان را با پیشرفت‌نکردن ناامید کند. برخی از استارتاپ‌ها روی مدل کسب‌وکار خود پافشاری می‌کنند که سرانجام به شکست آنها منجر می‌شود.

دسته‌ها
اخبار اخبار تکنولوژی استارت آپ اقتصاد اقتصادی تجارت دیجیتال مارکتینگ کارآفرین

چگونه بدون داشتن سرمایه کسب و کار خودمان را آغاز کنیم ؟

اگر میخواهید یک کارافرین باشید و سرمایه کسب و کار را ندارید ، بدانید که شما تنها نیستید و بسیاری از کارافرینان در ابتدای کار خود به اندازه کافی سرمایه نداشته اند و حتی شاید اگر داشتند دیگر آن کار را شروع نمیکردند و به دنبال چیزهای دیگری میرفتند!

اگر درمورد فعالیت هایی که میخواهید انجام دهید مهارت و دانش اولیه را دارید و از بازاریابی و تبلیغات اینترنتی هم نکات اولیه را میدانید ، میتوانید کار خود را شروع کنید ، بنابراین بیشتر تلاش کنید و برای رسیدن به موفقیت ،پشتکار داشته باشید .

به عقیده‌ی کریس گی‌یبو (Chris Guillebeau) نویسنده‌ی کتاب استارتاپ ۱۰۰ دلاری، برای موفق شدن در یک پروژه‌ی کسب و کار، به‌خصوص پروژه‌ای که برای راه‌اندازی آن ذوق و شوق دارید، فکر کردن دقیق به آن دسته از مهارت‌هایتان که می‌تواند برای حل مشکلی از دیگران مفید باشند، به‌ویژه فکرکردن برای یافتن راهی جهت ترکیب آن مهارت‌ها، اهمیت زیادی دارد.

اگر به کارآفرینی علاقمندید و برای شروع کسب و کار شخصی خود ذوق و شوق دارید ولی نگران نداشتن پول کافی و سرمایه کسب و کار برای شروع هستید، این پنج گزینه را مدّ نظر قراردهید:

چیزی بسازید

اگر در ساختن عروسک، مجسمه، لوازم دکوری، اپلیکیشن و هر چیز دیگری مهارت دارید گزینه‌ی اول شما برای کارآفرینی استفاده از این مهارت‌تان است. بله، ساختن هر چیزی هزینه‌های اولیه‌ای دربرخواهدداشت، اما معمولاً این هزینه‌های آن‌قدر هنگفت نیست که نیاز به سرمایه‌ی اولیه‌ی آن‌چنانی داشته‌باشد. از طرفی، چون برای ساختن این‌گونه محصولات یا خدمات نیاز به اجازه‌ی دفتر کار ندارید، هزینه‌ی فرآیند تولید خیلی زیاد نخواهدشد و در نتیجه بخش زیادی از درآمد شما از فروش این محصولات سود خالص خواهدبود. تصمیم اینکه چه چیزی بسازید بر عهده‌ی خودتان است، اما برای فروش محصولات گزینه‌های زیادی در اختیار دارید.

اگر تمایل به فروش فیزیکی محصولات داشته باشید می‌توانید به سراغ مغازه‌ها و فروشگاه‌های محله یا شهر خود بروید و یا مستقیماً به آن‌ها بفروشید یا قفسه‌ای از آن فروشگاه را اجاره کنید و محصولات خود را در آن قراردهید و یا محصولات خود را در فروشگاه‌ها عرضه کنید و درصد مشخصی از فروش محصولات را به صاحب فروشگاه بدهید. به لطف اینترنت این روزها فروش محصولات راحت‌تر از قبل شده و می‌توانید محصولات تولیدی خود را به‌صورت آنلاین نیز در معرض دید مشتریان قراردهید. مکان‌های زیادی برای فروش آنلاین کالای دست‌ساز شما وجود دارد:

بسیاری از صاحبان کسب و کار محصولات خود را در سکوهای مختلفی برای فروش می‌گذارند تا به بهترین شکل در معرض دید قرار بگیرند. مهم این است که حواستان به به روز بودن انبار در سایتهای مختلف باشد.

واسطه‌گری در فروش یک کالا یا خدمات

اگر به هر دلیل یا نداشتن سرمایه کسب و کار قصد ساختن چیزی را ندارید، می‌توانید واسطه‌ی فروش کالا یا خدمات دیگران باشید و از این راه کسب درآمد کنید. بسیاری از صاحبان کسب و کار با دوباره‌فروشی (واسطه‌گری) محصولاتی که قبلاً توسط شخص یا کمپانی دیگری ساخته شده‌اند، کسب و کارهای بزرگی زاه‌اندازی کرده‌اند. اینکار می‌تواند از راه‌ها و کانالهای مختلف انجام شود:

دراپ‌شیپینگ (Drop shipping)

دراپ شیپینگ یکی از روش‌های خرده‌فروشی و از تکنیک‌های مدیریت زنجیره‌ی ارزش است که در آن شخص یا کمپانی خرده‌فروش بدون انبارکردن محصولات (و به‌طور کل بدون داشتن انبار) سفارش را از مشتری گرفته و برای تولیدکننده یا عمده‌فروش ارسال می‌کند و از این طریق کالا را یک‌راست از انبار دیگران برای مشتری ارسال می‌کند.

اگر به این روش علاقه دارید، یک فروشگاه آنلاین درست کنید (قالب‌های آماده‌ی وبسایت‌های اینترنتی این‌گونه فروشگاه‌ها با هزینه‌های مناسبی قابل دسترس است.) و با شرکت‌هایی که خدمات دراپ شیپینگ به‌خصوص امور مربوط به پذیرش سفارش را برای شما انجام می‌دهند شریک شوید. به‌عنوان مثال، Shopify که یک بستر تجارت الکترونیک آنلاین است، راهنمای خوبی برای دراپ‌شیپینگ دارد.

فروشگاه‌های ارزان قیمت و حراج‌های گاراژی

اگر از آن دسته‌ از افراد تیزبین باشید و احیاناً اهل خرید و فروش اجناس دست‌دوم باشید می‌دانید که این‌جور اجناس را کجا می‌توانید پیداکنید. می‌توانید در فروشگاه‌های دست دوم فروشی، آنتیک فروشی‌ها، بازارهای دست‌دوم فروشی و حراج‌های خانگی محصولات جالبی را پیدا کنید و آنها را با بهایی بیشتر از آنچه خریده‌اید در فروشگاه اینترنتی خود به‌صورت آنلاین بفروشید. یک مثال موفق اینکار صوفیا آموروسو، مؤسس Nasty Gal است. آموروسو شروع به خرید و بازفروش لباس‌های قدیمی و خاص در eBay کرد، و شرکتش تا حدی رشد کرد که در سال ۲۰۱۱ بیست و چهار میلیون دلار درآمد داشت و بیش از ۲۰۰ کارمند استخدام کرد. کتاب او  “دختررئیس”، نگاهی الهام‌بخش به شروع کار او دارد.

خدمات بفروشید

یک راه دیگر برای شروع کسب و کار و کارآفرینی با حداقل سرمایه‌، فروش خدمات به جای یک محصول فیزیکی است. تنوع خدماتی که می‌توانید ارائه دهید به پیش‌زمینه، مهارت‌ها و علایق شما بستگی دارد.

بعضی خدمات مستلزم مدارج تحصیلی بالا هستند، مثل حسابداری، و برخی دیگر تنها دانشی ابتدایی برای انجام کار لازم دارند (مثل مراقبت از کودکان در منزل، چمن‌زنی، رانندگی و …).

اگر تصمیم گرفتید از طریق استفاده از مهارت‌های شخصی خود از راه فروش خدمات کارآفرینی کنید، یکی از مهم‌ترین مسائل، تهیه یک برنامه‌ی برای ساخت و تقویت نام تجاری شماست. باید مطمئن شوید اسم شما و نام تجاری کسب و کارتان در مقابل دیدگان مشتریان بالقوه‌ی شما قرار می‌گیرد. از شبکه‌های اجتماعی و روش‌های تبلیغات اینترنتی کم‌هزینه‌ی دیگر برای تقویت نام تجاری خود استفاده کنید. همچنین برای انتشار اخبار تبلیغاتی کسب و کارتان از خرید رپورتاژ آگهی سایت های خبری پربازدید استفاده کنید، این روش میتواند با کمترین هزینه به موفقت شما کمک کند .

داشتن وبسایت راهی مفید برای نشان دادن نمونه‌ کارهای شما به مشتریان و حتی سرمایه‌گذاران است. تجارب و سوابق خود را لیست کنید، و درباره‌ی صنعت یا حوزه‌ای که در آن فعالیت می‌کنید وبلاگ‌نویسی را آغاز کنید تا به مرور بازدیدکننده جلب کنید.

معاملات کالا به کالا، خدمات با خدمات!

برای کارآفرینان جوانی که با کمترین سرمایه کسب و کار خود را راه‌اندازی می‌کنند استفاده از تمامی منابع موجود مهم است. اگر توانایی انجام خدماتی را برای سایر کسب و کار های نوپا و کوچک دیگر دارید و آن‌ها نیز می‌توانند گوشه‌ای از نیازهای شما را برآورده کنند، حتماً به سراغ آن‌ها بروید و پیشنهاد همکاری دهید. شاید به این راحتی پاسخ مثبت دریافت نکنید، ولی چیزی را از دست نخواهیدداد. از مهارت‌های خود برای کمک به دیگران استفاده کنید و مطمئن باشید نتیجه‌ای که می‌خواهید را به‌دست خواهیدآورد.

اگر کالا یا قطعاتی دارید که از آن‌ها استفاده نمی‌کنید و جزو وسایل بی‌مصرف شماست، از کامپیوتر قدیمی گرفته تا قطعات الکترونیکی و …، افرادی هستند که به آن‌ها نیازمندند. از تمامی منابع خود استفاده کنید.

از خدمات کم هزینه استفاده کنید

در تمامی مراحل کارآفرینی، از آغاز تا مرحله رشد و توسعه، در کنار روش‌های اثربخش و البته گران‌قیمت، ابزارها و روش‌های کم‌هزینه نیز وجوددارد. کافی است خلاق باشید و بابرنامه.

از طریق ابزارها و بسایت‌های متعددی در اینترنت می‌توانید وبسایتی کم‌هزینه طراحی کنید و بدون پرداخت هزاران دلار به طراحان، سیستم خرید و فروش آنلاین ایجاد کنید.

شبکه‌های اجتماعی ابزاری ارزان قیمت است که به شما این امکان را می‌دهد که با میلیون‌ها کاربر در ارتباط بشوید. از عکس‌ها، نوشته‌ها و ویدئوهای خلاقانه و پرطرفدار استفاده کنید، محتوای مناسب خلق کنید و برای خود نام و نشان معتبر ایجاد کنید.

شروع کسب و کار مستلزم ابتکار و شوق و ذوق برای ایده‌ای‌ست که در سر دارید. وقتی کاری که از انجامش لذت می‌برید را پیدا کنید، احتمال یافتن راهی که همه چیز را درست و مرتب کند بیشتر می‌شود. پس اگر به کارآفرینی علاقمندید یک ایده‌ی مناسب برای شروع کار پیداکنید. ایده‌ای که مشکلی از مشتریان را برطرف کند. ایده‌ای که شما را به هیجان بیاورد! کارآفرینی از آنجا آغاز می‌شود.

با اولین ایده ، برنامه ریزی برای شروع کار را آغاز کنید . همین که کار را شروع کنید ، به مرور ایده شما پرورش میابد و با ارائه خدمات یا محصولات اولیه به مشتریان و دریافت بازخوردشان شما میتواند کسب و کار خود را توسعه دهید .

دسته‌ها
اخبار استارت آپ برترینها تجارت سرمایه‌گذاری خطرپذیر مقالات آموزشی

چطور سرمایه گذاران را برای مشارکت در استارت آپ خود متقاعد کنیم؟

۶ راه برای متقاعد کردن سرمایه گذاران برای مشارکت در استارت آپ

ارزیابی موثر یک کسب و کار جدید به چیزی بیش از اشتیاق و پول نیاز دارد. سرمایه گذاران در هنگام تصمیم گیری برای مشارکت در استارت آپ این موضوع را می دانند و به دنبال عناصری هستند که باعث “کشش و محبوبیت” کسب و کار جدید شوند.

به عنوان مشاور بسیاری از بنیانگذاران جدید ، من اغلب متوجه ناامیدی آنان از سرمایه گذارانی می شوم که میگویند: “من عاشق ایده شما هستم، اما زمانی که محبوبیت بیشتری بدست آوردید، برگردید”. باید قبول کنیم که این دقیقاً رایج ترین دلیل رد شدن یک کسب و کار نو توسط سرمایه گذاران است. دلایلی که باعث عدم مشارکت در استارت آپ می شود.

هدف نشان دادن این مسئله است که شور و هیجان یک بنیانگذار جایگزینی برای مشتریان واقعی نیست.

چالش اصلی این است که قبل از داشتن جریان درآمدی که از هزینه هایتان پیشی گیرد، سرمایه گذاران را متقاعد سازید که کسب و کار شما مشتریان واقعی را جذب خواهد کرد. حتی اگر خودتان پروژه تان را تأمین می کنید، قبل از اینکه تمام منابع خود را هدر دهید، باید دقیقاً این سؤال را از خودتان نیز بپرسید.

فیدبک(بازخورد) گرفتن از مشتریان واقعی همیشه ارزان ترین راه برای شروع است.

من چند سال پیش این درس را با زحمت زیادی یاد گرفتم ، یعنی زمانی که مشتریان ایده ی ما و نمونه اولیه مان را دوست داشتند، اما ما نمی توانستیم آن را با قیمت کامل مورد نیاز برای مواجهه با پیش بینی های مالی خود به فروش برسانیم.

ما حساسیت قیمت را در بخش های مختلف بازار و بخش های مختلف جغرافیایی که به طرح ما نیاز داشتند را تست نکرده بودیم. در واقع هیچ بنیانگذاری نمیتواند تمام متغیرهای بازار امروز را پیش بینی کند.

پس یک بنیانگذار جدید قبل از کسب نتایج قطعی، برای متقاعدسازی خود و سرمایه گذاران بالقوه چه باید بکند تا ثابت کند یک کسب و کار ماندگار خواهد داشت.

در اینجا برخی از استراتژی هایی که من خودم تجربه کردم را به شما توصیه می کنم، تا شانس موفقیت کسب و کار تان را افزایش داده، و همچنین در سرمایه گذاران خود انگیزه و کشش ایجاد کنید:

 

  1. تحقیقات بازار و اطلاعات کسب شده از کارشناسان خارجی را به سرمایه گذار انتقال دهید.

مهم نیست که شما و دوستانتان در مورد راه حل تان چقدر شور و هیجان دارید ، داشتن چنین شوری به این معنا نیست که سرمایه گذاران شما را بپذیرند.

قبل از تعیین درآمد و قیمت کسب و کار خود، شواهدی از منابع شناخته شده مانند Gartner Group جمع آوری کنید و با کارشناسان صنعت و مشتریان واقعی وقت صرف کنید.

 

  1. قبل از شروع جدی کسب و کار، آن را در رسانه های اجتماعی بفروشید.

این روزها بازاریابی همه چیز است. به طور متوسط ایجاد فعالیت های بازاریابی به اندازه ساخت راهکار یا ایده جدید زمان خواهد برد.

 

واقعا به بازخوردی که می گیرید گوش کنید اگر منتظرید تا ابتدا محصول نهایی تان آماده شده سپس اقدام به فعالیت در شبکه های اجتماعی کنید، با هزینه های بسیار گرانی مواجه خواهید شد .

 

  1. یک مدل درآمد واقع بینانه و یک نمونه قیمت گذاری بر اساس هزینه ها فراهم کنید.

یک نمونه ی رایگان، با هدف کسب درآمد آتی، دیگر برای جذب سرمایه گذاران جواب نمی دهد. برای حفظ یک کسب و کار به پول واقعی ، با حاشیه ای حدود ۵۰ درصد و نقاط عطف و معیارهایی واقع گرایانه نیاز است. برای نشان دادن محبوبیت کارتان، کار محصول خود را با قیمت کامل به حداقل یک مشتری واقعی بفروشید.

 

جذب سرمایه گذار

 

  1. یک طرح بازاریابی چندجانبه را آغاز کنید.

برای کسب اعتبار، تبلیغات دهانی ، بازاریابی ویروسی و داشتن یک وب سایت ، تمام آنچه که شما نیاز دارید نیستند.( به تنهایی کافی نیستند)

روی جذب یک یا چند شریک برنامه ریزی کنید، و بعلاوه رویدادهای واقعی و تخفیفات را سریعاً به نمایش گذارید. جذب کشش یا محبوبیت برای کسب و کارتان، نتایج فعالیت های بازاریابی و فروش شماست.

 

  1. نظرات و تعهدات مشتریان را جمع آوری کنید.

انتظار از تجربیات مشتریان این روزها طیف وسیعی را شامل می شود؛ از خرید، تحویل و استفاده گرفته تا پشتیبانی. اگر هنوز مشتری واقعی جذب نکردید، تمام کانال های ارتباط با مشتری را در نظر گرفته و بر آنها تمرکز کنید تا به توزیع مناسبی دست یابید.

 

  1. سازماندهی تیمی و آمادگی برای رشد را به نمایش بگذارید.

بنیانگذارانی که بدون ثبات عملیاتی و پیشرفت مالی، درخواست سرمایه گذاری می کنند به احتمال زیاد رد خواهند شد.

فکر نکنید که کارکنانی که مستقیماً با مشتری در ارتباط خواهند بود را می توانید در آخرین لحظات استخدام کرده و آموزش دهید. اهداف برنامه هایتان و نقاط عطف در این زمینه ها برای دستیابی به نتایج مورد انتظار کلید موفقیت هستند.

پیشنهاد من این نیست که همه این عناصر قبل از اینکه شما درخواست کمک مالی برای کسب و کارتان کنید،باید عالی و کامل باشند. من به عنوان یک مشاور سرمایه گذاری فعال، از بنیانگذاران انتظار دارم بتوانند یک طرح و پیشرفتی را به سوی این عناصر هدایت کنند.

هیچ شاخص جادویی در تجارت وجود ندارد، فقط نتایج هستند که بیانگر همه چیز اند. هرچه شواهد بیشتری از مشتریان در دست داشته باشید ، شانس بیشتری دارید که به پله ی بعدی راه پیدا کنید.

شور و هیجان شخصی شما ضروری است، اما برای تبدیل یک ایده عالی به یک کسب و کار قابل پیشرفت کافی نیست.

 

دسته‌ها
اخبار استارت آپ سرمایه‌گذاری خطرپذیر مصاحبه

بزرگ‌ترین چالش رشد استارت‌آپ‌ ها در ایران چیست؟

نبود سرمایه و تامین مالی تخصصی بزرگ‌ترین چالش رشد استارت‌آپ‌ های ایرانی.

دولت به دنبال ایجاد بستر لازم براى رشد اکوسیستم استارت‎آپى است. حتی در این میان، رئیس‌جمهوری چند هفته قبل با تعدادی از مدیران استارت‌آپ‎‌ها ملاقات کرد تا حمایت خود را از فعالیت اقتصادی در این بخش نشان دهد. اما به‌رغم رشد استارت‌آپ‌ ها طی یک دهه گذشته حالا اکثر استارت‌آپ‌ ها این روزها حال خوشى ندارند و موج امیدی که در فضای استارت‌آپی به وجود آمده بود با نبود رونق کسب و کارهای این بخش (یا حداقل رونق و رشد پیش‌بینی شده) به سمت فضای نامشخصی در حال حرکت است.

طی سال‌های اخیر نه‌تنها میزان سرمایه ‏گذاری جسورانه یا VC در این فضا روند نزولی پیدا کرده، بلکه دیگر شاهد شکل‎گیری خوشنامی از جنس نسل اول استارت‎آپ ‎ها نیستیم.

از نظر رضا زرنوخی، مدیرعامل صندوق توسعه تکنولوژی ایران، نسل اول استارت‎آپ‎ها برخاسته از ایده‎هایی بودند که در آن زمان توجیه اقتصادی داشتند و در حال حاضر اشباع شده‌اند و تکرار همان ایده‎ها جذاب نیست. از طرفی، ایده‌های ناب و نوآوری‌ها قدری محدود شده است.

سیمین عزیزمحمدی به «دنیای اقتصاد» گفت: در مراحل اولیه رشد این استارت‌آپ ‎ها، جامعه سرمایه‎گذاری کشور هیجان زیادی برای حمایت مالی از این کسب‎وکار ها داشت و وارد شد. اما تاکنون هنوز شاهد بازدهی اقتصادی از محل فروش این استارت‎آپ‎ها یا تقسیم سود آن نبوده است.در واقع، عایدی نداشتند. بنابراین، لازم است برای جذاب شدن فضای استارت‎آپی کشور یک شوک مثبت وارد شود. برای نمونه، یک یا دو استارت‎آپ وارد بورس شوند. البته در حال حاضر، چند استارت‌آپ‌ در تلاشند که به این مرحله برسند. اما برخی از آنها تا سازماندهی ساختار مالی و شفاف‌سازی گزارش‌های مالی، آماده کردن گزارش‌های مالی و اجرای استانداردهای بورس، هنوز کار دارند. علاوه بر این، بازار سرمایه ما فضای سنتی دارد و از شرکت‌هایی استقبال می‌کند که در صورت‌های مالی دارایی‌های فیزیکی یا نقدینگی خوب دارند و چند سال متوالی سودده بوده‌اند. در شرایط فعلی سازمان بورس هنوز تغییری برای پذیرفتن استارت‌آپ‌ ها ایجاد نکرده است. در نهایت اینکه نوسانات ارزی و کاهش ارزش پول ملی در سال‎های اخیر باعث شده یک فضای محافظه‌کاری و نااطمینانی در کل بازار سرمایه شکل بگیرد و سرمایه‎گذاران بیشتر به دنبال بازارهای کم‎ریسک و زودبازده باشند. در این میان، سرمایه‎گذاری روی استارت‎آپ ‎ها که پس از ۷ تا ۱۰ سال به بازدهی می‎رسند، جذابیت بسیار کمتری نسبت به بازار طلا، ارز، مسکن و سهام دارد.

مشکل مهم استارت‌آپ‌ ها :‌ سرمایه‌گذارانی که سرمایه‌گذاری نمی‌کنند!

بهبود اکوسیستم استارت‌آپی بی‎تردید منوط به ارائه ایده‎های نوین و جذاب است که بتواند سرمایه‌گذار VC را برای تامین سرمایه متقاعد کند، اما زمانی این ایده‌ها به مرحله تجاری‌سازی و نقطه خروج می‎رسند که توسط یک تیم سرمایه‎گذاری متخصص در یک فرآیند صحیح حمایت مالی و هدایت شوند. در حال حاضر، نزدیک به ۵۰ صندوق سرمایه‌گذاریVC در کشور وجود دارد. مدیران این صندوق‎ها با تیم‌های استارت‌آپی زیادی جلسه برگزار و طرح‌های آنها را ارزیابی می‌کنند. اما تعداد سرمایه‌گذاری اجرا و معاملات بسیار اندک است.

در واقع، تعداد صندوق‎های فعال از ۵ عدد فراتر نمی‌رود. عمده میزان سرمایه‌گذاری دو تا سه میلیارد تومان بوده و کمتر صندوقی معاملات با ارزش بیش از ۱۰ میلیارد تومان را انجام می‎دهد.

از نظر ایمان عقیلیان، کارشناس حوزه سرمایه‎گذاری VC، صندوق‎های سرمایه‎گذاری جسورانه در فضای استارت‎آپی کشور دو ضعف بزرگ دارند. نخست اینکه صندوق‌ها موفق نشدند جایگاه Limited Partner یا LP (سرمایه‎گذار با مدیریت و اختیارات محدود) را تعریف کنند و رابطه بین آن و Partner General ایجاد کنند.

Partner General یا GP، یک شرکت تضامنی است که تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسوولیت تضامنی تشکیل می‌شود و اگر دارایی شرکت برای تادیه تمام قروض شرکت کافی نباشد، هر یک از شرکا مسوول پرداخت تمام قروض هستند. وی ادامه داد: در چند سال اخیر شاهد بودیم که هر شرکتی که سرمایه‌ای در اختیار داشت و مدیریت سرمایه می‌کرد، اعلام کرد صندوق VC تاسیس کرده، این رویه نادرستی است.

VC یک کار تخصصی است و نیاز به افراد متخصص در این حوزه دارد.

VCها باید به‌صورت تخصصی در قالب یک GP فعالیت کنند و بتوانند صاحبان سرمایه‌های بزرگ (در قالب LP) را متقاعد سازند که به آنها اعتماد کنند و سرمایه را در اختیار آنها قرار دهند تا VCها از محل این منابع سرمایه‌گذاری کرده و منافع ایجاد کنند.

اما در بازار سرمایه‌گذاری VC کشور ما، جایگاهLP تعریف نشده است. هر فرد یا شرکت صاحب سرمایه می‌خواهد در قالب یک GP سرمایه‌گذاری کند و عجله دارد که زود عایدی آن را دریافت کند.

خواسته‌ای که امکان تامین آن در کوتاه‎مدت در فضای استارت‎‎آپی ممکن نیست. در نهایت، سرمایه‌گذار از ادامه همکاری انصراف می‌دهد. باید به صندوق‌های سرمایه‌گذاری کمک کنیم جایگاه LP شکل بگیرد. آنها به صندوق‎های VC اعتماد کنند تا فعالیت این صندوق‌ها به شکل حرفه‌ای انجام گیرد.

از نظر این کارشناس حوزه سرمایه‎گذاری، یکی دیگر از ضعف‌ها در بازار سرمایه به نقش سرمایه‌گذاری مشترک یا lead investor برمی‎گردد که هنوز در بازار شکل نگرفته است. lead investor، سرمایه‌گذاران خصوصی هستند که بزرگ‌ترین سهام را در دست دارند و مدیریت تامین مالی و مشارکت فعال در پروژه کلی بر عهده آنها است.VCها تمایل دارند تمام معامله‌‌ها در حوزه‎های مختلف را خودشان به تنهایی مذاکره کنند. در حالی که در اکوسیستم‎های بالغ‌تر هر VC در تعداد محدود حوزه تخصصی دارد و از طریق شبکه معاملات به VC‎های مربوطه هدایت می‎شود. در واقع، ارزیابی از طریق VC تخصصی انجام می‌گیرد و در صورت جذاب بودن در نقشlead investor سرمایه را به‌صورت جمعی جذب می‌کنند. سایر VCها که در سرمایه‎گذاری مشارکت می‎کنند، درخصوص مذاکره و ارزش‌گذاری به VC متخصص به‌عنوان سرمایه‌گذار هدایت‌کننده یا lead investor اعتماد می‌کنند. اما این سازوکار در کشور ما شکل نگرفته است. در این شرایط VCها رشد نمی‎کنند و توان مالی کافی ندارند، تعداد و میزان سرمایه‎گذاری‌ها کم می‎شود.

اما برای اینکه به همین اعداد برسیم حدودا به چه تعداد شرکت سرمایه‌گذاری جسورانه (VC Firm) نیاز خواهیم داشت

 

دولت: از حمایت تا دخالت

سرمایه‎گذاران و VCهای خصوصی بازیگران بلندمدت اکوسیستم استارت‎آپ‎ها هستند. در واقع، بخش خصوصی اجرای واقعی‎تری از اقتصاد را نمایش می‌دهد. انتظار می‌رود این بخش بتواند اتفاقاتی را در این بخش رقم بزند. اما در سال‎های اخیر استارت‎آپ‌ها متولیان متعددی پیدا کرده‌اند. در واقع، دولت درصدد است از برند استارت‌آپ‎ها برای کارآمدی خودش استفاده کند.

به هر حال، استارت‌آپ‎ها در چند سال اخیر توانستند جو امید و کارآفرینی و نوآوری را در نسل جدید ایجاد کنند و رشد و موفقیت آنها مشهود بوده است.

اتفاقی که در صنایع و بخش‎های دیگر به ندرت دیده می‎شود. از طرفی، فعالیت استارت‎آپ‎ها مبتنی بر نیروی انسانی به ویژه نخبگان بوده و این نکته همیشه برای دولت وسوسه‎برانگیز است تا در این حوزه وارد شده و مانور تبلیغاتی انجام دهد. از نظر رضا زرنوخی، مدیرعامل صندوق توسعه تکنولوژی ایران، وسوسه استفاده از فرصت رشد استارت‌آپی دولت را مایل به دخالت در این فضا می‌کند. به‌طوری‌که نهادی را ایجاد کرده و پول اندکی را به اکوسیستم تزریق می‎کند، اما زمانی که زمینه فعالیت‎ها گسترش پیدا می‌کند، دیگر سرمایه دولت و از طرفی قوانین دست‎وپاگیر آن راهگشای ادامه فعالیت کسب‎وکارهای نوپا نیست.

این رفتار دو خطر بزرگ برای اکوسیستم استارت‎آپی کشور دارد

نخست آنکه زمانی‌که سرمایه‌گذاران خصوصی شاهد حضور و دخالت دولت هستند، وارد بازی نمی‌شوند. از طرفی، از آنجا که دولت به دنبال بهره‎برداری تبلیغاتی است و وام‎های کم‎بهره یا بلاعوض می‎دهد، استارت‌آپ‎ها نیز وسوسه می‌شوند سراغ دولت بروند. زیرا دولت دنبال سوددهی نیست. درنتیجه، آنها دولت را به VCهای خصوصی ترجیح می‌دهند. تا زمانی که دولت پرچمی برای حمایت از استارت‌آپ‌ ها بلند کرده و دنبال ادبیات جدید از جمله شرکت تحقیقاتی و بعد شرکت دانش‌بنیان باشد تا طرح‌های متعدد رونمایی کند، اکوسیستم را گمراه کرده و اثر منفی دارد. به گفته وی، دولت‌ها معمولا رویکرد بلندمدت ندارند و مایلند در دوره کاری خود به نتیجه برسند، بنابراین به دنبال حمایت از استارت‎آپ‎ها هستند و کمتر به VCها توجه دارند. در کشور ما سیاست‌های تشویقی برای دلگرم کردن و حمایت از سرمایه‎گذران VC وجود ندارد. همه دوست دارند به استارت‌آپ توجه کنند.

در واقع، دولت به جای ایجاد طرح‎هایی که صرفا از استارت‌آپ‌ ‎ها حمایت می‎کنند، باید به دنبال قانون ثبات اقتصادی و بهبود فضای کسب و کار عمومی باشد تا در بستر آن سرمایه‎گذاری‌های VC و به دنبال آن استارت‎آپ‎ها موفق شوند.

باید قانون شفاف‎سازی اقتصادی وضع شده و مانع از رانت‌خواری شود. در این شرایط سرمایه‌گذاری جسورانه و ریسک‌پذیر هم بیشتر وارد خواهد شد. در صورت انزوای سرمایه‌گذاران VC، سرمایه‎ها وارد سایر بازارهای سرمایه می‎شوند یا از کشور خارج می‎شوند، ایده‎ها از بین می‎روند، نخبگان مهاجرت می‎کنند و در نهایت اکوسیستم استارت‎آپ ‎ها ضعیف می‎شوند.

دسته‌ها
اخبار استارت آپ سرمایه‌گذاری خطرپذیر

استارت‌آپ های ایرانی به چه تعداد سرمایه‌گذاری جسورانه نیاز دارند؟

دو سال قبل مطلبی نوشتم و در آن گفتم در ایران به چه تعداد شرکت سرمایه‌گذاری جسورانه و سرمایه‌گذار خطرپذیر نیاز داریم. در ابتدای همان مطلب به صحبت‌های یکی از سرمایه‌گذاران جسورانه اشاره کردم که گفته بود ما نیازمند ۱۴۰۰ استارت‌آپ، دست کم ۶ هزار میلیارد تومان ( در آن زمان معادل ۴/ ۱ میلیارد دلار) برای داشتن حداقل چند یونیکورن (شرکت‌هایی که ارزشی بیش از یک میلیارد دلار دارند) طی چهار سال هستیم.در همان زمان گفتم این اعداد برای یک اکوسیستم سالم و معمولی است و برای پیشتاز بودن کافی نیست. چنان‌که در همان سال سرمایه‌گذاری که فقط در شهر لندن انجام گرفته بود، بیش از دو برابر آن مقدار بود.

 

اما برای اینکه به همین اعداد برسیم حدودا

به چه تعداد شرکت سرمایه‌گذاری جسورانه (VC Firm) نیاز خواهیم داشت!؟

من حدود ۷ ماه قبل از آن در مجموعه‌ای توییت پیش‌بینی کرده بودم که بین ۴۰ تا ۱۶۰ شرکت سرمایه‌گذاری جسورانه‌ فعال نیاز داریم؛ منظور از شرکت سرمایه‌گذاری فعال شرکتی است که واقعا سرمایه‌گذاری می‌کند و نه آنهایی که اسمشان هست؛ ولی سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. اکنون می‌خواهم بر اساس میزان سرمایه‌ مورد نیاز بالا بررسی کنم که تعداد سرمایه‌گذار جسورانه مورد نیاز چقدر است. بیایید فرض کنیم تا سال ۱۴۰۰ هر شرکت سرمایه‌گذاری جسورانه در قالب چندین صندوق سرمایه‌گذاری جسورانه (VC Fund) که مدیریت می‌کند به‌طور میانگین مجموعا ۱۰۰ میلیارد تومان سرمایه‌ تحت مدیریت (AUM) خواهد داشت. (دقت کنید که ما در حال حاضر صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه‌ بورسی ۱۰ میلیارد تومانی هم داریم.) پس برای رسیدن به عدد ۶هزار میلیارد تومان دست‌کم به ۶۰ صندوق به‌طور میانگین ۱۰۰ میلیاردی فعال نیاز داشتیم. این در حالی است که به گزارش انجمن VC‌ها از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵، مجموع سرمایه‌گذاری صورت گرفته‌ توسط اعضای آن انجمن حدود ۲۰۰ میلیارد تومان بوده است. با توجه به اینکه همه‌ شرکت‌هایی که سرمایه‌گذاری کرده بودند در زمان آماده‌سازی این گزارش عضو این انجمن نبوده‌اند.

فرهنگ استارت‌آپ چیست و چه ویژگی هایی دارد؟

می‌توان در خوش‌بینانه‌ترین حالت گمانه زد که حجم کل سرمایه‌گذاری صورت گرفته در این مدت سه برابر این میزان، یعنی ۶۰۰ میلیارد تومان بوده است.

پس برای اینکه به این اعداد برسیم در چهارسال پیش رو باید دست کم ۱۰ برابر ۴ سال گذشته، سرمایه‌گذاری جسورانه می‌کردیم؛ اما نگاهی به وضعیت بازار استارت‌آپی نشان می‌دهد میزان سرمایه‌گذاری انجام شده در این بخش چقدر کمتر از این است. بر این نکته بارها تاکید شده که علاوه بر حجم سرمایه‌گذاری، همین‌طور در تعداد شرکت‌های سرمایه‌گذاری جسورانه فعال هم به رشدی حداقل ۱۰ برابری نیاز داشتیم. به بیان دیگر نیاز داریم تا دست کم ۶۰ تا ۸۰ شرکت سرمایه‌گذاری فعال داشته باشیم تا اکوسیستم سالم و معمولی داشته باشیم و برای پیشتاز شدن در این زمینه دست کم ۱۰۰ تا ۱۶۰ شرکت سرمایه‌گذاری فعال نیاز است. این موارد نشان می‌دهد وقتی از اکوسیستم صحبت می‌کنیم و از استارت‌آپ‌ها و فضای آنها تمجید می‌کنیم، باید به این فکر کنیم چقدر پیش‌نیازهای آنها را مهیا کرده‌ایم.

 

ناصر غانم‌زاده /متخصص سرمایه‌گذاری استارت‌آپی

دسته‌ها
اخبار استارت آپ

ارزش استارتاپ خبریاب SmartNews مرز ۱ میلیارد دلار را رد کرد!

سرمایه‌گذاری ۲۸ میلیون دلاری جدید در استارتاپ خبریاب SmartNews سبب پیشرفت شگرف آن شد. اکنون این استارتاپ در زمره شرکت‌های دارای ارزش بیش از یک میلیارد دلار تلقی می‌شود.