دسته‌ها
افزایش ترافیک سایت انواع روش های تبلیغات آنلاین اینستاگرام بازاریابی در شبکه های اجتماعی سوشال مارکتینگ

آموزش افزایش بازدید سایت از طریق اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی

اگر میخواهید از کانال های رسانه های اجتماعی برای افزایش بازدید سایت استفاده کنید و شبکه های اجتماعی را به منابع غنی ترافیک وب سایت تبدیل کنید، در این مقاله با ویرلن همراه باشید.

دسته‌ها
تکنیک های جدید دیجیتال مارکتینگ روش های ارتباط با مشتری عمومی مقالات آموزشی

چطور یک وبینار اجرا کنیم؟ آموزش برگزاری وبینار webinar

آیا وبینار بخشی از استراتژی افزایش بازدید سایت و افزایش فروش شما است؟ بهتر است که باشد. اگر تاکنون به این دلیل که نمی دانستید که چگونه یک وبینار اجرا کنید،آن را به تعویق انداخته اید؟ با خواندن این آموزش برگزاری وبینار webinar دیگر هیچ مشکلی نخواهید داشت.

دسته‌ها
ابزار تحلیل آمار دیجیتال مارکتینگ عمومی کسب درآمد مقالات آموزشی

ابزارهای رایگان برای تحلیل میزان فروش سایت

نحوه اندازه گیری عملکرد فروش وب سایت: معیارهای موفقیت

وب سایت شما مسلما مهمترین ابزار فروش محصولات و خدمات شماست و بررسی عملکرد آن قطعاً امری ضروری است.

در این مقاله، نگاهی خواهیم داشت به نحوه اندازه گیری عملکرد وب سایت، معیارهایی که باید بر آنها تمرکز کرد و اینگه چگونه درآمد فروش آنلاین خود را به سطح بالاتری برسانیم. با ویرلن همراه باشید.

 

  • چرا باید عملکرد وب سایت را به طور مداوم ارزیابی کنیم؟

  • چگونگی اندازه گیری عملکرد فروش در طول زمان

  • ابزارهای رایگان تحلیل وب سایت

  • ابزارهای رایگان ردیابی فروش وب سایت

  • معیارهای ضروریِ عملکرد وب سایت

  • KPI های ضروری تجارت الکترونیک

  • ارزیابی عملکرد وب سایت در طول زمان

 

چرا باید عملکرد وب سایت مان را به طور مداوم ارزیابی کنیم؟

هر مدیر وب سایت تجارت الکترونیکی باید از میزان موفقیت وب سایت خود آگاه باشد. معیارهای ردیابی مانند سرعت بارگذاری صفحات ممکن است در ابتدا یک اولویت مهم به نظر نرسند، اما حتی یک تاخیر یک ثانیه ای، می تواند به فروش شما صدمه بزند.

افزایش ناگهانی در نرخ پرش (bounce rate) اغلب به کاهش نرخ تبدیل منجر می شود.

اگر تعداد بازدید کنندگان لندینگ پیج شما بسیار کم تر از انتظار باشد، شاید لازم باشد که استراتژی بازاریابی تان به تغییر نیاز داشته باشد. هدف شما باید شناسایی و حل مسائلی مانند این باشد، قبل از اینکه چنین مسائلی، کسب و کار تان را تحت تاثیر قرار دهند.

 

چگونگی اندازه گیری عملکرد فروش در طول زمان

بهترین روش برای اندازه گیری عملکرد فروش یک وب سایت، نصب یک پلت فرم تجزیه و تحلیل است. پلت فرم های رایگانی مانند Google Analytics (GA)، Yandex Metrica، Bing Analytics، Clicky، به وب سایت شما متصل شده و داشبوردی از معیارهای کلیدی در اختیارتان می گذارند. شما می توانید داده های مورد نظرتان را مشاهده کرده و گزارش هایی برای مذاکره با تیم اجرایی و اعضای هیئت مدیره خود دانلود کنید.

اندازه گیری عملکرد فروش

ابزارها و قالب های رایگان تحلیل وب سایت

مسلماً محبوبترین و مشهورترین ابزار تحلیل وب سایت، GA است. نصب این ابزار رایگان بوده و تقریبا با تمام سیستم های مدیریت محتوا سازگار است. ابزارهای تحلیلی جایگزین و مکمل آن عبارتند از Quantcast Measure، که از طریق یک داشبورد قابل فهم، یک دید سفارشی از مخاطبین در اختیار شما می گذارد و Similarweb ، که به شما داده های الگو برداری(benchmarking) عملکرد سایت را نمایش می دهد. همه این ابزارها نسخه های پریمیومی نیز دارند، اما احتمالاً گزینه های رایگان آنها برای نیازهای شما کافی خواهند بود.

ابزارهای تحلیل رایگان

قالب های رایگان تجزیه و تحلیل سایت

یک قالب تجزیه و تحلیل رایگان، می تواند پیگیری عملکرد وب سایت تان را بسیار آسان تر کند! متخصص بازاریابی دیجیتال نیل پاتل، لیست بسیار مفیدی از دوازده قالب رایگان گزارش تجزیه و تحلیل وب سایت ارائه کرده است که توصیه می کنیم آنها را بررسی کنید. همه ابزارهای موجود در لیست بکارتان خواهند آمد.

 

مجموعه Google’s Data Studio نیز ابزار فوق العاده ای برای تبدیل داده های تجزیه و تحلیلی تان به گزارشهایی قابل فهم برای تیم فروش و بازاریابی وب سایت در اختیار شما می گذارد. تنها با چند کلیک، این ابزار به طوری یکپارچه به Google Analytics و Google Search Console (یکی دیگر از ابزار تحلیلی بسیار مفید، اما برای رتبه بندی در صفحات نتایج جستجوی گوگل) متصل می شود.

 

Data Studio شامل تعدادی قالب گزارش بازاریابی و پیش فروش است که می توانید به راحتی از آنها استفاده کنید، شما همچنین می توانید در اینترنت گزارش های خوبی را که توسط Whole Whale و Canonicalized، SuperMetrics تهیه شده، پیدا کنید.

قالب های رایگان گزارش تجزیه و تحلیل

ابزارهای رایگان ردیابی فروش وب سایت

شما انرژی و منابع قابل توجهی را در استراتژی بازاریابی آنلاین خود صرف می کنید. تنها چند مرحله ساده را برای راه اندازی ردیابی فروش وب سایت خود انجام دهید تا تاثیر آن همه تلاش را روی درآمد و سرنخ سازی مشاهده کنید. گوگل انالتیکس قوی ترین ابزار رایگان ردیابی فروش وب سایت در دسترس است، و مسلما اولین ابزاری که شما برای شروع باید از آن استفاده کنید. ما توصیه می کنیم که ابتدا تنظیمات داشبورد اصلی گوگل انالتیکس را ایجاد کرده و سپس به سراغ فیلترهای ردیابی سفارشی تر برای دید بهتر در مناطق مختلف بروید.

 

تعدادی ابزار پولی ردیابی فروش وب سایت نیز وجود دارد که ما برای کسب و کارهایی که قصد فارغ التحصیلی ازGoogle Analytics را دارند، توصیه می کنیم، از جمله:

  1. HubSpot CRM
  2. Zendesk Sell
  3. Insightly
  4. InfusionSoft/Keap

 

قالب های رایگان گزارش گیری فروش

Pipedrive بر اساس یک صفحه گسترده ساده، به شما قالبی رایگان برای گزارش گیری عملکرد فروش ارائه می کند. این ابزار، یک جایگزین خوب برای یک سیستم CRM سنتی برای کسب و کارهای کوچک است که نیاز به یک راهکار آسان برای نظارت بر عملکرد فروش خود در طول زمان دارند.

Piktochart چند قالب گزارشی شیک و جذاب، به شما ارائه می کند که مطمئنا نظر سرمایه گذاران و اعضای هیئت مدیره شما را به خود جلب خواهد کرد.

گزارش های Hubspot CRM نیز ابزار مناسب و کارآمدی است که استفاده از آن بسیار آسان است.

قالب های رایگان گزارش فروش

اندازه گیری عملکرد کلی وب سایت

صدها KPI وجود دارد که می توانید برای سنجش موفقیت وب سایت خود از آنها استفاده کنید؛ ردیابی این معیارها واقعا می تواند به شما کمک می کند تا بدانید که مهمترین و ضروری ترین تغییرات عملکرد، در کجا باید انجام شوند.

سرعت لود صفحه

به گفته گوگل، اگر بارگذاری یک صفحه از یک ثانیه بیشتر طول کشد، باعث می شود کاربران تمرکز و علاقه خود را از دست داده و صفحه را ترک کنند، علاوه بر این، باعث کاهش فروش و نرخ تبدیل می شود. در این راستا، متخصصان توصیه می کنند که صفحات باید کمتر از نیم ثانیه لود شود.

هنگام تست سرعت صفحه، چندین صفحه را تست کنید، نه فقط صفحه اصلی تان را، چراکه صفحاتی که نقش پول سازی  براتان دارند از صفحه اصلی شما متفاوت اند – همچنین از بیش از یک ابزارِ تست سرعت صفحه استفاده کنید، زیرا آنها از روش های مختلفی، موارد متفاوتی را تست می کنند.

ما از گزینه های زیر استفاده می کنیم:

  1. Google’s PageSpeed Insights tool
  2. Google’s Lighthouse tool
  3. GTmetrix
  4. WebPageTest
  5. Uptrends
  6. Speedcurve
  7. SpeedMonitor

سرعت لود صفحه

بهترین منابع ترافیک

درک اینکه ترافیک تان از کجا می آید، به شما کمک می کند تا مشخص کنید که کدام بخش های سایتتان بهترین ROI را دارند، و اینکه آیا شبکه های اجتماعی ترافیک قابل توجهی را به سایت شما هدایت می کنند یا خیر (مخصوصا اگر برای تبلیغات رسانه های اجتماعی هزینه ای پرداخت کرده باشید) و اینکه آیا کمپین های ایمیل مارکتینگ تان منجر به کلیک می شوند یا خیر، و بینش های کلیدی دیگر.

شما می توانید از Google Analytics یا نرم افزار تحلیلی مورد نظر خودتان برای ردیابی منابع مهم ترافیک استفاده کنید.

مهم است که محتوایی که منتشر می کنید، برای ترافیک اصلی وب سایت تان جالب توجه باشد. اگر ترافیک اجتماعی شما بالاترین مقدار را به خود اختصاص می دهد، با فرض اینکه بیشتر ترافیک اجتماعی از موبایل استفاده می کنند، مطمئن شوید که تجربه نسخه موبایل سایتتان برای این کاربران مناسب است. اگر ترافیک پرداختی(پولی) برای شما بهترین ترافیک را بهمراه دارد ، اطمینان حاصل کنید که تجربه آن بازدیدکنندگان وب سایت رضایت بخش بوده و پیام شما به خوبی انتقال می یابد؛ چراکه اگر صفحه ای با انتظارات کاربران ترافیک پرداختی، مطابقت نداشته باشد، آنها صفحه را ترک خواهند کرد (بر خلاف ترافیک ارگانیک).

بهترین منابع ترافیک

درصد بازدیدکنندگان جدید / بازگشتی

درک فاصله ی بین بازدیدهای جدید و بازگشتی اولین گام مهم در تعریف استراتژی حفظ / جذب مشتری است.

تجزیه و تحلیل رفتار بازدید کنندگان جدید و بازگشتی وب سایت تان (که با Google Analytics و همچنین از طریق ابزارهایی مانند  HotJar ممکن شده) به شما کمک می کند تا بدانید که کدام بخش از صفحاتِ پول سازِ شما با USP و CTA تان به خوبی ارتباط برقرار نمی کند.

پیدا کردن این مسدودکننده های تبدیل و حذف آنها باید به تبدیل های بیشتر منجر شود، اما می تواند به افزایش بازدیدکنندگان بازگشتی نیز کمک کند.

صفحات پر بازدید

هر وبسایتی دارای چند لندینگ پیج کلیدی است که بیشترین بازدید را کسب می کنند، این موضوع می تواند یا به این دلیل باشد که این صفحات برای کلمات کلیدی با ارزش، در SERPs  رنک می شوند و یا به دلیل میزبانی از محبوب ترین محصولات و خدمات شما باشد. Ninja Exposure می تواند راه هایی برای به بهینه سازی عملکرد صفحات فرود شما و بهبود نرخ تبدیل پیشنهاد دهد.

میانگین بازدید از یک صفحه، درصد محتوای خوانده شده و میانگین زمان صرف شده در صفحه

این سه شاخص نشان دهنده ی این موضوع هستند که بازدیدکنندگان با محتوای وب سایت شما چه ارتباطی برقرار می کنند. اگر بازدیدکنندگان، سایت را در عرض ۳۰ ثانیه از ورودشان ترک کنند، بعید است که آنها محصولی خریداری کرده یا تبدیلی رخ دهد. اگر آنها بدون خواندن کل مطلب و قبل از اقدام به CTA شما صفحه را ترک کنند، محتوای شما عملکرد نامناسبی داشته و نیاز به بهبود دارد.

بهبود صفحات با استفاده از، پاک سازی ، خوانا تر کردن محتوا و استفاده از جنبه های بصری جذاب، باعث می شود بازدید جلسات(session duration) طولانی تر شود – اما در صفحه ی خود، تا حد امکان به سوالات فقط پاسخ کوتاه ندهید. اگر پاسخ به یک سوال واقعاً کوتاه است، آن را کوتاه نگه دارید، اما آن را قابل فهم تر کنید.

نرخ تبدیل صفحه و منبع

با درک نرخ تبدیل هر صفحه و یا هر منبع، می توانید ببینید که آیا وب سایت شما برای تمام اندازه های صفحه نمایش و مرورگرها بهینه است یا خیر، و همچنین اینکه کدام صفحات قابلیت بهینه سازی دارند.

شما می توانید برای هر یک از صفحات مهم خود، از صفحه “Landing Pages” در Google Analytics برای مشاهده نرخ تبدیل (هنگامی که ردیابی هدف خود را به درستی تنظیم کرده باشید) استفاده کنید.

KPI های ضروری تجارت الکترونیک

در حالی که معیارهای فوق به شما در درک عملکرد کلی سایت تان کمک می کنند، برای اندازه گیری عملکرد فروش وب سایت خود، باید بر روی برخی معیارهای خاص تر تمرکز کنید.

در اینجا KPI های مهم لیست شده اند:

بیشترین بازدید از صفحه محصولات و دسته ها

شما باید میزان bounce rate ، نرخ تبدیل و درآمد تولید شده توسط صفحات دسته ها و محصولات سایت را ارزیابی کنید تا بتوانید پیشرفت های احتمالی را شناسایی کنید.

ارتقای سطح کیفیِ محبوب ترین صفحات، یعنی کاربر پسندتر کردن آنها می تواند به کاربران کمک کند تا به راحتی و با سرعت بیشتری در صفحه مورد نظر حرکت کرده و محصولات مورد نظر خود را شناسایی کنند.

بازدید از صفحات محصولات

نرخ رها کردن سبد خرید

یک نرخ “رها کردن سبد خرید” بالا نشان می دهد که با اینکه محصولات شما جذاب هستند ولی یا قیمت آن اشتباه است، یا سفر فروش بسیار پیچیده است و یا افراد قبل از خرید، مردد می شوند. ارزیابی مسائل مربوط به “رها کردن سبد”، می تواند به شما برای افزایش نرخ تبدیل و درآمد کمک کند.

نرخ رها کردن مرحله پرداخت

آیا روند پرداخت شما بسیار پیچیده است؟ آیا قبل از اینکه کاربر بتواند خرید خود را انجام دهد، از مشتری خود اطلاعات زیادی را درخواست می کنید؟ بدون ردیابی “نرخ رها کردن مرحله پرداخت”، نمی توانید مواردی را که موجب کاهش درآمد و تبدیل می شوند را، شناسایی کنید.

امار پرداخت های انجام شده

نرخ تبدیل فروش صفحه و منبع

اگر تفاوت قابل توجهی را در نرخ تبدیل یک صفحه ی محصول نسبت به صفحه دیگری مشاهده می کنید، ممکن است مسئله مربوط به پیشنهاد محصول یا محتوای آن باشد. علاوه بر این، اگر نرخ تبدیلِ نسخه موبایل نسبت به دسکتاپ به طور قابل توجهی پایین تر باشد، ممکن است لازم باشد که سفر خرید وبسایت را برای نسخه موبایل بهبود بخشید؛ حتماً بررسی کنید که آیا کاربران به راحتی می توانند تراکنش را انجام دهند یا خیر.

نرخ تبدیل فروش

ارزیابی عملکرد در طول زمان

اکنون که شما  همه چیز را تنظیم کرده و برای اندازه گیری عملکرد وب سایت خود آماده هستید، مهمترین کار این است که به طور پیوسته آن را دنبال کنید.

به طور ماهانه و یا هفتگی باید در مورد KPI هایی که بیشترین ارتباط را با شرکت شما دارند، گزارشی تهیه کنید و به طور فعال تغییراتی را برای مقابله با مسائل موجود، پیش ببرید تا منتج به کاهش درآمد نشوند.

 

سرعت صفحه شما ثابت نیست…

نمره ای که امروز Insight PageSpeed به شما می دهد ممکن است در ماه بعد تغییر کتد. طراحی و طرح بندی صفحاتِ محصولات شما ممکن است امروز جواب دهد، اما همانطور که افراد تغییر می کنند، رفتارشان نیز تغییر می کند. پس صفحات خود را برای کسب بیشترین نرخ تبدیل، مدام چک و تست کنید.

منبع

 

دسته‌ها
اخبار انواع روش های تبلیغات آنلاین بازاریابی و تبلیغات عمومی

بازاریابی B2C چیست؟ + ۹ نمونه استراتژی موفق 

بازاریابی B2C چیست؟

بازاریابی B2C یک نوع از بازاریابی است که به کسب و کارها کمک می کند تا به طور موثرتر و متقاعد کننده تری با مصرف کنندگان ارتباط برقرار کنند. به صورتی که به جای فروش یک محصول یا یک نرم افزار SaaS به یک شرکت یا کسب و کار دیگر، شما محصولات خود را به طور مستقیم برای مصرف کنندگان شخصی(مشتری) بازاریابی می کنید.

تبلیغات تلویزیونی برای محصولات مصرفی،یک نمونه از بازاریابی B2C هستند. در واقع شما در یک آگهی یک خوراکی بسیار خوشمزه می بینید و تصمیم می گیرید که سری بعد که از سوپرمارکت بازدید می کنید، آن را امتحان کنید.

با این حال، تنها محصولات فیزیکی، محصولاتی بالقوه برای بازاریابی B2C نیستند. شما همچنین می توانید محصولات دانشی خود را به شکل دوره های آنلاین در سایت های مختلف بازاریابی کنید.

مطمئنا در چنین شرایطی مشتریان شما محصولتان را در قفسه ی یک فروشگاه محلی انتخاب نخواهند کرد. با این حال، نحوه ارتباطی که شما با آنها برقرار می کنید، در مقایسه با فروشگاه هایی که وجود خارجی دارند، خیلی متفاوت است.

تفاوت اصلی این است که ارتباط شما به طور عمده به صورت اینترنتی صورت می گیرد. به علاوه، شما باید مشتری آینده خود را متقاعد کنید که چگونه محصول اطلاعاتی(دانشی) شما زندگی آنها را بهبود خواهد بخشید.

تعریف بازاریابی B2C

بازاریابی B2C هر نوع فعالیت بازاریابی است که بین یک نام تجاری یا یک کسب و کار و یک مصرف کننده فردی که قصد استفاده از محصول برای استفاده شخصی را دارد، رخ می دهد. به عبارت دیگر، اگر شما دوره های آنلاینی را به فروش می رسانید، انتظارتان این نیست که مشتریانتان ابزار بکار رفته در کلاس درس را برای مصرف انبوه در نظر بگیرند.

مشتری شما یک امتیاز شخصی از “برونداد نهاییِ” محصول شما بدست می آورد. او می خواهد از محصول دانشی شما برای حل یک مشکل، یادگیری مهارت های جدید یا رفع برخی نیازها یا میل های دیگر، استفاده کند.

این موضوع، باعث می شود، بازاریابی B2C روندی بسیار شخصی داشته باشد.

بازاریابی B2C به خوبی می تواند دستیابی به مشتری را افزایش و سرعت بخشد، اما برای حفظ مشتری نیز کاربرد مناسبی دارد. بازاریابی بهتر، فروش محصولات دیجیتال بیشتر.

البته، این فقط نوک کوه یخ مجازی است. شما باید بدانید که چگونه از تاکتیک های بازاریابی B2C به نفع کسب و کار خود استفاده کنید.

علاوه بر این، دانستن اصول بازاریابی و روشهایی که می توانید از طریقشان بر بازار هدف خود تأثیر بگذارید، به شما کمک شایانی می کند. مانند هر صاحب کسب و کار دیگری، شما باید اصول بازاریابی را طوری ایجاد کنید که در نظر افرادی که بیشترین احتمال خرید محصول را دارند، خوش آید.

 

مقاله مرتبط : ۵ نکته کلیدی جدید برای موفقیت در بازاریابی که باید بدانید

 

بازاریابی B2C چگونه کار می کند؟

هدف هر کمپین بازاریابی B2C، متقاعد کردن مصرف کننده برای خرید محصول شما است. تمام. با این حال، متغیرهای مختلف بسیاری قبل از اینکه معامله نهایی رخ دهد، وارد بازی می شوند.

ما قبلاً در مورد قیف فروش صحبت کرده ایم. اگر شما از این نوع بازاریابی استفاده می کنید، حتماً به خوبی از تفاوت بین مراحل مختلفی که مصرف کننده بین آگاهی از نام تجاری و خرید محصول خود واردش می شود، مطلع هستید.

اساسا، لیدها به مشتریان بالقوه و مشتریان بالقوه به مشتری بالفعل تبدیل می شود. اما آنها چگونه در قیف حرکت می کنند؟

پاسخ این سوال درون بازاریابی B2C نهفته است.

بگذارید فرض کنیم که شما دوره های آنلاینی را برای عکاسان می فروشید. اگر مواد بازاریابی زیر را در نظر بگیرید ممکن است به راحتی بتوانید بر بازار هدف خود تاثیر بگذارد:

  • عکس های با کیفیت
  • لینگو(Lingo) که عکاسان مفهوم آن را می دانند
  • اطلاعاتی در مورد نقاط ضعف، مانند نا امیدی از تنظیمات دوربین
  • نکاتی مربوط به کیفیت تصویر

شما باید ببینید که مشتریان چه می خواهند و چگونه می توانید محصول خود را برای رفع این خواسته ها معرفی کنید.

بازاریابی B2C یعنی معرفی کسب و کارتان به مصرف کننده ، تشویق مصرف کننده برای تعامل با برند و هدایت مصرف کننده به سمت خرید. اینها سه مرحله یا پله ی قیف هستند.

اگر میخواهید به هدف خود برسید، به یک استراتژی نیاز دارید. اکنون قصد داریم در مورد استراتژی صحبت کنیم؛پس با ویرلن همراه باشید…

 

مقاله مرتبط : واقعیت مجازی برای بازاریابی و تبلیغات!

 

استراتژی های بازاریابی B2C

استراتژی های بازاریابی B2C به شما در امر فروش، پیش بینی پاسخ ها و دنبال کردن پیشرفت مشتری کمک می کنند. همه این سه عامل می توانند کمپین بازاریابی شما را موفقتر کنند.

البته، شما نباید از هر استراتژی ای استفاده کنید، مگر اینکه نحوه ی عملکردش را بدانید. بازاریابی بد می تواند تاثیری منفی بر کسب و کار شما و شهرت آن در سال های آینده داشته باشد.

به همین دلیل است که توصیه می کنیم که تا حد ممکن کانال ها و استراتژی های بازاریابی B2C مختلفی را بررسی کنید. خودتان را با نحوه ی عملکرد آنها و نتیجه ی نهایی شان، آشنا کنید. از معیارهای خود برای ردیابی پیشرفت تان استفاده کنید و در صورت لزوم اصلاحاتی انجام دهید.

همچنین به یاد داشته باشید که برخی از استراتژی های بازاریابی برای یک کسب و کار بهتر از سایرین عمل می کنند. اگر یک کارآفرین با یک استراتژی خاص موفق بوده، به این معنا نیست که برای شما هم همانطور عمل خواهد کرد.

همیشه همه چیز را تست کنید، این تنها راه شناختن این موضوع است که کدام استراتژی بازاریابی B2C در بین مخاطبان هدف شما، عکس العمل مثبتی ایجاد می کند.

بیایید به ۹ نمونه از کارآمدترین استراتژی های بازاریابی B2C نگاه کنیم. علاوه بر توضیح هر کدام، ویرلن برایتان یک مثال تجاری نیز ارائه خواهد کرد.

 

  1. با مشتریان بالقوه خود همانند یک انسان برخورد کنید

بیایید با بازاریابی محتوا شروع کنیم. اگر بر ایجاد روابط با مشتریان بالقوه ی خود متمرکز کرده اید، شما باید با آنها مانند یک انسان رفتار کنید – نه مانند دستگاه خودپرداز- که بخواهند به شما پول دهند.

چه اینکه شما در حال نوشتن یک مقاله باشید یا بخواهید در رسانه های اجتماعی پستی ارسال کنید، مطالب معتبری برای برند خود ایجاد کنید. ، چه زمانی که داستان خود را به اشتراک می گذارید و یا زمانی که به آنها کمک می کنید تا ناکامی های شان را بشناسند، باید با افراد همانند یک انسان برخورد کنید.

ایده ی اصلی در اینجا این است که خود و کسب و کار خود را به عنوان یک راه حل برای مشکلی که مشتریان تان تجربه اش می کنند، معرفی کنید.

مثال

بیایید فرض کنیم که شما برای کمک به افراد، برای کاهش وزن، دوره های آنلاینی فراهم می کنید. شاید خودتان هم با وزن تان در زندگی خود مبارزه کرده باشید، بنابراین می دانید که سروکله زدن با رژیم های یو-یو چگونه است و یا تصمیمات سال نویی که هرگز عملی نمی شوند، چه حسی دارد.

از این تجربه ها برای ارتباط با مخاطبین خود استفاده کنید. عکس های قبل و بعد(before and after) ارسال کنید، در مورد استراتژی های کاهش وزنی که شکست خورده اند، صحبت کنید، و تلاش های شخصی خود را به اشتراک بگذارید. شما همچنین می توانید در مورد حس فعلی تان پس از مبارزه با کاهش وزن خود و اینکه چگونه مشکل خود را شکست دادید، صحبت کنید.

مردم با داستان هایی مانند این، ارتباط بیشتری برقرار می کنند. پیامی که به آنها ارسال می کنید ساده است: “من متوجه راهی برای شکست دادن این مشکل شدم. اجازه بدهید به شما نیز کمک کنم تا همین کار را انجام دهید. ”

مقاله مرتبط : آموزش طراحی استراتژی بازاریابی اینترنتی در شبکه های اجتماعی

 

  1. مسابقات خلاق و جذاب برگزار کنید

همه مسابقه را دوست دارند، ایده ی برنده شدنِ چیزی به صورت رایگان، بیش از حد جذاب است – به خصوص اگر ورود به مسابقه تلاش و زمان زیادی نیاز نداشته باشد.

شما می توانید مسابقه ای را در وبلاگ خود، رسانه های اجتماعی یا هر جای دیگری که مناسب به نظر رسد، میزبانی کنید. بسیاری از کارآفرینان برای برگزاری مسابقات از وبینار webinars استفاده می کنند. به این ترتیب، میزان حضور در وبینار خود را افزایش می دهید و در همان زمان از طریق مسابقه، توجه آنها را نیز به دست می آورید.

مهم این است که از قوانین هر پلتفرمی که انتخاب می کنید، پیروی کنید. همچنین ضروری است که چیزی را که مخاطبان هدف تان ارزشمند بحساب می آورند، به آنها انتقال دهید.

ممکن است وسوسه شوید که چیزی گران قیمت را که به کسب و کارتان مربوط نیست، به آنها پیشنهاد دهید. برای مثال، بسیاری از مردم تلویزیون های جدید را دوست دارند، اما اگر دوره های آنلاین شما هیچ ارتباطی با تلویزیون(یک چیز با ارزش برای مخاطب) نداشته باشد، مسابقه نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. پیشنهادی را انتخاب کنید که با آنچه شما انجام می دهید نیز ارتباط داشته باشد.

مثال

شاید شما دوره های آنلاین و یا محصولات دیجیتالی را در مورد سخنرانی در مقابل دیگران، به فروش می رسانید. شما یک مینی(mini) دوره و دو دوره کامل ایجاد کرده اید، بنابراین تصمیم می گیرید که دسترسی به مینی دوره تان را به عنوان جایزه ی مسابقه خود قرار دهید.

کاری کنید که افراد زیادی درمورد مسابقه ی مینی دوره تان با خبر شوند. توضیح دهید که دوره شامل چه چیزی هایی می شود و چند نفر برنده می شوند. سپس، به شرکت کنندگان بالقوه اطلاع دهید که چگونه می توانند وارد مسابقه شوند.

شما یک متخصص در زمینه سخنرانی در مقابل دیگران هستید، درست است؟ بنابراین شاید می توانید از افراد بخواهید عکس هایی را در هنگام سخنرانی عمومی شان برایتان ارسال کنند یا شاید بتوانید از آنها بخواهید که سخنرانی هایی ۱۵ ثانیه ای را ضبط کنند. فقط به قوانین بچسبید و به طور منصفانه یک برنده انتخاب می کنند.

  1. برای هر خرید یک پیشنهاد رایگان اضافه کنید

این روش به عنوان یک هدیه با هر خرید نیز شناخته می شود، پیشنهاد چیزی رایگان با هر خرید، ارزش بیشتری را برای محصولی که به فروش می رساند، فراهم می کند. به عبارت دیگر، به افراد نشان می دهد که بدون پرداختن هزینه ی اضافی، چیزی مضاعف نسیبشان می شود.

این یک پیروزی برای همه است. شما برای محصول خود پول دریافت می کنید و مشتری در قبال خریدش یک پاداش بدست می آورد.

پیشنهاد یک چیز رایگان می تواند هر چیزی باشد. شاید این یک مینی دوره باشد که به درس اصلی شما مربوط است. یا شاید یک کتاب الکترونیکی یا کتاب تمرینی باشد که به مشتریان شما کمک می کند تا از دوره آنلاین خود بهتر استفاده کنند.

 

 

مثال

مراسم هواداران، مدیتیشن های رایگان و محصولاتی مشابه می توانند در بین مخاطبان هدف تان بسیار محبوب شوند. یا در حالت دیگر، شما می توانید یک کتاب الکترونیکی کوتاه که دوره ی آنلاین شما را تکمیل می کند یا یک ویدیو که گویای داستان تان است را به اشتراک بگذارید.

مهم این است که مطمئن شوید پیشنهاد شما ارزشی واقعی دارد. اگر نمی خواهید چیزی را به عنوان یک جایزه در نظر بگیرید، می توانید تخفیفی برای خرید محصول دیگری پیشنهاد دهید. به عنوان مثال، هر کسی که دوره آنلاین اولیه شما را خریداری کند، مینی دوره ی شما را به صورت رایگان دریافت می کند.

 

  1. اهداف جستجوگر را در اولویت قرار دهید.

بسیاری از کارآفرینان وقتی که محتوایشان را از لحاظ سئو بهینه سازی می کنند، به فکر هدف کاربران نیستند. ما اغلب فرض می کنیم که همه جستجوگرهای گوگل، یکسان هستند.

اما اینطور نیست.

قصد یا هدف جستجوگر، به دلیلِ جستجوی او، اشاره دارد. به عنوان مثال، اگر می خواهید چیزی بخورید، ممکن است چیزی مثل “رستوران های چینی اطراف من” را جستجو کنید. اگر علاقه مند به پخت و پز هستید، ممکن است “دستور العمل های چینی برای مبتدیان” را جستجو کنید.

نوع جستجو، نشان دهنده هدف آن است. برخی از مصرف کنندگان فقط اطلاعات جمع آوری می کنند، برخی دیگر گزینه هایی را مقایسه می کنند و بسیاری هم آماده ی خرید هستند.

در حالت ایده آل، شما برای تمام افراد در هر فازی، محتوا ایجاد می کنید. به این ترتیب، آنها می دانند که تمام پاسخ ها نزد شماست.

مثال

بیایید فرض کنیم که شما علاقه مندید به اندام مناسب تری برسید، در این صورت ممکن است انواع فعالیت های مختلف فیزیکی را جستجو کنید:

  • تاثیر زیاد
  • تاثیر کم
  • دویدن
  • دوچرخ سواری
  • یوگا
  • تمرینات افزایش/کاهش وزن

در این نقطه، شما در مرحله ی کسب اطلاعات هستید؛ شما نمی دانید که چطور به شکل بدنیِ بهتری برسید، چراکه هنوز از گزینه های موجود آگاه نیستید.

برای مثال بالا، شما می توانید از طریق فراهم کردن مقالات یا جداول قیاسی، مصرف کنندگان را هدف گیری کنید. به افراد کمک کنید تا گزینه های مختلف موجود را بشناسند تا بتوانند تصمیمی عاقلانه بگیرند.

اما اگر بدانید که چه نوع تمریناتی برایتان مناسب است چه؟ سالهاست که به خود می گویید از امروز دویدن را شروع می کنم، اما الان تصمیم گرفته اید عمل کنید.

در این فاز، شما از قبل آگاهی دارید، اما به دنبال محصولی هستید که به بهترین نحو به شما در تبدیل شدن به یک دونده ی مصمم کمک کند.

برای این مخاطبان، ممکن است مطلبی در رابطه با منافع دویدن، حالتهای دویدن، راهنمایی هایی روزمره و غیره منتشر کنید. در واقع شما تخصص خود را به نمایش می گذارید و محصول خود را به عنوان راهی برای پیشرفت در این موضوع مطرح می کنید.

 

مقاله مرتبط : طراحی سایت و بازاریابی ویروسی چطور به موفقیت شما کمک میکنند؟

 

  1. برنامه های بازاریابی مجدد را اجرا کنید

به نظر می رسد  Retargeting مفهوم دشواری باشد، اما در واقع بسیار ساده است. فقط پیوند مجدد با مصرف کنندگانی است که در گذشته با کسب و کار شما ارتباط برقرار کرده بودند. این موضوع به طور ویژه ای با بازاریابی B2C در ارتباط است.

به عنوان نوعی از تبلیغات پولی، بازاریابی مجدد می تواند در بودجه شما تاثیر بگذارد. با این حال، اگر از آن به درستی استفاده کنید، ROI مربوط به آن می تواند هزینه ها را جبران کند.

هنگامی که یک مصرف کننده با کسب و کار شما ارتباط برقرار می کند، دنباله ای از رویدادها رخ می دهد. برای مثال دفعه بعد که مشتری از فیسبوک بازدید می کند، یک آگهی از کسب و کار شما مشاهده خواهد کرد.

این مشتری ممکن است بلافاصله بر روی تبلیغ کلیک نکند یا خریدی از شما انجام ندهد. با این حال، دیدنِ آگهی، تصویر برند شما را تقویت می کند و باعث می شود که مصرف کننده شرکت شما را در آینده به یاد بیاورد.

مثال

شاید شما دوره های آنلاینی مربوط به آموزش طراحی وب، ارائه می کنید. شما به طراحان مشتاق کمک می کنید تا کار خود را بهتر کرده و شغلی پیدا کنند.

شما می توانید از طریق بازاریابی مجدد از مشتریان بالقوه ای که از وب سایت شما بازدید می کنند، بخواهید تا یکی از پست های وبلاگ شما را بخوانند یا صفحه ای را بررسی کنند. اگر تبلیغات فیس بوک را راه اندازی کرده اید، می توانید از یک فیس بوک پیکسل(Pixel) برای بازاریابی مجدد این مشتریان استفاده کنید.

پس از بازدید از سایت شما، مشتری وارد فیس بوک شده تا دیوار خود را بررسی کند. درست در همانجا در بخش خوراک(feed )، تبلیغاتی برای دوره طراحی وب شما مشاهده خواهد کرد.

 

۶٫ برنامه هایی برای عضویت بسازید

به برنامه ی عضویت، به چشم یک نوع گیمیفیکیشن (gamification) نگاه کنید. این روش مشتریان را ترغیب می کند تا با کسب و کار شما بیشتر تعامل پیدا کرده و سطوح عضویت را بالا ببرند.

یک برنامه ی عضویت، که به برنامه ی وفاداری نیز شناخته شده، رقابت و پاداش را ترکیب می کند. هرچه مصرف کنندگان در سطوح عضویت شان بیشتر پیشرفت کنند، به پاداش های بیشتری دسترسی پیدا می کنند، که باعث بهبود روابط شان با کسب و کار شما می شود.

مثال

شما می توانید سه سطح عضویت برای کسب و کارتان ایجاد کنید:

برنزی: مشتریانی که در این سطح قرار دارند، هر فصل تخفیفاتی رایگان برای محصولات دیجیتال شما دریافت می کنند.

نقره ای: کسانی که به سطح نقره ای می رسند، علاوه بر تخفیف ها، دو بار در سال، یک دارایی قابل دانلود خاص دریافت می کنند.

طلایی: در بالاترین سطح، مصرف کنندگان علاوه بر دریافت پاداش های سطوح برنزی و نقره ای، به طور سالانه مشاوره تلفنی رایگان ۱۵ دقیقه ای دریافت می کنند.

مسلماً، شما می توانید اسم سطوح را هرچه می خواهید بگذارید، یا حتی پاداش ها را بر اساس نظر خود تنظیم کنید، در اصل تصمیم با شماست که مشتریان چطور در بین سطوح حرکت کنند.

برای مثال، اعضای سطوح پایین، ممکن است چیزی بین ۱ تا  ۱۰۰ دلار در سال اخیر خرج کرده باشند، در حالی که مشتریان نقره ای، باید حدود ۳۰۰ دلار و مشتریان طلایی باید تا ۵۰۰ دلار خرج کنند.

 

  1. از رسانه های اجتماعی استفاده کنید

بسیاری از برند ها با استفاده از رسانه های اجتماعی، موفقیت زیادی کسب کرده اند. بعضی از آنها در رسانه های اجتماعی تبلیغ می کنند، در حالی که برخی دیگر از رویکرد های ارگانیک استفاده می کنند.

اگر در بودجه خود پولی برای شبکه های اجتماعی ندارید، بر ایجاد بازاریابی از طریق بازاریابی B2C استراتژیک تمرکز کنید. راه های زیادی برای فعال تر کردن افراد در شبکه های اجتماعی وجود دارد.

مثال

بیایید بگوییم که شما تازه یک حساب Instagram باز کرده اید. در این صورت باید افرادی را جذب کنید که ممکن است به دوره های آنلاین شما علاقه مند باشند، اما نمی دانید که باید از کجا شروع کنید.

استراتژی شما ممکن است چیزی شبیه به این باشد:

  • در روز ۱۰ نفر که علاقمند به نیچ یا صنعت شما هستند را فالوو کنید.
  • یک هشتگ برندی ایجاد کنید که در تمام پست های خود از آن استفاده کنید.
  • هر روز از هشتگ های جدیدی استفاده کنید که به موضوع یا طرز تفکر شما مربوط باشد.
  • مسابقاتی را میزبان کنید که منحصر به اینستاگرام باشد.
  • محتوایی الهام بخش یا آموزشی را به اشتراک بگذارید که پیروان شما احساس کنند بخشی از یک جامعه هستند.

این یک استراتژی جامع است. به علاوه، شما می توانید آن را برای پلتفرم های دیگر نظیر فیس بوک و توییتر نیز تکرار کنید.

  1. روابط میکرو-اینفلوئنسر ایجاد کنید

هنگامی که از کلمه “تأثیرگذار” یا “اینفلوئنسر” استفاده می کنید، مردم اغلب نام هایی مانند کیم کارداشیان، سلنا گومز و بیانسه به ذهنشان خطور می کند. با این حال، میکرو نفوذگران(میکرو-اینفلوئنسرها) اغلب تعامل بیشتری با محتویاتشان جذب می کنند – به علاوه، آنها میلیون ها دلار هزینه بر نمی دارند.

میکرو نفوذگران، شخصیت های رسانه های اجتماعی هستند که دارای صفحه ای بسیار خاص هستند. آنها اغلب فالوورهای کوچک، اما وفاداری دارند که تصمیمات خریدشان را براساس آنچه که نفوذگر می گوید می گیرند.

اینجا فرصت استفاده از عظمت بازاریابی B2C است.

همکاری با نفوذگرهای کوچک می تواند برای کسب و کار شما لطف بزرگی باشد. برای مثال، ممکن است به آنها استفاده ی رایگان از دوره های آنلاین خود را پیشنهاد دهید، تا آنها را علاقه مند به همکاری کنید.

مثال

بیایید فرض کنیم که شما یک کارآفرین تجارت دانش شخصی هستید. و یک کارشناس امنیتی را در اینستاگرام دیده اید که فالوورهای بسیار خوبی هم دارد.

هر دوی شما می خواهید به مردم آموزش دهید که چگونه ایمن بمانند. به این متخصص دسترسی پیدا کرده و از او بخواهید که به دوره ی شما نگاهی بیاندازد. اگر تأثیرگذار آن را دوست داشت، از او درخواست کنید که آن را تبلیغ کند.

بعضی از نفوذگرها ممکن است هزینه ای را طلب کنند، اما بسیاری از آنها نه. اگر با ایجاد روابط خوب کارتان را شروع کنید، پول کمتری صرف خواهید کرد.

 

  1. در بحثِ “ابتدا بازاریابی موبایل”، سرمایه گذاری کنید

جهان در حال حرکت در جهت ابتدا موبایل(mobile-first) است. بسیاری از افراد دیگر لپ تاپ و کامپیوترهای رومیزی ندارند. آنها تمام محاسبات خود را از طریق تبلت ها، گوشی ها و حتی ساعت هایشان انجام می دهند.

به همین دلیل است که بازاریابان B2C باید یک استراتژی “ابتدا موبایل” اتخاذ کنند. ببینید محتوای تان چگونه می تواند بهترین جذابیت را برای دستگاههای همراه مخاطبین داشته باشد.

این موضوع با داشتن یک وب سایت ریسپانسیو شروع می شود. برای مثال اگر وب سایت خود را از طریق Kajabi ایجاد کنید، به طور خودکار یک قالب ریسپانسیو خواهید داشت که روی همه دستگاه ها، عالی عمل خواهد کرد. به علاوه، دیگر مجبور نیستید نگران مدیریت دو سایت مختلف باشید: می توانید یکی برای دسکتاپ بسازید و یکی برای موبایل.

علاوه بر این، باید پست های خود را برای دستگاه های همراه بهینه سازی کنید، از وبلاگ گرفته تا رسانه های اجتماعی. حتماً تصاویر خود را فشرده کنید، از فونت های قابل خواندن استفاده کنید و روی موبایل در دسترس باشید.

مثال

اگر شما علاقه مند به شروع یک کسب و کار تجارت دانش هستید – یا اگر قبلا اقدامات اولیه را انجام داده اید، می توانید Kajabi را امتحان کنید. شما می توانید کسب و کار خود را از اول بسازید، بدون اینکه نگران ظاهر سایت تان در دستگاه های همراه باشید. این موضوع بر عهده ی این پلتفرم است.

مطمئن شوید که از بهترین شیوه های بازاریابی روز،  برای دستگاه های همراه آگاه هستید. بازاریابی ایمیل، بازاریابی SMS و بازاریابی رسانه های اجتماعی همه موبایل فرندلی(mobile friendly) هستند.

شما همچنین می توانید از gamification و سایر اشکال جذاب بازاریابی B2C استفاده کنید تا با بازار هدف خود از طریق دستگاه های همراه ارتباط برقرار کنید. حتماً نباید تمام کاربران دسکتاپ را به طور کامل فراموش کنید، اما این واقعیت را در نظر بگیرید که ممکن است بهترین مشتریان، شما را از طریق دستگاه های همراه خود پیدا کنند.

 

مقاله مرتبط : آموزش افزایش بازدید سایت از طریق اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی

 

نتیجه

یک کمپین بازاریابی B2C خوب می تواند تفاوت چشم گیری در درآمد شما ایجاد کند. صرف نظر از اینکه از کدام استراتژی استفاده می کنید، می توانید چشم انداز کسب و کار خود را به طور چشمگیری بهبود بخشید و به مصرف کنندگان بیشتری دست یابید.

پس بازاریابی B2C چیست؟ منظور کمپین هایی است که به مصرف کنندگان یا کاربران نهایی برای اهداف شخصی ختم شود. این روش از بازاریابی B2B که هدف آن سایر کسب و کارها به عنوان خریدار است، متفاوت است.

بازاریابی B2C به شما در شناسایی راه هایی برای برقراری ارتباط با مخاطب هدف تان و اندازه گیری نتایج هر کمپین کمک می کند. این روش باعث می شود تا مخاطبین مورد نظر خود را متقاعد کنید تا محصولات شما را انتخاب کنند.

شما می توانید استراتژی های بازاریابی B2C بسیاری را امتحان کنید.

 

منبع

دسته‌ها
افزایش ترافیک سایت انواع روش های تبلیغات آنلاین بازاریابی محتوا تبلیغات در سایت های پربازدید تولید محتوا تولید محتوا سئو مقالات آموزشی

بهترین محتوا را کجا پست کنیم؟

آیا باید بهترین مطالب را در سایت خود نگه داریم یا آنها را جای دیگری پست کنیم؟!

اخیراً، با چند متخصص بهینه سازی موتورهای جستجو (سئو) در مورد مکان انتشار محتوا صحبت کردیم.

نظرات متفاوت بوده و در واقع به اهداف وب مستران بستگی دارند. برخی از وب مسترها به راحتی از وبلاگ نویسانِ مهمان، درخواست مطلب می کنند؛ چراکه سایت شان به محتوا نیاز دارند و نویسنده ای برای نوشتن محتوا در اختیار ندارند.

از سوی دیگر، آنهایی که تازه شروع به کار کرده اند، می خواهند پست هایی را به صورت مهمان برای سایت هایی غیر از سایت خودشان، به عنوان راهی برای افزایش اعتبار و افزایش تعداد پیوندهای ورودی، تهیه کنند.

بعضی از تازه کارها، از کارکشته های سئو درخواست می کنند تا مقاله ی مهمانی را، در پست های پربازدید و جذابشان به عنوان راهی برای ایجاد اعتبار، منتشر کنند. پس دلایل بسیاری وجود دارد که افراد به محتوا نیاز داشته باشند و یا محتوا بدهند.

بسیاری از همکاران سئو معتقدند که اگر شما قصد دارید محتوای خوبی ایجاد کنید، بهتر است آن را در سایت خود نگه دارید. در حالی که قطعا می توان این نظر را پذیرفت، اما شاید بهتر باشد که محتوای خوب من در سایت های دیگر نیز منتشر شود، زیرا این امر، پتانسیل من برای جذب ترافیک، لید یا سرنخ و مشتری را افزایش می دهد.

در نتیجه من با قرار دادن محتوا در سایت های دیگر مشکلی ندارم. من به گسترش و پخش محتوا اعتقاد دارم، زیرا برای من نتیجه می دهد.

تا بحال خوش شانس بوده ام که لیدهای خوبی از مطالب منتشر شده دریافت کرده ام، مطالبی مثل مصاحبه ها، پست های مهمان، پست های نظرسنجی(roundups) که در سایت های دیگران و در رسانه های اجتماعی، به اشتراک گذاشتم.

برای پست های قدیمی، رتبه بندی من تقریبا به اندازه قبل خوب نیست، اما جالب است که با این حال، ترافیک، کاهشی نیافته است، و از طرفی لیدهای من همانند قبل ادامه دارند. در حقیقت، از قبل هم بیشتر دریافت می کنم.

همچنین ترافیک مستقیم زیادی نیز دریافت می کنم. جستجوی ارگانیک، سومین منبعِ ترافیک من است، همان طور که می توانید در زیر ببینید:

بهترین مطلب سایت

دلیل دیگری که من می خواهم محتوا را در سایت های دیگر قرار دهم، این است که اگر هر اتفاقی برای سایت من رخ دهد، هنوز می توانم ترافیک و لیدم را داشته باشم.

در مقابل وقتی که تجزیه و تحلیلِ بیشترِ مشتریان(سئوکارها) را بررسی می کنم، این تصویری است که با ان مواجه می شوم:

ترافیک ارجاعی

در چنین موردی، با ترافیک ارجاعی در رتبه سوم و حدود ۳۰ درصد ترافیک از جستجوی ارگانیک، برای من هیچ راهی بهتر از انتشار “بهترین مطالبم” در سایت سایرین وجود ندارد. ممکن است زمان و انرژی زیادی را صرف ایجاد آن کرده باشم و شاید برایم سخت باشد که آن را در سایت دیگری قرار دهم، اما واقعاً ارزشش را دارد.

اگر شما درگیر تصمیم گیری در مورد محل قرار دادن محتوایتان هستید، واقعا هیچ گزینه ای ندارید جز اینکه ببینید که ترافیک تان از کجا می آید(منابع ترافیک تان کجا هستند)، سعی کنید بهترین را تصمیم بگیرید.

اگر شما هم مثل من هستید و بیشتر ترافیک تان را از طریق ارجاعات دریافت می کنید، من به شخصه آن راه را دنبال می کردم(یعنی انتشار و پخش مطالب در سایتهای دیگر). اما اگر بیشتر ترافیک سایتتان از جستجوی ارگانیک می آید، من در چنین شرایطی، بیشتر، مطالب را در سایت خودم نگه داشتم.

 

 مزایا و معایب قرار دادن محتوا در سایتی دیگر

مزایا:

  • با دست یابی به مخاطبین مختلف، شانس موفقیت کسب و کار جدیدتان را بهبود می بخشید.
  • به عنوان یک متخصص در انجمن های آنلاین مختلف، قدرت و اعتبار بیشتری کسب می کنید.
  • می توانید در نظرسنجی های سایت های دیگر و خبرنامه های(newsletters) برجسته، میزان دسترسی به مشتری خود را گسترش دهید.
  • اگر هر اتفاقی برای وب سایت تان رخ دهد، شانس خود را برای بقا در بازار آنلاین افزایش می دهد.

 

معایب:

  • ترافیک اولیه، با محتوای شما، به سایت شخصی دیگر هدایت می شود.
  • شهرت شما به شهرت سایت میزبان بستگی خواهد داشت.
  • ممکن است محتوای شما زمانی حذف شود.
  • ممکن است سایت میزبان بسته شود.

 

مزایا و معایب نگه داشتن محتوا در سایت خودمان

مزایا:

  • ترافیک خود را بدون یک واسطه به سایت خود هدایت می کنید.
  • شما به طور کامل روی محتوا کنترل دارید.
  • اگر برای محتوا لینکی بسازید(لینک بیلدینگ)، این لینک ها به سایت خودتان کمک می کند و نه سایت شخص دیگری.
  • شما برای سایت خودتان آثوریتیِ یا اعتبار، کسب می کنید.

 

معایب:

  • اگر به هر دلیلی جریمه شوید یا تحت پنالتی گوگل قرار گیرید، شانس کمتری برای گرفتن ترافیک خواهید داشت.
  • اگر سایت شما رتبه خوبی نداشته باشد و دارای ترافیک کمی باشد، ممکن است مقدار زیادی بازگشت سرمایه (ROI) از محتوای خود مشاهده نکنید.
  • ممکن است با توجه به آمار جمعیتی سایت تان به آن اندازه ای که می خواهید، مخاطبین مختلفی را به دست نیاورید.
  • اگر سایت شما محبوب نباشد، ممکن است فرصت جذب لینک را از دست بدهید.

انواع محتوا

بیایید نگاهی کنیم به سه نوع مختلف و رایج از محتوا و ببینیم آنها باید در کجا منتشر شوند و چرا. با ویرلن همراه باشید…

 

  • محتوای همیشه سبز(Evergreen content ) که مرتب به روزرسانی می شود. من این نوع محتوا را حتماً در سایت خودم حفظ می کنم، مگر اینکه هیچ ترافیکی نداشته باشم. اپدیت این محتوا بسیار راحت تر است. محتوای Evergreen می تواند لینک های واقعا خوبی نیز جذب کند، بنابراین من برای داشتن این لینک هایی که به سایت من اشاره می کنند، این نوع محتوا را برای سایت خودم انتخاب می کنم. به عنوان مثال، اگر من سایتی داشتم که فن سقفی می فروخت و دارای پستی در مورد چگونگی انتخاب و نصب فن سقفی که شامل دستورالعمل و ویدیوهایی گام به گام بود، هرگز نمی خواستم که این مطلب، بغیر سایت خودم به سایت دیگری برود.

 

  • محتوای خاص(One-off pieces) اگر بتوانید یک محل کاملاً مرتبط برای این نوع پست ها پیدا کنید، بهتر است چنین پستی را در آن سایت قرار دهید، نه سایت خودتان. برای مثال، اگر من قصد نوشتن مقاله ای در مورد بهترین افزونه های رایگان وردپرس، را داشتم، سعی می کردم سایتی را پیدا کنم که درباره وردپرس یا طراحی وب باشد؛ نه در سایت خودم، این نوع پست فقط بخاطر لینک بیلدینگ هدف گیری شده است.

 

  • لیستی از منابع، من ترجیحاً لیست اصلی منابع را برای سایت خودم حفظ خواهم کرد و سعی می کنم مطالبی را که از آن منابع دریافت می کنم، در سایت خودم منتشر کنم و در مقابل، فهرستی متفاوت را برای سایت های دیگر. اگر در سایت خودتان باشد که به روز رسانی بسیار ساده تر خواهد بود.

 

پلتفرم های اجتماعی را فراموش نکنید.

شبکه های اجتماعی مانند LinkedIn و Medium می توانند ترافیک خوب زیادی تولید کنند. شما می توانید از توییتر برای توییت راهنمایی و اخبار استفاده کنید، در گروه های فیس بوک شرکت کنید و یا از پست های فیس بوک استفاده کنید. این پلتفرم ها برای دریافت ترافیک و بازخورد به شکل “نظرات” در مورد محتوای شما عالی هستند.

محتوا فقط مقاله نیست؛ شما می توانید از اینفوگرافیک ها، پادکست ها، رونوشت هایی از پادکست ها، مطالعات موردی، نتایج تحقیقات، اسلایدها و غیره استفاده کنید. از تمام سبک ها استفاده کنید، هر نوع محتوایی برای جذب ترافیک با کیفیت مناسب است، و این مهم ترین چیز است.

 

منبع

 

دسته‌ها
انواع روش های تبلیغات آنلاین اینستاگرام بازاریابی در شبکه های اجتماعی بازاریابی محتوا پرطرفدار دیجیتال مارکتینگ سوشال مارکتینگ عمومی مقالات آموزشی

چگونه در اینستاگرام اسپانسر بگیریم و چطور به یک اینفلوئنسر تبدیل شویم؟

چگونه می توانیم در اینستاگرام به یک اینفلوئنسر تبدیل شویم؟

حتی اگر در حال حاضر هیچ فالووری نداشته باشید!

جای تعجب نیست که شما می خواهید به یک شخص تاثیرگذار یا اینفلوئنسر اینستاگرام تبدیل شوید -چراکه متوسط قیمت یک پست اسپانسر شده ی اینستاگرام حدود ۳۰۰ دلار است! و اگر بتوانید موفق تر شوید، مانند یوگی راشل براتن، می توانید برای هر پست ۲۵۰۰۰ دلار درآمد کسب کنید.

اما ایده ی جذب اسپانسر ممکن است برای شما خنده دار باشد. چون شما عکسی از اسکای دایوینگ تان در استرالیا ارسال نمی کنید که آنقدر جذاب باشد . بلکه از وعده های غذایی تان عکس هایی پست می کنید. با این حال، ممکن است بیشتر از آنچه فکر می کنید، قابلیت درآمدزایی داشته باشید.

اینستاگرام در زمینه ی تبلیغ محصولات برندها، به یک کانال بسیار محبوب تبدیل شده است در واقع Influencer Central متوجه شده است که اکثر مصرف کنندگان، اینستاگرام را ششمین عامل تاثیرگذار بر تصمیمات خریدشان می دانند.

ممکن است محبوبیت اینستاگرام باعث شود که احساس کنید که این پلتفرم در حال حاضر بیش از حد شلوغ است، پس نمی توان به سادگی رشد کرد. اما نکته اینجاست که امروزه برند ها قدرت افراد عادی برای تبلیغ محصولات شان را درک کرده اند. نفوذگران کوچک یا افرادی که تعداد کمتری فالوور در مقایسه با بازیکنان بزرگ دارند، بیشترین تعامل را از مخاطبین خود می گیرند.

به این قضیه اینطور نگاه کنید – هنگامی که من قصد خرید یک محصول را داشته باشم، به توصیه بهترین دوستم بیشتر اعتماد می کنم. چراکه من به بهترین دوستم اعتماد دارم، زیرا در بسیاری از موارد ما نهم نظریم، و می دانم که او در مورد خرید یک محصول واقعیت را به من می گوید.

جریان نفوذگران کوچک یا micro-influencers نیز همینطور است – با استراتژی مناسب، مخاطبانتان، شما را به عنوان یکی از دوستان واقعی خود می بینند. هرچه هنگام خرید یک محصول به توصیه های شما بیشتر اعتماد کنند ، احتمال اینکه شما اسپانسر دریافت کنید، بیشتر خواهد بود.

البته مراقب باشید و از اشتباهات حین فعالیت در اینستاگرام که از رشد شما جلوگیری می‌کنند پرهیز کنید.

در اینجا ما قصد داریم به شما نشان دهیم که چکونه می توانید در اینستاگرام اسپانسر جذب کنید، حتی اگر در حال حاضر هیچ فالووری نداشته باشید. با ویرلن همراه باشید…

 

چگونه در اینستاگرام کسب درآمد کنیم؟

  • برند خود را تعریف کنید
  • مخاطبان خود را بشناسید
  • به شکل پایدار پست ارسال کنید
  • از هشتگها و برچسبهای جغرافیایی استفاده کنید
  • برند ها را در پست های خود تگ کنید
  • اطلاعات تماس تان را در bio وارد کنید
  • اسپاسر پولی جذب کنید
  • ارزش خود را بدانید
  1. برند خود را تعریف کنید

اگر بتوانید طاقچه یا niche خاص خود را تعریف کنید، بیشترین تعامل را مشاهده خواهید کرد. آیا می خواهید مطالبی مربوط به غذا و سلامت پست کنید یا روی مد تمرکز کنید؟ در هر صورت، باید برای خود برندی ایجاد کنید(روی یک زمینه تمرکز کنید).

علاوه بر نوع محتوایی که ارسال می کنید، برندینگ به زیبایی شناسی کلی شما نیز بستگی دارد. چگونه می خواهید به پست های خود سبک و قالب دهید؟ پیام شما چیست؟ برای تقویت برند خود، باید قالب فید(feed) یا خوراکی یکپارچه ایجاد کنید (از این خوراک برای جذب افراد استفاده کنید).

خاص بودن، یک کلید است. پست های یک نفوذگر خوب، قابل تشخیص و منحصر به فرد هستند – زمانی که یک کاربر در خوراک خود چرخ می زند، هر زمان که پستی از آن نفوذگر ببیند، توقف کرده و آن را شناسایی می کند. هرچه که وی محتوایات مشابهی را به مرور ببیند، به اعتبار این برند به عنوان یک متخصص در این زمینه اعتماد خواهد کرد. اگر نفوذگر، به طور ناگهانی و به صورت تصادفی، جهتش(تخصصش) را تغییر دهد، ممکن است کاربر دیگر محتوایش را درک نکرده و یا اعتماد نکند.

علاوه بر این، ممکن است بخواهید برند اینستای خود را با حضور آنلاین خود هماهنگ کنید. ایجاد یک وب سایت با همان زیبایی شناسی و پیام رسانی، راه خوبی برای انجام این کار است – هر چه حساب های رسانه های اجتماعی خود را متحدتر سازید، برای برندها تشخیص اینکه چگونه می توانید به آنها کمک کنید، آسان تر خواهد بود.

 

  1. مخاطب خود را بشناسید

شناختن مخاطب، در متقاعد کردن یک برند برای کار با شما امری حیاتی است. این برای شما از هر دو طرف سودمند است – اگر مخاطبان خود بشناسید، می توانید به درستی مشخص کنید، کدام برند ها بیشترین سود را از حمایت شما کسب خواهند کرد.

برای مثال مخاطبینی را جذب خود کنید که فقط به یک زمینه ی خاص علاقه مند باشند یا به یک محدوده خاص تعلق داشته باشند.

با جمع آوری پایه های اولیه – جنسیت، سن و موقعیت جغرافیاییِ جمعیت اصلی خود آغاز کنید؟ آنها کدامیک از پست های شما را بیشتر از سایرین دوست دارند؟ چه زمانی از روز به محتوا بیشتر توجه می کنند ببینید از این اطلاعات چه برداشتی می توانید داشته باشید؟

اطلاعات جمعیت شناختی، به شما کمک می کند تا مشارکت خود با برند ها را پایه گذاری کنید. برندها می خواهند بدانند که در صورتی که با شما کار کنند به چه افرادی می توانند دست پیدا کنند. با توضیح اینکه: “شما حدود سی نفر کارمند زن، عمدتا از نیویورک، که اغلب اولین کارشان در صبح استفاده از اینستاگرم است و محتوای تناسب اندام را ترجیح می دهند” قطعا قدرتمندتر از گفتنِ “شما به چند مخاطب خانم دسترسی پیدا خواهید کرد” است.

 

  1. به طور مداوم و پایدار پست کنید

CoSchedule، از ۱۴ مطالعه به منظور شناسایی مدت زمانی که باید در سایت های رسانه های اجتماعی پست کرد، نتایجی جمع آوری کرد. برای اینستاگرام، آنها دریافتند که باید حداقل یک بار در روز پستی ارسال کنید، اما می توانید آن را به سه بار در روز نیز برسانید.

CoSchedule همچنین دریافت که ساعت ۸:۰۰ تا ۹:۰۰ صبح و ۲:۰۰ ظهر بهترین زمان برای پست کردن است.

برای افزایش فالوورها، مهم است که حداقل یک بار در روز پست کنید. الگوریتم اینستاگرم، محتوای تازه و جدید را ترجیح می دهد و شما نباید کاری کنید که مخاطبانتان شما را آنفالو کنند یا بخاطر پست نکردنِ مداوم، شما را فراموش کنند.

با این حال، باید ببینید چه چیزی بهترین نتیجه را برای شما و مخاطبانتان خواهد داشت. شاید اگر سه بار در روز پست کنید، مخاطبان تان حس بمباران شدن کنند، یا شاید آنها اینطور ترجیح دهند. ممکن است مخاطبان شما بیشتر در ظهر با پست های شما ارتباط برقرار کنند. این موضوع به کمی آزمون و خطا نیاز دارد، ابزارهای اندازه گیری اینستاگرام نیز می توانند به شما کمک کنند.

نفوذگران اینستاگرام

  1. از هشتگ ها و Geotag ها استفاده کنید

هشتگ ها، پیدا کردن و کشف مطالب شما را ممکن می سازند، بنابراین آنها برای افزایش فالوور ضروری هستند. شما می توانید از حداکثر ۳۰ هشتگ برای هر پست استفاده کنید، اما تحقیقات TrackMaven متوجه شد که تعداد ۹ هشتگ برای بهبود تعامل مناسب تر خواهد بود.

هشتگها باید تا حد امکان با محتوا مرتبط باشند. همچنین باید مطمئن شوید که هشتگهایی که استفاده می کنید، خراب یا ممنوع نباشند (در صورتی که مطمئن نیستید، به لیستی از هشتگهای ممنوع مراجعه کنید).

مهم است هشتگهایی را انتخاب کنید که بیش از حد گسترده نباشند. Healthyliving#، به عنوان مثال، دارای بیش از ۲۰،۰۰۰،۰۰۰ پست است، در حالی که healthylivingtips# تنها ۱۳،۰۰۰پست دارد. هرچه رقابت کمتر باشد، کشف محتوای شما آسانتر خواهد بود. یا برای مثال #زبان بسیار گسترده است؛ پس بهتر است کمی ریزتر شوید.

هنگامی که یک صفحه هشتگ را مشاهده می کنید، می توانید متوجه شوید که پستتان در مقابل چه نوع محتوایی قرار می گیرد. Healthylivingtips# ممکن است در حالت عادی دارای پست هایی مربوط به دستور غذایی(سلامت) باشد، در حالی که پست شما در مورد دوچرخه سواری است (دوچرخه هم به سلامت کمک می کند) – این می تواند شما را در استفاده از این هشتگ متمایز کند.

برچسبهای جغرافیایی یا Geotag نیز به همان اندازه مهم هستند، اما به دلایلی دیگر. برچسبهای جغرافیایی می توانند به افرادی کمک کنند که شما را در موقعیت خاصی پیدا کنند. این به شما کمک می کند تا فالوورهای بیشتری کسب کنید و همچنین باعث جلب توجه برند هایی می شود که علاقه مند به رسیدن به یک جمعیت خاص هستند. به عنوان مثال، شاید یک بوتیک، ببیند که شما اغلب پست هایی در مورد مد برای منطقه کالیفرنیا ارسال می کنید، و آن بوتیک به دنبال افرادی باشد که در آن منطقه هستند- این اقدام برد-برد است.

 

  1. برند ها را در پست های خود تگ کنید

خب، الان دیگر شما رسما برای شروع دستیابی به برندها آماده هستید. برند و مخاطب خود را تعریف کرده اید و چند پست معتبر و با کیفیت ایجاد کرده اید. حال، باید بدانید که کدام نوع از کسب و کارها از مشارکت با شما سود می برد.

مهم است که با کسب و کارهای کوچک شروع کنید. اگر علاقه مند به مراقبت های پوستی هستید، از ابتدا مستقیم به سراغ استی لاودر نبروید – به جای آن، سعی کنید استارت آپ های کوچکِ مراقبت های پوستی را که در اینستاگرام دیده اید، تگ کنید.

بیایید به مثالی نگاه گنیم -Tzibirita، یک نفوذگر در زمینه سفر، این تصویر خود را با پوشیدن یک ساعتِ پولی هیتیت ارسال کرد. این یک تصویر با کیفیت بوده و با برند خودش نیز متناسب است؛ او را در بخش توضیحات @ paul_hewitt را تگ کرد. حتی اگر شما از پول هیتیت درآمدی کسب نکنید، باز هم می توانید همان نوع محتوا را ارسال کنید و برندشان را در پست تگ کنید. در حالت ایده آل، حداقل کاری که این روش می تواند برای شما انجام دهد، این است که شما را در رادار توجه آنها قرار خواهد داد.

با برند های کوچک شروع کرده و آنها را در توصیفات خود تگ کنید. با پاسخ دادن به نظرات خود مانند “از کجا می توانم یکی از اینها را دریافت کنم” با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید. یا “قیمت این چنده؟” در این صورت آن برند به زودی خواهد دید که شما خود را به عنوان یک شریک تجاری خوب ثابت کرده اید.

برندهای اینستا

  1. اطلاعات تماس تان را در بیو شامل کنید

به BIO ی خود به عنوان فرصتی نگاه کنید برای جذب برندهایی که می خواهید نفوذگرشان باشید. یک ایمیل یا وب سایت اضافه کنید تا آنها بتوانند به شما دسترسی داشته باشند و در صورت امکان یک دکمه قرار دهید.

به عنوان مثال،zibirita فضای بیو خود را هدر نداده. او فقط ایمیل و وب سایت خود را وارد کرده، و یک تیتر با عنوان – “تولیدکننده محتوا“. در این صورت برندها هیچ شکی نخواهند داشت که او برای انجام تجارت با آنها آماده است.

علاوه بر این، شما باید از یک وب سایت یا وبلاگ به عنوان فرصتی برای گسترش برند خود استفاده کنید و در دسترس بودن خود را نشان دهید. یک صفحه مطبوعاتی در وب سایت خود در نظر بگیرید، تا برند های تجاری بتوانند به خدمات شما نگاه کنند. هنگامی که شما شروع به حمایت از برند ها کنید، می توانید آنها را در این صفحه اضافه کنید تا برند ها بتوانند تحت تأثیر تجربه شما قرار گیرند.

 

  1. اسپانسر پولی جذب کنید

هیچ مشکلی ندارد که به برندها دسترسی پیدا کرده و خدمات خود را به آنها ارائه دهید. با استفاده از یک اقدام مناسب، ممکن است نیازی نباشد منتظر باشید تا برندها شما را پیدا کنند.

به دنبال برند هایی باشید که به وضوح وقت و پولی را برای حضور در اینستاگرام سرمایه گذاری می کنند. بهتر است با تحقیقی در مورد نفوذگران مشابه در صنعت خود که برند مورد نظر در حال حاضر از آنها حمایت می کند، شروع کنید. به یاد داشته باشید، مشکلی ندارد که با برندهای کوچک شروع کنید. کار با برند های کوچکتر به شما این امکان را می دهد که برای خود پورتفولیو یا نمونه کار بسازید.

هنگامی که لیستی از برند های که ممکن است بخواهند با شما شریک شوید آماده کردید، به آنها ایمیل ارسال کنید. در پیام خود، به وضوح و به طور خلاصه بگویید که چه کسی هستید، چه کاری انجام می دهید، و هر دستاوردی که باعث شده که در آن زمینه متخصص شوید، را ذکر کنید. سپس، توضیح دهید که چرا شما برای برند آنها مناسب هستید و داده هایی از قبیل تعداد فالوورها و نرخ متوسط ​​تعامل(engagement rate) را نیز اضافه کنید.

در کنار این روش، ممکن است بخواهید مستقیما از طریق Instagram به یک برند یک DM ارسال کنید. این قطعا بیشتر به کاری که شما برایش رقابت می کنید، مربوط است، اما اگر یک برند در یک روز صدها DM دریافت کند، ممکن است DM شما گم شود.

  1. ارزش خود را بدانید

مطمئن شوید که اگر یک برند به شما دسترسی پیدا کرد، می دانید که چقدر هزینه درخواست کنید. استاندارد صنعت ۱۰ دلار برای ۱۰۰۰ فالوور است، اما این می تواند بسته به تعداد لایک هایی که برای هر پست می گیرید، متفاوت باشد. علاوه بر این، همانطور که در این راه رشد می کنید، می توانید هزینه بیشتری درخواست کنید.

شاید بخواهید حداقل مبلغ را تنظیم کنید، اما می توانید با آن برندها مذاکره کنید تا آنها را تشویق کنید که مبلغ بیشتری نیز بپردازید. شاید برای پنج پست استوری ۳۰۰ دلار بخواهید و یا برای ۲۴ ساعت یک لینک در بیو خود قرار دهید که به وب سایت آنها هدایت می شود. شما می توانید از ویژگی های دیگر Instagram برای تقویت معامله استفاده کنید.

 

منبع

دسته‌ها
تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ طراحی سایت عمومی محتوا مقالات آموزشی

لندینگ پیج چیست؟ و چه عملکردی باید داشته باشد؟

عملکرد صفحه فرود یا لندینگ پیج ؛ ۹ عنصر کلیدی که باعث افزایش نرخ تبدیل می شود.

دسته‌ها
اخبار بازاریابی محتوا تولید محتوا سئو عمومی مقالات آموزشی

آموزش تولید محتوا با هدف سئو سایت و افزایش بازدیدکنندگان

یادگیری و آموزش تولید محتوا برای بهینه سازی سایت و سئو در پیشبرد اهداف و استراتژی های جذب مخاطبان و افزایش فروش بسیار مهم است.

دسته‌ها
تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ عمومی مقالات آموزشی

آموزش ساخت ویدیو تبلیغاتی

بازاریابی ویدیویی با ساخت تبلیغات ویدیویی با کیفیت

بازاریابی ویدیویی همیشه یک روش فوق العاده مؤثر برای تبلیغ محصولات و خدمات یک کسب و کار بوده است. از سالی که Bulova اولین تبلیغ تلویزیونی جهان را در سال ۱۹۴۱ پخش کرد تاکنون، بازاریابی ویدیویی، به یک عنصر مهم تبلیغاتی تبدیل شده است.

در حقیقت، تبلیغات تلویزیونی در دهه های اخیر به عنوان موثرترین حالت تبلیغات رسانه ای بحساب آمده. اما وقتی که یک تبلیغ معمولی ۳۰ ثانیه ای در یک برنامه تلویزیونی ملی می تواند تا بیش از ۱۰۰،۰۰۰ میلیون تومان هزینه بردارد، تمام مزایای تبلیغات تلویزیونی برای اکثر کسب و کارهای کوچک و متوسط دور از دسترس خواهد ماند.

اما اینترنت همه چیز را تغییر داده است. با ویرلن همراه باشید…

این روزها مردم به میزان زیادی محتوای ویدیوی آنلاین تماشا می کنند. در حقیقت با اینکه جذابیت تلویزیون در چند سال گذشته کاهش یافته، در مقابل تماشای YouTube به سرعت افزایش یافته است. هر روز، مردم جهان به میزان ۱ میلیارد ساعت فیلم های یوتیوب را تماشا می کنند. این معادل ۱۰۰،۰۰۰ سال است … چیزی بیش از کل تاریخ بشریت – در یک روز!

علاوه بر یوتیوب، افراد ساعتهای بیشماری، ویدئوهایی را در فیس بوک، اینستاگرم، ویمیو و ویستیا و … تماشا می کنند. این که آیا ویدیو یک آموزش آرایشی باشد یا تریلر یک فیلم سینمایی آتی، مردم در حال حاضر به صورت آنلاین و از طریق ویدیو، با جهان و کسب و کارها ارتباط بیشتری برقرار می کنند.

خبر خوب، حال که دیگر محتوای ویدئویی، قلمروی منحصر به فرد هالیوود و ایستگاه های پخش ویدیوهای انلاین نیست، هر کسی می تواند از قدرت بازاریابی ویدئویی برای کسب و کار خود استفاده کند. شما دیگر مجبور نیستید برای یک جایگاه تبلیغات تلویزیونی ۴ میلیون دلار در Superbowl پرداخت کنید ! در عوض می توانید تنها با چند پوند به ازای هر بازدید، نتایجی عالی دریافت کنید.

خبر بهتر از این: ایجاد تبلیغات ویدئویی هیچ وقت به آسانی و ارزانی این روزها نبوده است، به این معنی که حتی امروز می توانید از طریق گوشی هوشمندی که احتمالا برای خواندن این مقاله از آن استفاده می کنید، این کار را شروع کنید. خب پس بیایید شروع کنیم!

اموزش ساخت ویدیو تبلیغاتی

۱) تصمیم بگیرید که چه نوع ویدیویی میخواهید ایجاد کنید.

همانطور که در مقاله آموزش ساخت انیمیشن تبلیغاتی گفتیم، هر کمپین بازاریابی ویدیویی خوب با یک هدف شروع می شود. قرار است زمان و هزینه زیادی برای ایجاد یک تجربه صوتی و تصویری قابل قبول صرف شود و همچنین قرار است هزینه زیادی هم برای تبلیغات آنلاین آن در نظر بگیرید – پس هدف تان را اول از هر چیز تعیین کنید؛ از مردم می خواهید پس از مشاهده ویدئویتان، چه کاری انجام دهند؟

در اینجا چند هدف ممکن آمده است، می خواهید مشتریان…

  • خریدی انجام دهند؟
  • چیزی را دانلود کنند؟
  • با شما تماس بگیرند؟
  • کسب و کار شما به خاطر بسپارند؟
  • حس مثبت از کسب و کار شما پیدا کنند؟
  • ویدیوی شما را با دیگران به اشتراک بگذارند؟

پاسخی که به دنبال آن هستید تاثیر بسیار زیادی بر نوع ویدیویی که انتخاب می کنید خواهد داشت.

به عنوان مثال، Geico و Ford در تبلیغات تلویزیونی خود از روش های بسیار متفاوتی استفاده می کنند، زیرا اهداف آنها بسیار متفاوت است. Geico از شما می خواهد برای بیمه خود با آنها تماس گرفته و ثبت نام کنید، بنابراین تبلیغات شان معمولا بر سهولت گرفتن بیمه از طریق Geico و صرفه جویی در پول، متمرکز است.

Ford ، از سوی دیگر، از شما می خواهد یک وسیله نقلیه بخرید، پس آنها تبلیغاتی تولید می کنند که بر ویژگی های وسایل نقلیه شان و تجربه داشتن یک فورد تمرکز کند.

در حالی که هر دوی این آگهی ها برای شرکت های مربوطه بسیار نتیجه بخش بوده است، مفهوم آگهی Geico برای Ford (و برعکس) نتیجه ی خوبی نخواهد داشت، زیرا این هدف آگهی اساسا برای Ford معنایی ندارد.

خبر خوب این است که هنگامی که بدانید که قرار است مردم پس از تماشای آگهی شما چه کاری انجام دهند، معمولا تصمیم گیری در مورد اینکه کدام نوع آگهی باید اجرا شود، بسیار آسان تر خواهد بود. در زیر چندین نوع از تبلیغات ویدیویی معرفی شده:

۱) نمایش یک محصول

بهترین راه برای متقاعد کردن افراد در مورد اینکه محصول شما مشکلی را در زندگی آنها حل خواهد کرد، نشان دادن چگونگی کارکرد آن است. به همین دلیل است که تبلیغات infomercial بسیار مؤثر هستند، زیرا آنها چگونگی استفاده از محصول را به صورت بصری نمایش می دهند.

نسخه ی نمایشی یا دموی محصولات، بخاطر ماهیتشان، برای محصولات فیزیکی و نرم افزاری بسیار مناسب هستند. ویدیو تبلیغاتی برای یک Gaff Gun که در بالا نشان داده شده، به خوبی نشان می دهد که چگونه زندگی شما با استفاده از آن آسان تر خواهد شد.

۲) نظر یا بازخورد مصرف کنندگان

کار شما در این نوع ویدیوها، این است که اجازه دهید مصرف کنندگان خود بجای شما صحبت کنند. تمام کاری که باید انجام دهید این است که موضوع را به طور خلاصه معرفی کنید، بگذارید آنها صحبت شان را انجام داده و سپس یک call to action در انتها قرار دهید، به همین راحتی  پیروز خواهید شد.

این نوع ویدیوها به این دلیل بسیار خوب عمل می کنند که به طور مستقیم افرادی را نشان می دهند که محصول یا خدمات شما را تجربه کرده اند. واقعاً روش های کمی برای نشان دادن این نوع تجربه مصرف کننده ی «واقعی و معتبر» وجود دارد.

در فیلم برداری ویدیو های testimonial ، شما باید داستانی که می خواهید مصرف کنندگان بیان کنند را به شکل بولت پوینت(نقطه های پررنگ) مشخص کنید، سپس سؤالاتی را مطرح کنید که مصاحبه شونده با استفاده از آن نقطه های پرنگ، به آن پاسخ دهند. اگر چنین کاری نکنید، ساعت ها بدون هیچ گونه پیشرفتی در حال فیلم برداری خواهید بود و باید فقط امیدوار باشید که مصرف کننده آنچه شما می خواهید را بیان کند.

چیز دیگری که باید زمان گرفتن فیلم های بازخوردی در نظر داشته باشید این است که بسیاری از مردم تجربه ی جلوی دوربین بودن را نداشته اند. افرادی که بازیگر نباشند، جلوی دوربین مضطرب می شوند و یک سخنگوی مضطرب اعتماد را به بیننده منتقل نمی کند. با بازیگران(مصاحبه شوندگان) کمی زمان صرف کنید.

۳) فیلم آموزشی یا دستورالعمل

یک مشکلی را پیدا کنید که بازار هدف شما در حال تجربه ی آن است و راه حل خاص خود را به آنها آموزش دهید. این کار را به صورت مختصر انجام دهید. بدون دادن تمام اطلاعات، این ویدیو باید ارزشی را به تجربه تماشاگران اضافه کند.

بهترین راه برای جلب توجه تماشاگران، برای تماشا بیشتر، استفاده از قوانین دامن کوتاه است(البته با عذرخواهی بابت مثال): ویدیوی شما باید به اندازه ای کوتاه باشد تا توجه مخاطب را جلب کند، اما به اندازه ای بلند باشد که موضوع را نیز تا حد کافی پوشش دهد.

چه یک مصاحبه تخصصی، یک ویدیو توضیحی، یک ویدیو how to یا چطور، یا هر نوع دیگری از یک محتوای آموزشی را انتخاب کنید، فیلم های آموزشی می توانند یک راه عالی برای ارائه ارزش، بدون نیاز به تمرکز بر فروش باشد. این می تواند یک راه عالی برای ایجاد رابطه ی مثبت با مشتریان بالقوه از طریق بازاریابی ویدئویی باشد.

 

۴) فیلم های پشت صحنه

اگر شما یک محصول پریمیوم داشته یا طرفداران زیادی برای محتوای فعلی خود دارید، ویدیوهای BTS (پشت صحنه) بسیار مؤثر هستند. این کار باعث می شود مصرف کنندگان اصلی از محتوای شما قدردانی بیشتری کند.

ویدیوهای BTS به این دلیل خوب هستند که یک داستان بصری را جایگزین این عبارت کلیشه ای می کنند: “این یک محصول با کیفیت است.” هر کسی که این عبارت را بشنود، مردد خواهد شد. با این حال، بهتر است بگذارید، مصرف کنندگان با مشاهده ی ویدیوی پشت صحنه، زحمت کار را مشاهده کرده و چنین نظری(کیفیت) را خودشان در ذهن بپرورند.

هنگامی که ویدیوهای تبلیغاتی BTS را می سازید، سعی کنید یک داستان درون آن قرار دهید. باید داستان بیانگر این موضوع باشد که، چرا محصول شما به فلان روش ساخته شده و جزئیاتی را نشان دهد که، چرا این روشِ ساخت، بهتر است.

بسته به اینکه برای چه کسی بازاریابی می کنید و اهداف کسب و کارتان چیست، یک یا چند نوع از ویدیوهایی که در اینجا مورد بحث قرار داده ایم، ممکن است ارزش امتحان کردن را داشته باشند. ترفند این است که ببینید مشتریان بالقوه شما بیشتر به چه چیزی علاقه مند خواهند بود و چگونه می توانید از آن استفاده کرده تا آنها کاری که شما انتظار دارید را، انجام دهند.

 

۲) مخاطبان هدف خود را شناسایی کنید.

برای ایجاد یک کمپین بازاریابی ویدئویی موثر، باید بدانید که با ویدیوی خود، چه کسی را هدف گیری می کنید. بر خلاف برخی از انواع تبلیغات آنلاین، تبلیغات ویدئویی اغلب گروههای نسبتا زیادی از افراد را هدف گیری می کنند، اما هنوز هم مهم است که بدانیم که تبلیغ مان به طور خاص برای چه گروهی طراحی شده است.

متاسفانه بسیاری از تبلیغ کنندگان می گویند: “من یک آگهی می خواهم که نظر تمام کسانی که در بازار هدف من هستند را جلب کند.” این ممکن است درست باشد، اما آگهی شما باید انتخاب گر باشد. هدف قرار دادن همه افراد، کسب نتیجه را کند کرده و در اصل هدر دادن پول است.

بهتر است، پنج آگهی ساخته شود که مخصوص جمعیت های مختلفی باشند- حتی اگر همه آنها یک محصول مشابه را تبلیغ کنند. به این ترتیب شما تبدیلهای بسیار بیشتری دریافت خواهید کرد. بنابراین همه چیز را ساده نگه دارید.

مثلا در یک مورد  ویدیویی تبلیغاتی با هدف رساندن پیام به پدر ساخته شده است. درصورتی که هر کس می تواند Cheerios بخورد، پس اگر همه می توانند آنها را بخورند، چرا این آگهی پدرها را هدف قرار داده است؟ زیرا در بیشتر خانوارها، پدران کسانی هستند که کالباس به خانه می آورند (به معنای نان آور خانه). حتی اگر شخص دیگری خرید را انجام دهد، در واقع پدر هزینه ی آن را پرداخت خواهد کرد(در اکثر موارد).

همچنین، یک دلیل خوب دیگر برای هدف گیری پدران این است که  هنگام شنیدن کلمه “پدر” که روی صفحه تلویزیون تکرار می شود، گوش های یک پدر تیز می شود. آنها ممکن است هنگام دیدن یک آگهی برای اسباب بازی های کودکان چنین توجهی نکنند.

هدف خاص قرار دادن مانند تکان دادن یک پرچم غول پیکر در مقابل صورت بازار و فریاد زدن ” این را ببین!” است. هرچه پیام تان و بازار هدف تان خاص تر باشد، نرخ های تبدیل شما بالاتر خواهند بود، و این همان چیزی است که همه ما به دنبالش هستیم.

 

۳) فیلمنامه ای از آگهی ویدیویی خود تهیه کنید.

اکنون که می دانید هدفتان از ویدیو چیست و چه کسی را هدف گیری می کنید، وقت آن است که اسکریپتی را برای آگهی ویدیوی خود فراهم کنید. اسکریپت شما قلب و روح آگهی ویدیویتان خواهد بود، بنابراین برایش زمان و فکر صرف کنید.

بیایید نگاهی به آنچه یک اسکریپت تبلیغات ویدیویی عالی نیاز دارد، بیاندازیم.

اسکریپت های عالی، داستانی را بیان می کنند.

آگهی های خوب، داستان می گویند. این برای هر آگهی یک واقعیت انکار نشدنی است، اما برای بازاریابی ویدیویی به طور ویژه ای مهم است، زیرا داستان چیزی است که بیننده را به تماشای بیشتر مجاب می کند. آنها می خواهند ببینند که چطور کل ماجرا اتفاق می افتد.

اسکریپت های عالی، واقعیتی را بیان می کنند.

بسیاری از تبلیغ کنندگان بر ساختن یک آگهی «خنده دار» تمرکز می کنند که در این راستا ویدیویی ایجاد می کنند که مخاطبان هدفشان نمی توانند جریان و منظور اصلی را شناسایی کنند. این یکی از دلایلی است که بسیاری از آگهی های Skittles بسیار عجیب و غریب هستند. آنها به طور کامل کل حقیقت را از بین برده و فقط شوخی می کنند.

این نوع تبلیغ کاملاً اشتباه است. اگر تصاویر شما با آرمانهای بازار هدف تان سازگار نباشد، آنها علاقه ای برای خرید محصول شما نخواهند داشت.

یک حقیقت(واقعه) جهانی قانع کننده، می تواند تفاوت بین یک ویدیو همه گیر و ویدیویی باشد که فقط هدفش تماشاست.

اسکریپت های عالی باعث می شوند به مردم حسی دست دهد.

بازاریابی ویدیویی، رویکردی بسیار موثر است چراکه تجربه ای چند رسانه ای است. شما با تصاویر متحرک، صداها، کلمات و موسیقی سروکار دارید که همه آنها بر ایجاد احساسات درونی مخاطبان مورد نظر، بسیار موثر هستند. اینکه آیا شما آنها را به خنده، گریه و یا هر چیز بیاندازید، یک تبلیغ ویدئویی خوب باعث می شود مردم حسی را تجربه کنند.

اگر بتوانید احساساتی را در مخاطبین خود ایجاد کنید، توجه آنها را جلب خواهید کرد و این احتمال را افزایش می دهید که هم کسب و کار شما را به خاطر بسپارند و هم در واقع آنچه را که می خواهید انجام دهند.

 

اسکریپت های خوب مردم را به انجام کاری وادار می کنند.

تا بحال شده که یک تبلیغ ویدئویی تماشا کنید و فکر کنید، “چه باحال، اما خب حالا که چی؟” شما می توانید ۷۰۰ میلیون برای ایجاد یک آگهی همه گیر که میلیون ها نفر آن را مشاهده کنند، هزینه کنید، اما اگر مخاطب شما، نداند در پایان آگهی چه باید انجام دهد، شما فقط برای تماشای ویدیو خود، هزینه کرده اید. واضح و مختصر باشید و اطمینان حاصل کنید که در انتهای آگهی  call to action قرار داده اید، به طوری که بیننده بداند که چه کاری باید انجام دهد.

پس از تماشای تبلیغ شما باید به مخاطبان خود به طور خاص نشان دهید که چه کاری باید انجام دهند و چگونه می توانند آن کار را انجام دهند.

اسکریپت های خوب از ابتدا توجه را جلب می کنند.

هنگامی که بحث بازاریابی ویدئویی به میان می آید، شما زمان زیادی برای جلب توجه مخاطبان خود ندارید. YouTube به شما ۵ ثانیه اجباری برای کار می دهد، در رسانه های اجتماعی نیز شما معمولا زمان کمتری برای “جلب توجه” مخاطبان خود دارید.

در نتیجه، یک اسکریپت خوب باید با چیزی شروع کند که توجه مردم را به خود جلب کند و آنها را به فکر کردن درباره محصول یا سرویس تان وا دارد.

 

۴) یک شات لیست برای ضبط ایجاد کنید

متاسفانه، با اینکه که اسکریپت شما بسیار مهم است، ولی نمی توانید از یک اسکریپت فیلم بگیرید. برای تبدیل چشم اندازتان به یک آگهی ویدیویی واقعی، شما باید بدانید که می خواهید اسکریپت تان به چه شکل فیلمبرداری شود. برای این منظور، شما باید دو چیز را در کنار هم قرار دهید: یک فیلمنامه مصور(storyboard) و یک لیست فیلم برداری (شات لیست).

فیلمنامه مصور

اسکریپت مهم است، اما فقط حاوی کلمات است. قرار است که شما یک تصویر متحرک بسازید، بنابراین ایده خوبی است که از قبل در نظر بگیرید که می خواهید اسکریپت تان در دوربین چطور به نظر آید. در فیلم سازی، این نوع تصویرسازی اسکریپت را یک ” storyboard” یا فیلمنامه مصور می نامند.

فیلمنامه نویسی یک گام مهم است؛ زیرا اجازه می دهد که شات لیست خود را مجدداً بررسی کرده و مطمئن شوید که برای هر شات در تبلیغ خود، درست برنامه ریزی کرده اید.

فیلمنامه ای که خوب گردآوری شده باشد، می تواند برای فیلم بردار شما (اپراتور دوربین) بسیار مفید باشد، زیرا آنها حرکتی که قرار است اتفاق بیافتد را در آن شات مشخص نشان می دهند، مانند این:

فیلمنامه

اگر شما مهارت هنری هم ندارید و یا به کسی که مهارت هنری دارد دسترسی ندارید ، شات لیست هایی مثل این نیز خوب هستند:

storyboard

داشتن شات لیست در یادداشت ها، اجازه خواهد داد که داستان تان را با توجه به اسکریپت پیش ببرید و سپس صحنه ها را اطراف هم قرار دهید. این می تواند به شما کمک کندتا با اضافه کردن یا حذف کردن برخی از شات ها، تغییراتی در عناصر اسکریپت خود ایجاد کنید. در هر صورت، یک فیلمنامه به شما کمک خواهد کرد که قبل هر اقدامی به طور کامل آنچه قرار است بسازید را تجسم کنید.

شات لیست

در این مرحله ممکن است با خود فکر کنید: “خب، من یک اسکریپت و یک فیلمنامه مصور دارم که از آنها راضی ام، پس زمان آن رسیده که فیلمبرداری کنم، درست است؟”

خب … نه کاملا. وقتی موضوع ساخت آگهی های ویدئویی به میان می آید، هرچه زمان بیشتری را صرف آماده شدن کنید، کار شما تمیزتر و از طرفی ویرایش فوتج نیز در آینده آسانتر خواهد بود.

بنابراین، قبل از اینکه فیلم برداری برای تبلیغی که تجسم کرده اید، باید یک شات لیست سرهم کنید. البته، اگر شما در زمینه فیلمبرداری تازه کار هستید، ممکن است بپرسید که “یک لیست شات دقیقا چیست؟”

در فیلمبرداری، یک شات لیست، دقیقاً همه چیز است.

اساسا یک شات لیست لیستی از تمام چیزهایی است که به آن نیاز خواهید داشت تا فیلم خود را بسازید، دقیقاً از زمانی که فیلم برداری را شروع می کنید تا انتها.

احتمالا چیزی شبیه این خواهد بود:

شات لیست

شما می توانید برخی از اینها را برای ایجاد فضای بیشتر حذف کنید.

حالا، چرا یک شات لیست مهم است؟ خب، بدون آن، فعالیت های پس از تولید (ویرایش و غیره) به شدت سخت خواهد شد.

تعداد صحنه و تعداد شات ها به ویرایشگر شما کمک می کند تا متوجه ترتیبی که شات های شما باید در آن قرار داشته باشد، شود؛ تا اینکه در نهایت آنچه ضبط کرده اید با اسکریپت همخوانی داشته باشد. این موضوع مهم است چراکه تقریبا هیچ فیلمی به ترتیبی که در اسکریپت آمده ضبط نمی شود.

 

۵) یک جدول فیلمبرداری ایجاد کنید

شما هنوز هم آماده فیلم برداری نیستید … حال که یک شات لیست دارید، می توانید یک برنامه یا جدول فیلم برداری تهیه کنید.

مگر اینکه اسکریپت تان فوق العاده ساده باشد (یعنی مثلاً فقط خود شما باشید و یک دوربین روی یک سه پایه)، اما در فیلمِ شما، چیزها و افراد زیادی باید باهم هماهنگ شوند. برای آن منظور، شما به یک برنامه(schedule) فیلمبرداری خوب نیاز دارید. در اینجا چند مورد ذکر شده که می توانید هنگام ایجاد برنامه تان در نظر بگیرید:

  1. خستگی را در نظر بگیرید

خدمه شما بیشترین انرژی را از ابتدا تا اواسط روز فیلم برداری خواهند داشت. پس از ناهار شما باید با هر تیک تیک ساعت، شاهد کاسته شدن انرژی و کند شدن فعالیت ذهن باشید.

اگر شات هایی دارید که، از خدمه صبر بیشتری می طلبد، مطمئن شوید که آن شات ها را در نیمه ی اول روز برنامه ریزی می کنید. خدمه شما با نزدیک شدن به انتهای روز با شما مبارزه خواهند کرد. بدترین چیزی که می توانند به شما بگویند این است: “ما این شات را در زمان ویرایش رفع خواهیم کرد” (یا، “ما می توانیم آن را در طول فرایند ویرایش درست کنیم”).

  1. هنگام فیلم برداری کار را درست انجام دهید.

“ما آن را بعداً درستش می کنیم” بدترین جمله ای است که شما روی ست می شنوید. در آن لحظه ویرایش کردن، این کار آسان به نظر می رسد، اما در واقعیت، حسرت می خورید که ای کاش هنگام فیلم برداری، کار را درست تمام می کردیم. به طور معمول، رفع یک اشتباه، حداقل ۴ برابر زمان بیشتری در آینده نیاز خواهد داشت تا اینکه فقط یکی یا دو بار دیگر فیلم را اجرا کرده و آن را درست تمام کنید.

به عنوان یک نکته اضافه، از قبل فکر کردن به شات های مهم و اصلی به شما ایده خوبی از مقدار زمان لازم برای فیلم برداری می دهد. گاهی اوقات یک شات بسیار دشوار می تواند ساعت ها طول بکشد و اگر هنگام ست متوجه آن شوید، هزینه های زیادی در پیش خواهید داشت.

  1. از خارج از ترتیب فیلم گرفتن، نترسید.

برای این کار، مطمئن شوید که صحنه های مربوط به هر یک از بازیگران را تا آنجا که امکان دارد با هم ترکیب می کنید. این کار به این معنی است که شما خارج از اسکریپت خود عمل کنید، اما این روش درست است! اکثر فیلم ها خارج از ترتیب، فیلم برداری می شوند، زیرا در هزینه های تیم تولید صرفه جویی می شود. اگر در یک روز تمام صحنه های یک بازیگر را فیلم برداری کنید، باید فقط بابت یک روز به او هزینه پرداخت کنید.

  1. از قبل به مکان یا لوکیشن ها فکر کنید.

برنامه ریزی در مورد مکان ها، در زمان و پول شما صرفه جویی خواهد کرد. اگر در مورد انتخاب یک محل مناسب هوشمندانه عمل کنید، گاهی اوقات می توانید بدون نیاز به جا به جایی تمام تجهیزات فیلمبرداری، از لوکیشن های متعدد نیز بهره مند شوید.

  1. زمان ِروزها مهم است.

اطمینان حاصل کنید که روشنایی بین صحنه ها با اسکریپت شما همبستگی دارد. هنگام که شما در حال برنامه ریزی برای فیلم برداری خود هستید، در مورد زمان طلوع و غروب خورشید نیز تحقیقی کنید .

  1. برای گریم زمان بگذارید.

گریم می تواند ۱۰ دقیقه تا ۷ ساعت طول بکشد. حتی اگر نمی خواهید یک بازیگر را به یک هیولا تبدیل کنید، مطمئن شوید که بازیگران حداقل ۳۰ تا ۶۰ دقیقه قبل از اینکه در ست به آنها نیاز داشته باشید، آنجا حضور داشته باشند، هیچ چیز بدتر از آن نیست که مجبور شوید تا شات خود را بخاطر طول کشیدن گریم، به تاخیر بیندازید.

  1. ریسکی ترین شات ها را در انتها قرار دهید.

شیرین کاری ها (و یا حتی شات های خطرناک) هر گونه شاتی را پیچیده می کنند. آنها از کم خطرترین تا خطرناک ترین، برنامه ریزی کنید. اگر ریسکی ترین شات را اول فیلم برداری کنید و اگر به هر دلیلی بازیگر شما آسیبی ببیند که دیگر نتواند بازی کند، کل روزتان به هدر خواهد رفت.

  1. خدمه ی مناسبی پیدا کنید.

اندازه خدمه شما بر سرعتی حرکت شما روی ست، تاثیر خواهد گذاشت. خدمه بزرگ بین شات ها کندتر حرکت می کنند. خدمه های کوچک سریعتر حرکت می کنند، اما ممکن است نیروی کافی برای انجام کاری که نیاز دارند، نداشته باشند. اطمینان حاصل کنید که اندازه خدمه تان با کاری که در دست دارید، متناسب است.

  1. حواستان به آب و هوا باشد.

آب و هوا یک هیولا است، ممکن است شما از یک ماه پیش برنامه ریزی های اولیه را انجام داده باشید، اما اگر همه چیز در محوطه ی بسته نباشد شما برنامه خود را در ریسک بزرگی قرار می دهید. پس می توانید از دو هفته قبل آب و هوای یک موقعیت مکانی را در گوگل جستجو کنید.

۶) تجهیزات فیلمبرداری خود را انتخاب کنید.

تبلیغات ویدئویی خوب، به ایده تبلیغاتی عالی و تجهیزات ویدئویی عالی نیاز دارند- اگر شما لوازم مناسبی نداشته باشید، آگهی شما نمی تواند ارزش موردنظر شما را به همراه آورد. شناسایی تجهیزات مناسب، می تواند یک چالش باشد(به ویژه اگر تجربه قبلی در رابطه با فیلم سازی نداشته باشید) پس اجازه دهید به شما چند گزینه ی خوب را معرفی کنیم.

بیایید فرض کنیم که بودجه شما بسیار محدود است. نگران نباشید، هنوز می توانید آگهی ویدئویی مناسبی را با یک بودجه کم ایجاد کنید، فقط خون، عرق و اشک بیشتری لازم دارید. تجهیزات ارزانتر، از خودِ شما انرژی بسیار بیشتر می کشد، تا از کیف پول تان.

دوربین

اگر به دنبال انجام کارها با ارزان ترین قیمت ممکن هستید، من توصیه می کنم از iPhone 7 Plus استفاده کنید. من این گوشی را پیشنهاد می دهم زیرا اندازه دیافراگم دوربین متفاوتی نسبت به سایرین دارد، یکی کوچکتر و یکی بزرگتر، که به شما این امکان را می دهد تا تنوع بیشتری به شات های خود اضافه کنید (مثل شات های واید در مقایسه با شات های نزدیک).

دوربین فیلم برداری

اگر شما یک گوشی که دوربین خوبی دارد، در اختیار دارید، باز هم عالی است. یک اپ مناسب برای آن دریافت کنید، تا بتوانید تنظیمات خود را به صورت دستی ایجاد کنید، زیرا فیلمبرداری با تنظیمات خودکار هرگز خوب به نظر نمی رسد. من Movieic Pro را توصیه می کنم. این اپ تنها ۱۰ دلار هزینه داشته و به شما امکان کنترل دقیق تنظیمات دوربین را می دهد.

صدا

در قدم بعدی، باید اطمینان حاصل کنید که فیلمتان صدای خوبی خواهد داشت.
شما می توانید از یک میکروفون lavalier Rode به قیمت مناسب ($ ۷۰+  به ازای یک اپ) برای ضبط از طریق گوشی خود (اگر بودجه زیادی ندارید) استفاده کنید، یا می توانید یک ضبط کننده ی دیجیتال Tascam DR-40 را به ازای کمتر از ۱۵۰ دلار تهیه کنید. به یاد داشته باشید، آنچه نیاز دارید، به نوع ویدیویی که میخواهید بسازید بستگی دارد.

صدا

روشنایی

در نهایت، شما قطعا باید برای تجهیزات نورپردازی خوب، هزینه کنید.من پیشنهاد می کنم حداقل یک نورپردازی سافت باکس مثل عکس زیر را داشته باشید که به شما اجازه دهد تا به طور سه نقطه ای نورپردازی کنید. حدود ۱۲۰ دلار هزینه دارد و به احتمال زیاد در بیشتر موارد نتیجه می دهد.

نورپردازی

وسایل اضافی

با استفاده از دوربین، صدا و روشنایی همه چیز در حد ساده پیش می رود. یکی از چیزهایی که افراد اغلب فراموش می کنند این است که شما به فضایی برای ذخیره فیلم های خود نیاز دارید. ویدئوهای باکیفیت، فضای بسیار زیادی می گیرند، بنابراین شما یک درایو ذخیره سازی خارجی یا اکسترنال لازم خواهید داشت تا تمام ویدیوهای خود را حفظ کنید. اگر برنامه های زیادی برای فیلمبرداری ندارید، برای ذخیره سازی ویدئو، هارد دیسک MyPassport 1TB به نظر مناسب می آید، که حدود ۶۰ دلار هزینه بر می دارد.

۷) ویدیو خود را ضبط کنید.

اگر برای فکر کردن در مورد تمام چیزهایی که در روز فیلمبرداری نیاز دارید، زمان کافی صرف کرده اید و یک اسکریپت ، شات لیست / فیلمنامه و برنامه ی فیلمبرداری عالی ایجاد کرده اید، در حقیقت پروسه فیلمبرداری تبلیغ ویدیویی شما، باید ساده ترین قسمت کل پروسه باشد!

با این حال بیش از حد هیجان زده نشوید، فیلمبرداری یک فرایند طولانی و دشوار است که زمان خواهد برد، اما ما قبلا اکثر چیزهایی که می توان انتظار داشت را در مراحل برنامه ریزی در نظر گرفته ایم، در واقع اگر افراد مناسبی را در اختیار داشته باشید، اجرای آن طبق برنامه تان باید نسبتا ساده باشد، بنابراین ما به سمت فرایند ویرایش حرکت خواهیم کرد.

۸) ویرایش آگهی

هنگامی که فیلم خود را در دست دارید، زمانِ رفتن به اتاق ویرایش و کات کردن تبلیغ ویدئویی تان است.

برنامه های ویرایش ویدئو رایگان مختلفی وجود دارند که شما می توانید برای ویرایش فیلم خود از آنها استفاده کنید، اما من شخصا قدرت و قابلیت استفاده یک برنامه مانند Adobe Premiere Pro یا DaVinci Resolve را ترجیح می دهم. این برنامه ها کمی نیاز به یادگیری دارند، اما نتیجه بسیار حرفه ای تری ارائه می دهند.

هنگامی که فیلم های خود را ویرایش می کنید، باید مطمئن شوید که درجه بندی رنگ ها بین شات هایتان سازگار و پایدار است.

با این حال، بزرگترین مشکلی که بسیاری از افرادی که اولین کمپین بازاریابی ویدئویی خود را ایجاد می کنند،با آن مواجه می شوند، در حقیقت ویرایش محتوا برای ساخت یک آگهی قانع کننده است. با در نظر گرفتن این موضوع، بیایید نگاهی به ۳ حوزه بحرانی بیاندازیم، که باید هنگام ویرایش آگهی های ویدیویی تان در نظر بگیرید:

  • سرعت گفتگوها مهم است.

هنگامی که بحث بازاریابی ویدئویی به میان می آید، اگر روی صفحه نمایش اتفاق زیادی نیافتد، حوصله مخاطبان سر خواهد رفت. اغلب اوقات، شما یا به چیزی واقعا جالب برای نمایش نیاز دارید و یا گفت و گوی بین بازیگران باید قانع کننده باشد. به طور معمول شما فقط ۳۰ ثانیه زمان خواهید داشت تا پیام خود را به مخاطب برسانید (در بهترین حالت!) بنابراین آن را هدر ندهید.

کات های سریع بین خطوط گفت و گوها یا دیالوگ ها می تواند همان مقدار محتوا را در زمان سریعتری به مخاطب برساند.

پس بیایید واقع گرانه به قضیه نگاه کنیم، شما فقط می توانید با آنچه که دارید، کار کنید. اگر هنگامی که تبلیغ تجاری را ضبط می کنید، بازیگر شما خیلی آهسته صحبت کند، ممکن است متریال یا مواد مناسب برای کار هنگام ادیت را در اختیار نداشته باشید.

  • ۵ ثانیه ی اول بیشترین اهمیت را دارد.

در تبلیغات ویدئویی، شما معمولا حدود ۵ ثانیه برای جذب مخاطبین خود و تماشای بقیه ویدیوتان خواهید داشت. این موضوع به ویژه در YouTube با تبلیغات قابل رد کردن(skip) بسیار اهمیت دارد ، جایی که یوتیوب به معنای واقعی کلمه به مخاطبان شما در شمارش معکوس ۵ ثانیه کمک می کند.

طعمه دادن، روش فوق العاده موثری است، زیرا مخاطبان می خواهند آنچه را که از قبل دیده اند، به طور واقعی مشاهده کنند. آنها فکر می کنند چیز شگفت انگیزی دیده اند و می خواهند ببینند که فرضیه هایشان در واقعیت نیز درست است یا نه.

  •  به بحث اصلی بپردازید.

برخی اوقات شما فکر می کنید که تمام ایده هایتان عالی هستند. احساس می کنید که تمام مفاهیم ضروری بوده و امکان برش ندارند. این برای همه اتفاق می افتد.

با این حال، گاهی اوقات شاید آنطور که شما فکر می کنید نباشد. شاید انتقال یک محتوا مناسب نباشد، شاید شما در طول فیلمبرداری از زاویه ی خوبی فیلم نگرفته باشید.

به هر دلیلی، گاهی اوقات شما فقط باید برخی قطعات را کات کنید. باید از خود بپرسید که آیا می توانم با حذف یک بخش باز هم منظور و محتوای اصلی را به مخاطب برسانم؟

  • موسیقی مناسبی انتخاب کنید.

سرانجام، هنگامی که ویدیوهای خود را کنار هم گذاشتید و همه چیز را مرتب کردید، باید یک موسیقی خوب پیدا کنید. در کل، بازاریابی تصویری یک تجربه ی چند رسانه ای است، بنابراین موسیقیِ مناسب می تواند بر عملکرد تبلیغ شما تاثیر بگذارد (به ویژه در YouTube).

خوشبختانه، سایت های بی شماری وجود دارند که می توانید موزیک مورد نظر را از آنها بگیرید مانند AudioJungle یا PremiumBeat. ممکن است برای پیدا کردن موسیقی مناسب کمی زمان لازم باشد، اما ارزش تلاش را دارد.

 

و تمام

به همین راحتی شما اولین تبلیغ ویدئویی خود را ایجاد کرده اید. در حال حاضر تمام کاری که باید انجام دهید آپلود کردن آن در یوتیوب و یا فیس بوک و شروع اجرای کمپین های جدید تان است.

 

منبع

دسته‌ها
اخبار سئو

بهترین راه های افزایش قدرت دامنه یا Domain Authority

احتمالاً می دانید که اخیرا وبسایت هایی نظیر MOZ، هزینه های زیادی صرف بهبود گزارش های مربوط به قدرت دامنه کرده اند. افرادی که قدرت دامنه (Domain Authority DA) برایشان اهمیت دارد، طبیعتا می خواهند نمره خود را بهبود بخشند، و این موضوعی است که هرگز نباید آن را نادیده گرفت؛ چرا که مانند هر معیار دیگری، DA نیز می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد.

دسته‌ها
VIRLAN اخبار داغ بازاریابی محتوا تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ طراحی سایت عمومی

آموزش تولید محتوا برای سایت

۳۶ قدم برای تولید محتوا براساس اصول بهینه سازی سایت

برای تولید محتوا تاثیرگذار از چک لیست زیر استفاده کنید تا مطمئن شوید که آن مطلب برای خواننده، خزنده های موتور جستجو و اهداف بازاریابی به طور کامل بهینه سازی شده است. با ویرلن همراه باشید:

چطور یک محتوای کاملا بهینه بنویسیم

چک لیستی برای تولید محتوای وب سایت و بلاگ

  1. یک عنوان مناسب ایجاد کنید. در ابتدای کار حداقل از یک عبارت ازمایشی برای عنوان پست خود استفاده کنید. دانستن عنوان قبل از شروع به نوشتن، به شما کمک می کند تا از موضوع اصلی خارج نشده و آنچه را که در عنوان مطرح می کنید، برای مخاطب ارائه دهید؛ مثلاً آموزش تولید محتوا برای سایت و بلاگ مقالات.

 

  1. مخاطبان خود را شناسایی کنید. دقیقاً مشخص کنید که پست تان را برای چه کسانی منتشر می کنید. هنگامی که مخاطب محتوای خود را بخوبی بشناسید، نوشتن مستقیم برای آن مخاطب، بسیار ساده تر خواهد بود.

 

  1. بدانید هدف تان چیست. مطالب دیجیتالی که ارائه می کنید، باید منطبق با برنامه بازاریابیِ خودتان ایجاد شود. بنابراین یکی از اولین مواردی که در چک لیست نوشتاری باید به آن توجه شود، شناسایی هدف اصلی بازاریابی محتوای وبلاگ تان است(مثلا ایجاد آگاهی از برند، گرفتن اشتراک ایمیل، بهبود سئو و غیره).

 

  1. یک کلمه کلیدی اصلی برای متن تان اختصاص دهید. از ابزار Keyword Difficulty الکسا برای شناسایی بهترین کلید واژه ها برای پست تان استفاده کنید. یک کلمه کلیدی، باید بخوبی نشان دهنده موضوع پست بوده و بهترین کلید واژه در صنعت شما باشد. این کلمه کلیدی باید در بین مخاطبان پرطرفدار باشد و از نظر رقابت نیز طوری باشد که بتوانید برای آن کلمه رنک شوید.(مثل محتوای بهینه یا سئو شده)

36 قدم برای نوشتن محتوای کاملا بهینه شده

 

  1. از کلمه کلیدی اصلی در عنوان استفاده کنید. به سراغ عنوان تان بروید و مطمئن شوید که کلمه کلیدی اصلی در عنوان استفاده شده است.

 

  1. چند کلمه کلیدی اضافی برای پست تان اختصاص دهید. یک چک لیست قوی برای نوشتن یک پست خوب، شامل گامی برای پیدا کردن کلمات کلیدی مرتبط است . سه یا چهار کلمه کلیدی LSI انتخاب کنید که با کلمه کلیدی هدف مرتبط باشد.(مثل کپی رایتینگ)

 

  1. بیش از ۳۰۰+ کلمه بنویسید. تا جایی که احساس می کنید لازم است، بنویسید، تا موضوع را به طور کامل پوشش دهید، و بهترین کار این است که از بیش از ۳۰۰ کلمه در متن استفاده کنید تا به موتورهای جستجو نشان دهید که پست تان، یک منبع کامل است.

 

  1. ارزشی به پست خود اضافه کنید. همانطور که پست خود را می نویسید، جزئیات، حقایق، آمار، نکات، اخبار و اطلاعاتی را  ارائه دهید که برای خواننده ارزشمند و مفید باشند.

 

  1. فقط نگویید، نمایش هم بدهید. بخش مهمی از یک چک لیست مناسب، استفاده از مثال هایی است که مخاطبان را قادر می سازد پیام های مورد نظر شما را درک و جذب کنند.

 

  1. از جملات معلوم استفاده کنید نه مجهول. با استفاده از یک لحن مشخص، پست های خود را جالب نگه دارید. از زبان مجهول دوری کنید، چراکه می تواند ظاهر محتوا را خسته کننده و یا کسل کننده نشان دهد.

 

  1. خوانایی را در حد متوسط نگه دارید تا تمام خوانندگان متوجه شوند. در عین حالی که کیفیت نوشته باید بالا باشد، آن را ساده نگه دارید. در جملات تان از ساختار پیچیده یا اصطلاحات استفاده نکنید که خوانندگان متوجه آن نشوند.(در حد مقطع هشتم بنویسید)

 

  1. از سرقت محتوا اجتناب کنید . محتوایی که ایجاد می کنید همیشه باید منحصر به فرد باشد و هرگز از وب سایت دیگری کپی نشده باشد. دست چین کردن محتوا از سایت های دیگر می تواند منجر به مجازات جستجو شود.

 

  1. منابع مناسبی ارائه دهید. اگر از نقل قول ها یا اطلاعات سایت های دیگر در پست وبلاگ خود استفاده می کنید، با فهرست کردن و لینک دادن به منبع، به آنها ارجاع دهید.(مثلا الکسا)

 

  1. از زیر عنوان ها استفاده کنید. مطالب خود را با استفاده از زیر عنوان ها به چند بخش تقسیم کنید تا بخش های مختلف متن را از هم جدا کرده باشید.

 

  1. از کلیدواژه اصلی حداقل در یکی از زیر عنوان ها استفاده کنید. چک لیستِ شما باید شامل بخشی برای قرار دادن کلید واژه در حداقل یک subheading باشد.

 

  1. پاراگراف های بزرگ را بشکنید. محتوای دیجیتال باید امکان “سطحی خوانده شدن” را داشته باشد، بنابراین بلوک های متنی و پاراگراف های بزرگ را با اضافه کردن چند پاراگراف جدید و فضای خالی، کوتاه تر کنید.

 

  1. اطلاعات مهم را برجسته کنید. یکی از مهمترین نکات نوشتن محتوا، استفاده از ویژگی قالب بندی است که خواندنِ سریع پست را آسان تر می کند. اطلاعات مهم را پررنگ، ایتالیک، و یا هایلایت کنید.

 

  1. از گرافیک مرتبط استفاده کنید. چک لیست محتوا وبلاگ شما باید شامل تصاویر، فیلم ها، پست های اجتماعی و غیره نیز باشد که پست را جذاب تر یا تعاملی تر کند.

 

  1. مطمئن شوید که تصاویر دارای اندازه مناسبی هستند. تصاویری که خیلی بزرگ هستند، سرعت بارگذاری سایت را کاهش می دهند، بنابراین از عکس هایی که حجم زیادی دارند، استفاده نکنید.

 

  1. کلید واژه اصلی را به تگ alt عکس نیز اضافه کنید. از کلمه کلیدی مورد نظر صفحه در تگ alt تصویر برای بهبود سئو پست استفاده کنید.

 

  1. از کلید واژه اصلی در عنوان فایل تصویر استفاده کنید. هنگام اضافه کردن تصاویر، از کلید واژه اصلی در نام فایل اصلی و عنوان(title) آن در CMS استفاده کنید.

36 قدم برای نوشتن محتوا بهینه

 

  1. حق کپی برداری تصویر را نقض نکنید. مطمئن شوید که حق انتشار رسانه را دارید تا از نقض حق کپی رایتینگ عکسها و ویدیوهای دیجیتال جلوگیری کرده باشید.

 

  1. از کلید واژه اصلی در عنوان صفحه استفاده کنید. در چک لیست خود، با نوشتن کلید واژه اصلی در عنوان صفحه، بهینه سازی سئو را شروع کنید. اطمینان حاصل کنید که عنوان صفحه شما منحصر به فرد است تا از مشکلات تگ عنوان تکراری(duplicate title tag) که ممکن است به سئو شما آسیب برساند جلوگیری شود. معمولا می توانید همان سربرگ(title) صفحه را برای عنوان(headline) خود نیز استفاده کنید.

 

  1. از کلید واژه اصلی در توضیحات متا استفاده کنید. همچنین، کلمه کلیدی اصلی را در توضیحات متا اصلی تان که نباید بیش از ۳۲۰ کاراکتر باشد، جای دهید.

 

  1. از کلید واژه اصلی در اولین پاراگراف استفاده کنید. یکی دیگر از نکات copywriting SEO این است که کلمه کلیدی اصلی را در اولین پاراگراف متن قرار دهید تا سیگنال هایی را به خزنده های جستجو ارسال کند.

 

  1. از کلید واژه اصلی در انتهای کپی تان نیز استفاده کنید. از کلمه کلیدی اصلی در انتهای پست، استفاده کنید تا پست را همراه با منابع و عبارت هدف به اتمام رسانید.

 

  1. از کلمه اصلی به طور طبیعی استفاده کنید. کپی را با کلمات کلیدی پر نکنید. از عبارت اصلی به اندازه کافی استفاده کنید تا یک چگالی کلمات کلیدی ۲ درصدی را در کپی خود ایجاد کرده باشید.

 

  1. از هر یک از کلمات کلیدی ثانویه یا اضافی، حداقل یک بار در کپی تان استفاده کنید. با اضافه کردن کلمات مرتبط، حداقل یک بار در پست، از کلمه کلیدی اصلی حمایت کنید.

 

  1. لینک هایی به صفحات داخلی مرتبط اضافه کنید. در این مرحله از چک لیست، از طریق هایپرلینک های مرتبط، در متن تان، لینک هایی به سایر پست های منتشر شده و صفحات سایت خود قرار دهید.

 

  1. به سایر صفحات وب با کیفیت نیز لینک دهید. با لینک های سئو فرندی خارجی، به دیگر وب سایت های با کیفیت لینک دهید تا به منابع اعتبار بیشتری داده باشید.

 

  1. لینک های خارجی را به صورت “باز کردن روی یک صفحه جدید” تنظیم کنید. لینک های خروجی درون صفحه خود را بررسی کنید و آنها را طوری تنظیم کنید تا در یک پنجره جدید باز شوند تا خوانندگان را در سایت خود نگه داشته باشید، حتی اگر آنها روی لینکی خارجی کلیک کرده باشند.

 

  1. با یک دعوت به عمل(call-to-action) کار را تمام کنید. از آنجایی که همه پستهای بلاگ ها با هدفی در ذهن نوشته می شوند، از یک call-to-action در انتها استفاده کنید تا خواننده را از آنچه می خواهید انجام دهند، مطلع کنید.

 

  1. عناوین بهتری بنویسید. به عنواین خود بازگشته و کلمات بهتر و بیشتری را اضافه کنید تا قدرت بیشتری به عنوان داده باشید. بهترین گزینه را از بین گزینه های جدید خود انتخاب کنید. اطمینان حاصل کنید که عنوان تان  کلید واژه اصلی را نیز شامل شده و مختصر و قانع کننده باشد. عنوان نهایی شما باید زیر ۶۰ کارکتر باشد تا بتواند به طور کامل در جستجو نمایش داده شود.

 

  1. مطلب تان را برای اشتراک گذاری اجتماعی بهینه کنید. با ایجاد محتوایی که قابل اشتراک گذاری باشد، یعنی دکمه هایی نظیر ClickToTweet، callouts و آیکون های اشتراک گذاری اجتماعی را شامل شود، خوانندگان را تشویق کنید تا مطالب شما را پخش کنند.

 

  1. یک ویرایش نهایی انجام دهید. از یک چک لیست ویرایشی استفاده کنید که به شما کمک کند اشتباهات املایی و دستور زبانی و همچنین خطاهای تایپوگرافی را پیدا کنید. تا زمانی که پست به طور کامل ویرایش نشده، آن را منتشر نکنید.

 

  1. سئوی صفحه(on-page SEO) را چک کنید. پس از آنکه پست منتشر شد، مطمئن شوید که هیچ گامی از بهینه سازی سئو را از دست نداده اید. می توانید این کار را به کمک ابزار Alexa’s On-Page SEO Checker انجام دهید.

راهنمای نوشتن محتوا بهینه

منبع

دسته‌ها
اخبار تولید محتوا سئو عمومی مقالات آموزشی

چگالی کلمه کلیدی (keyword density) چیست؟

چگالی کلمه کلیدی یک بخش اساسی از سئو داخلی یا درون صفحه (on-page) است؛ که اگر به درستی استفاده شود، می تواند به جلب توجه موتورهای جستجو و افزایش بازدید صفحه مورد نظر در نتایج موتور جستجو (SERPs) کمک کند.

دسته‌ها
اخبار اصلی اخبار داغ افزایش ترافیک سایت انواع روش های تبلیغات آنلاین دیجیتال مارکتینگ سئو طراحی سایت عمومی

آموزش افزایش ترافیک سایت و افزایش فروش از طریق وب سایت

چرا وب سایت من فروش ندارد؟ چگونه برای بازاریابی اینترنتی خود عیب یابی کنیم؟

ممکن است دلیل اینکه که وبسایت شما هیچ فروش یا تبدیلی بدست نمی آورد، این باشد که سایت تان با آنچه مشتریان نیاز دارند، می خواهند و انتظار دارند، مطابقت ندارد. شاید وبسایت تان مشکل فنی داشته باشد. یا شاید پیشنهادی که شما ارائه می دهید به اندازه کافی قانع کننده نیست.

 

در این مقاله، به شما نشان خواهیم داد که چگونه با استفاده از داده های کاربران، در یک نرم افزار تحلیلی، توانایی وب سایت تان در فروش را عیب یابی کنید تا بدانید که کدام بخشهای وب سایت تان به بهینه سازی نیاز دارد تا بتوانید نرخ فروش، لید و تبدیل خود را بهبود بخشید. با ویرلن همراه باشید…

  1. چرا وب سایت تان هیچ فروش یا تبدیلی ندارد؟

  2. آیا ترافیک کافی دریافت می کنید؟

  3. چگونه می توان ترافیک بیشتری کسب کرد؟

  4. آیا باید از یک آژانس بازاریابی دیجیتال استفاده کرد؟

  5. از یک آژانس چه میزان نرخ رشد ترافیکی باید با انتظار داشت؟

  6. آیا نوع مناسبی از ترافیک را دریافت خواهیم کرد؟

  7. آیا وب سایت شما مشکلات فنی دارد؟

  8. چگونه تعامل کاربری وب سایت خود را آزمایش کنیم؟

  9. آیا پیشنهاد شما به اندازه کافی جذاب است؟

  10. چگونه می توانیم پیشنهاد خود را جذاب تر کنیم؟

  11. چگونه از شواهد اجتماعی برای بهبود نرخ تبدیل استفاده کنیم؟

  12. پیشرفت های ساده در نرخ تبدیل

 

“من تابحال وقت، پول و انرژی زیادی برای کسب و کارم صرف کرده ام. آیا همه آنها بی فایده بوده است؟”

 

تمام وقت، انرژی و پولی که برای شروع کسب و کار، توسعه محصول یا خدمات، پویا کردن وب سایت جدیدتان، و شاید تبلیغات، صرف کرده اید، بیهوده نبوده اند.

 

مطمئناً شما انتظار ندارید که وب سایت تان یک شبه بهترین رتبه گوگل را داشته باشد؛ اما احتمالاً انتظار داشتید که در ابتدا حداقل چند فروش و تبدیل کسب کنید تا تلاشهایتان ارزشی بدست آورده باشند – با این وجود، احتمالاً پس از چند هفته از فعالیت سایت ، تعداد بسیار کمی یا تقریبا هیچ فروش یا تبدیلی ثبت نشده است.

این موضوع باید برایتان بسیار ناامید کننده باشد.

اما باید زمان بیشتری به سایتتان بدهید، طی چند هفته آینده برخی از مسائل جزئی فنی سایتتان رفع شده و وضعیت بهتر خواهد شد، اما ممکن است این موضوع برایتان نگران کننده باشد.

چقدر دیگر باید صبر کنم؟

یک ماه؟ دو ماه؟ شش ماه؟

مطمئناً اگر وب سایت شما هیچ فروشی ندارد یا لیدهای جدید ایجاد نمی کند، باید برای کمک به این وضعیت کاری کنید.

 

در واقع، کمپین های بازاریابی دیجیتال به کمی زمان نیاز دارند تا نتیجه بخش شوند – به خصوص در مورد بهینه سازی موتورهای جستجو یا سئو که پیشرفت های رتبه بندی باید با زحمت زیادی کسب شوند – اما وب سایت ها باید بعد از چند هفته، چند تبدیل به همراه داشته باشند، مهم نیست که ترافیک تنها پانصد بازدید کننده در ماه باشد یا بیشتر.

 

اگر در این ماه از آن ۵۰۰ بازدیدی به سایت شما آمدند، ۰٪ تبدیل داشته اید، در صورت ثابت بودن شرایط، وب سایت تان در ماه بعد نیز ۰٪ از ۵۰۰ بازدید را تبدیل خواهد کرد.

پس باید وب سایت خود را بهبود ببخشید – و باید این کار را از امروز شروع کنید.

اول، باید دقیقا مشخص کنید که مشکلات از کجا ناشی می شوند.

 

چرا وب سایت من هیچ فروش یا تبدیل ندارد؟

من اخیراً چند ایمیل از کسب و کارهای جدید دریافت کردم که هیچ فروشی نداشتند و در تصمیم برنامه ریزی برای بازسازی وب سایت، تغییر محصول یا خدمات شان بودند، زیرا آنها فرض می کنند که این وب سایت، محصول یا خدمات فعلی شان است که  مردم از آن استقبالی نمی کنند.

در هفت دهم از موارد، مشکل، آنچه ارائه می شود نیست.

 

اولین مشکل، معمولا عدم وجود ترافیک قابل توجه در وب سایت است.

شما می توانید لامبورگینی رایگان به بازار بدهید، اما اگر هیچ کس وب سایت شما را نبیند، انبار شما از لامبورگینی پر خواهد ماند زیرا هیچ کس درخواستی برای آنها ثبت نخواهد کرد.

 

مشکل دوم نحوه ی ارائه محصولات یا خدمات است – و به طور معمول، این دقیقا همان چیزی است که آمار وب سایت، به شما می گوید.

اگر وب سایت شما رنگ های مختلفی از لامبورگینی را تبلیغ کند، اما اشاره ای نکند که این ماشین ها برای کسانی که بخواهند رایگان خواهد بود ، پس با این شرایط هیچ کس نمی تواند آنها را بدست آورد. آنها تصور خواهند کرد که این ماشین ها در قیمت عادی و همیشگی خود موجود هستند و سایت را ترک خواهند کرد(چون چه کسی پول یک لامبو را دارد؟).

 

مشکل سوم، راه و روشی است که برای سفارش دادن محصول یا سرویس، در مقابل کاربر قرار می گیرد.

اگر لامبورگینی رایگان را پیشنهاد کنید، اما شماره تلفن، آدرس ایمیل یا فرم تماسی وجود نداشته باشد، پس افراد چگونه خودروی رایگان خود را درخواست کنند؟

برای برطرف کردن اینکه چرا وبسایت شما هیچ فروشی نداشته، باید به دنبال حل این مشکلات باشیم:

 

  • آیا وب سایت شما به اندازه کافی ترافیک دریافت می کند؟
  • آیا محصول یا خدمات شما به درستی ارائه می شوند؟
  • آیا راه سفارش دادن محصول یا خدمات شما آسان است؟

 

آیا به اندازه کافی ترافیک دریافت می کنید؟

از چند صاحب وب سایتی که در ماه بیش از ۵۰۰،۰۰۰ بازدید دریافت می کنند، بپرسید:

“چه کسی در بین شما، ترافیک بیشتری می خواهد؟”

نیازی نیست که یک نابغه باشید تا تصور کنید چند نفر دستش را بالا خواهد برد، نه؟

 

هر وبسایتی نیاز به ترافیک بیشتری دارد، اما اگر تبدیل بیشتری از این ترافیک کسب نکنید، پس استفاده از ترافیک بیشتر چه سودی خواهد داشت؟ اما اگر وب سایت تان با وجود ترافیک زیاد هم هیچ فروشی نداشته باشد، باید فوراً اقداماتی انجام دهید …

نرخهای تبدیل بین بازارهای مختلف و با توجه به نوع بازدیدکنندگانی که در وب سایت جذب می کنید، متفاوت اند. اما همیشه  راهی برای تبدیل حداقل ۱٪ از بازدید کنندگان و ترغیب آنها به خرید یا تبدیل شدن به لید وجود دارد. اما سوال این است که با فرض این نرخ تبدیل یک درصدی و محافظه کارانه، آیا در کل بازدید کافی دارید؟

 

اگر وب سایت خود را راه اندازی کردید و در ماه اول تنها ۶۰ بازدید کننده را دریافت کردید، که ۲۰ نفر از آنها دوست و خانواده بودند، ۴ مورد از آنها خود شما بودید که سایتتان را بر روی دستگاه های مختلف تست کردید، آیا باید توقع فروش داشت؟ احتمالا نه. در این صورت، کار بعدی شما این است که ترافیک بیشتری به وب سایت خود هدایت کنید.

 

بیایید بررسی کنیم چگونه می توانیم ترافیک بیشتری کسب کنیم.

 

چگونه می توان ترافیک بیشتری کسب کرد؟

دو راه برای افزایش ترافیک وب سایت وجود دارد.

  • ترافیک بیشتر را خودتان بدست بیاورید
  • برای ترافیک بیشتر هزینه پرداخت کنید

کسب ترافیک بیشتر، نیازمند تعهد مالی، زمانی، منابع، و صبر زیادی است.

 

بدست آوردن ترافیک، از طریق بهینه سازی موتور جستجو (سئوترافیک ارجاعی (وب سایت هایی که به شما لینک داده و مخاطبان آنها لینک را دنبال کنند) و از شبکه های اجتماعی ممکن می شود.

 

یک کمپین سئو ممکن است چند ماه طول بکشد تا نتیجه دهد، اما بعد از هزینه کردن، آن بازده، معمولا مدت زیادی باقی خواهد ماند، بر خلاف ترافیک پولی که به محض تمام شدن آخرین بودجه، متوقف خواهند شد.

 

قطعاً پرداخت هزینه برای جذب ترافیک بیشتر می تواند سرعت جذب ترافیک را افزایش دهد، اما منابع مالی کسب و کار را نیز بسیار سریعتر کاهش خواهد داد.

ترافیک پولی از تبلیغات “پرداخت به ازای کلیک (PPC)“، مانند تبلیغات گوگل، تبلیغات بینگ و غیره بدست می آید.

 

ترافیک پولی می تواند فوراً، مخلوطی از ترافیک مناسب و نامناسب را بهمراه داشته باشد. این روش زمانی می تواند کمک کند که فروش بیشتر، ظرف مدت زمان اندک مورد نیاز باشد. این ترافیک می تواند درآمد ثابت فروش را تامین کند، اما هزینه هر خرید(Cost-per-Acquisition) از میزان ترافیک به دست آمده بالاتر خواهد رفت که منجر به کاهش بازگشت سرمایه خواهد شد.

 

آیا باید از یک آژانس بازاریابی دیجیتال استفاده کنم؟

هر دو روش “به دست آوردن” و “پرداختن برای” ترافیک می تواند به تنهایی توسط شما یا توسط فردی در شرکت شما اداره شود، اما بهتر است که ما در این راستا از یک حرفه ای استفاده کنیم.

 

یک متخصص SEO یا یک مشاور PPC می تواند به انجام همه ی تجزیه و تحلیل ها و تنظیمات مورد نیاز برای کمپین های سئو یا PPC کمک کند.

 

آنها دقیقا می دانند که چگونه تحقیقات بازاریابی را اعمال کرده و رفتار رقبا را در امر رقابت بررسی کنند.

 

آنها می دانند که چگونه می توان بازگشت سرمایه بیشتری کسب کرد، چرا که آنها ترافیک زیادی را برای شرکت های دیگر به دست آورده اند.

 

آنها همچنین می دانند که چگونه می توانند پیشرفت های ترافیکی را سریعتر به ارمغان آورند تا کسی که تازه در مراحل اولیه ی یادگیری است که برای او ممکن است چند هفته یا چند ماه بیشتر زمان لازم باشد.

افزایش ترافیک سایت

از یک آژانس چه میزان “نرخ رشد ترافیک” را باید با انتظار داشت؟

همانطور که می توانید تصور کنید، پاسخ به این سوال بستگی به عوامل متعددی دارد. پس نمی توان یک پاسخ مشخص داد.

 

یک آژانس از چه کانال هایی استفاده می کند؟

اگر آژانس از کانال های ترافیکی پولی مانند تبلیغات گوگل استفاده کند، به طور معمول در طول چند روز، افزایش ترافیک مشاهده خواهد شد. اما از طریق سئو این نتیجه خیلی کندتر خواهد بود، اما مطمئناً کیفیت هر لید در حالت دوم بیشتر است و ترافیک نیز به طور ماهانه افزایش پیدا خواهد کرد.

آیا نوع مناسبی از ترافیک را دریافت خواهم کرد؟

اگر صدها، هزاران و ده ها هزار بازدید کننده به وب سایت شما دسترسی پیدا کنند، اما فروش یا سرنخ به صفر نزدیک باشد، پس باید نوع ترافیکی که دریافت می کنید را بررسی کنید.

 

ممکن است که شما صدها یا هزاران نفر بازدیدکننده دریافت کنید که هرگز با شما تماسی نگیرند یا هیچ یک از محصولات شما را خریداری نکنند.

ممکن است چیزی که شما به عنوان ترافیک در نظر می گیرید، واقعا ترافیک نباشد.

در تصویر زیر، از گوگل آنالتیک، متوجه خواهید شد که چطور برخی از بازدید کنندگان اسپم به حساب می آیند. این نشان می دهد که درصدی از ترافیک یک وب سایت، اسپم بوده و احتمالا باید نادیده گرفته شود.

راه های افزایش بازدید

سپس هر چند وقت یک بار، باید صفحاتی را که بازدیدکنندگان بیشتر بازدید می کنند، چک کنید.

آیا افراد از طریق پست های وبلاگ به سمت سایت، به صفحه اصلی، یا به صفحات دیگر می آیند؟

ترافیک برخواسته از وبلاگ اغلب دارای اهداف تجاری کمتری است زیرا این افراد به دنبال اطلاعات یا مشاوره هستند و هنوز نمی توانند به اندازه کافی متعهد به خرید محصول نهایی شوند.

 

برای بررسی اینکه افراد چگونه سایت شما را پیدا می کنند در Google Analytics (نرم افزار تجزیه و تحلیل رایگان گوگل)، بر روی Acquisition کلیک کنید، سپس All Traffic و Channels را انتخاب کنید.

در تصویر زیر، ما سایتی را می بینیم که تعدادی ترافیک دریافت می کند، اما تبدیلی ندارد.

افزایش نرخ تبدیل

ترافیک اجتماعی(ترافیکی که از شبکه های اجتماعی می آیند) نیز تمایل زیادی به تبدیل ندارد، همانند ترافیک جستجوی ارگانیک یا پولی- البته همیشه استثنائاتی وجود دارد (مثل، بازاریابی نفوذگران) – بنابراین اگرچه انتظار داشتیم که از این ترافیک اجتماعی، لیدهای بیشتری به سوی سایت سرازیر شود، اما اگر این اتفاق نیافتاده هنوز زمان ناامیدی نیست.

 

وب سایت درون تصویر، ترافیک ارگانیک خوبی دریافت می کند. به نظر می رسد که این بازدیدکنندگان از این سایت استفاده خوبی می کنند، می توانیم این موضوع را از آمار ۳ صفحه در هر جلسه(۳ Pages per Session) و میزان پایین پرش(Bounce Rate) نتیجه گیری کنیم. پس با توجه به این آمارها باید انتظار داشته باشیم که این سایت حداقل یک فروش را به ثبت رسانده باشد، درست است؟

در بررسی دقیق تر، می بینیم که این ترافیک آنطور که به نظر نمی رسد، نیست. با کلیک بر روی ترافیک ارگانیک میتوانیم آن را مشاهده کنیم:

افزایش فروش سایت

برای بررسی اینکه آیا افراد علاقه ای به خرید از این وبسایت دارند یا خیر، مالک وبسایت می تواند با اجرای یک کمپین تبلیغاتی Pay-per-Click (PPC) Google Ads، بررسی کند که آیا ترافیک جستجو، تبدیل بهمراه خواهد داشت یا خیر.

 

اگر کمپین PPC منجر به فروش و یا لید بیشتری شود، ما متوجه خواهیم شد که باید به کمک سئو در دراز مدت بر روی بهبود حضور وب سایت در گوگل تمرکز کنیم تا تعداد بازدید کنندگان مناسب سایت افزایش یابند.

 

اگر کیفیت ترافیکی که به وب سایت می آید کم است، این موضوع، باید بهبود یابد. برای انجام این کار، تمرکز بر آنچه که بازدید کنندگان اصلی بیشتر به آن نیاز دارند، به تعیین اینکه چه بخشی از سایت باید بهبود یابد، کمک می کند. که این بهبود می تواند به معنای ارتقا کیفییت محتوا باشد.

البته ممکن است نوع مناسبی از مطالب در وبسایت داشته باشید، اما تعداد و حجم آن کافی نباشد.

 

آیا وب سایت شما مشکل فنی دارد؟

من بارها دیده ام که برخی افراد تلاشهای خود را متمرکز کمپین هایی می کنند که نتیجه ای بهمراه نخواهد داشت، همه ی این تلاش ها فقط در این راستاست که آیا فرم تماس یا دکمه خرید به درستی کار می کند یا خیر.

مهم نیست که چقدر برای وبسایت خود سعی کرده و آن را تست کرده باشید، در اصل باید پاسخ سوالات زیر را دقیقا مشخص کنید:

 

  1. آیا همه چیز آنطور که باید کار می کند؟

کل فرآیند خرید و یا تبدیل وب سایت خود را یک بار خودتان انجام دهید.

 

  1. آیا بازدیدکنندگان هنگامی که یک فرم را ثبت می کنند، اعلان/ ایمیلی را دریافت می کنند؟

اگر به نظر می رسد که همه چیز اوکی است، در ادامه شما باید نقطه ی پایانی را بررسی کنید. آیا افرادی که یک فرم تماس را تکمیل می کنند، تاییدیه ای بابت ثبت اطلاعات خود مشاهده می کنند؟

 

  1. آیا تمام درگاه های پرداخت شما روی تمام مرورگرها کار می کنند؟

ما یک بار پیشنهادی را از طریق تبلیغات فیس بوک با Paypal به عنوان درگاه پرداخت انجام دادیم.اما  آنطور که ما انتظار داشتیم پیش نرفت و نمی توانستیم دلیلش را بفهمیم. در نهایت معلوم شد که پی پال با مرورگر موبایل فیسبوک تناقض دارد و افرادی که با استفاده از این مرورگر اقدام می کردند، قادر به پرداخت با استفاده از پی پال نبودند.

مشکل این است که هر کسی که از طریق یک اپ موبایل روی یک آگهی فیس بوک کلیک کند، ناخواسته از این مرورگر فیس بوک استفاده خواهد کرد.

این مسئله تا زمانی که ما  پرداخت در فیس بوک را تست نکرده بودیم، مشخص نشد. خوشبختانه این تست برروی سایر مرورگرهای موبایل کاملا درست عمل می کرد.

 

  1. آیا وب سایت شما برروی همه دستگاه ها به درستی کار می کند؟

منظور من از “به درستی”، این نیست که آیا می توان وب سایت شما را بر روی تمام دستگاه ها مشاهده کرد یا نه؟ منظورم این است، “آیا استفاده از آن برای تمام افراد در همه دستگاه ها آسان است؟”

 

چگونه تعامل کاربری وب سایت خود را آزمایش کنیم؟

اگر از لحاظ دریافت ترافیک مناسب در وبسایتتان مشکلی نداشتید، گام بعدی این است که ببینید این بازدیدکنندگان با وب سایت شما چگونه ارتباط برقرار می کنند.

اولین قدم بررسی اصول اولیه است؛

بازدیدکنندگان چه مدت در وب سایت وقت می گذرانند و آیا چیزی وجود دارد که آنها را بلافاصله فراری دهد؟

برای بررسی این موضوع، ما باید به میزان bounce rate و session duration در داخل Google Analytics نگاه کنیم.

در مثال زیر، این سایت بسیار جدید، تعدادی بازدید کننده جدید بدست آورده، اما سایت یک سری پاسخ ” نه” دریافت می کند:

روش های افزایش فروش سایت

بهترین منبع ترافیکی، جستجو پولی است، که باید بازدیدکنندگان مناسب بهمراه داشته باشد. اما همانطور که پیداست، ۹۳٫۴۴٪ از آنها بدون بازدید از صفحه دیگری، از سایت خارج می شوند و میانگین بازدید این افراد فقط ۷ ثانیه است! پس یا آگهی گمراه کننده است و یا سایت، سایت خوبی نیست.

 

حتی ترافیک جستجوی ارگانیک نیز، که تا کنون تعداد بسیار زیادی از بازدیدکنندگان را جذب کرده، همچنان میزان پرش(bounce rate) بالایی دارد.

 

در این وضعیت، می توانیم یک هفته دیگر به سایت زمان دهیم تا ترافیک بیشتری دریافت کنیم، اما اگر بازهم نتیجه ای نداشت – به وضوح، چیزی در سایت وجود دارد که بازدید کنندگان را فراری می دهد.

 

اگر متوجه شدید که میزان پرش شما زیاد است، اما متوسط زمان بازدید کم است و افراد از صفحات زیادی بازدید نمی کنند، شما نقطه ضعف خود را پیدا کرده اید: این موضوع یعنی اولین تاثیری(first impression) که وب سایت شما بر بازدیدکننده می گذارد، مناسب نیست.

اگر تعامل هم خوب به نظر برسد چه؟

در مثال زیر، ببینید که تعداد ترافیک چقدر خوب است!

بازدیدکنندگان به اندازه کافی خوشحال هم به نظر می رسند، که امیدواریم نرخ تبدیل ساده و محافظه کارانه ما ۱٪ را تحقق بخشند، پس باید ۴۴ تبدیل (۴،۴۴۵ کاربر جدید x 1٪) انتظار داشته باشیم.

نرخ تبدیل

آیا پیشنهاد شما به اندازه کافی جذاب است؟

“چرا بازدیدکنندگان من علاقه ای نشان نمی دهند یا خریدی (” تبدیل “) انجام نمی دهند؟”

فقط یک دلیل می تواند وجود داشته باشد که یک بازدید کننده ی علاقه مند، به مشتری یا سرنخ تبدیل نشود:

آنها پیشنهادی مشاهده نکرده اند که در مقایسه با هزینه ای که قرار است پرداخت کنند، رضایت زیادی نسیبشان شود ، تا آنها انگیزه ای برای عمل داشته باشند.

به عبارت دیگر، محصول یا خدمات شما به اندازه کافی جذاب نیست که مردم بخواهند آن را خریداری کنند.

 

چگونه تبدیل خود را جذابیت تر کنیم؟

هدف یا قصدِتبدیل” چیزی است که شما از افراد می خواهید در وب سایت شما انجام دهند. گاهی اوقات این درخواست می تواند «درخواست یک دموی رایگان» باشد، گاهی اوقات «اکنون خریداری کنید». اساسا آن چیزی است که می خواهید افراد هنگام بازدید از وب سایت شما انجام دهند؟

 

مشکل اینجا است که اهداف تبدیل بیشتر وب سایت ها مشخص نیست. بدتر از این، اینکه بسیاری از وبسایتها در کل اهداف تبدیل را نادیده می گیرند.

 

یک کسب و کار خدماتی ممکن است با وب سایت خود به عنوان یک بروشور منفعل برخورد کند، که در آن بازدید کنندگان می توانند اطلاعاتی را در مورد خدمات بررسی کنند. و تمام. این مثل یک فروشنده است که فقط ویژگی ها را بیان کرده و یا تحویل یک ورق اطلاعات به دست فرد، بدون درخواست فروش، باز میگردد.

چگونه از شواهد اجتماعی برای بهبود نرخ تبدیل استفاده کنیم؟

قبل از اینکه افراد خریدی انجام دهند ، آنها دوست دارند بدانند که دیگران نیز در وضعیت مشابه آنها از انتخاب خود راضی بوده اند.

مطالعات موردی و Testimonials یک راه عالی برای انجام این کار هستند، همانطور که نظرات، هم در وب سایت شما و هم در سایت های شخص ثالث مانند فیس بوک، TripAdvisor، TrustPilot و غیره می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد.

چالش برای کسب و کارهای جدید، گرفتن اولین نظرات است. خبر خوب این است که شما به تعداد زیادی نیاز ندارید: یک بررسی یا نظر از هیچ بهتر است، و شما باید تلاش کنید تا توجه یک فرد را برای ثبت نظر در مورد محصول یا سرویس خود جلب کنید.

تبدیل بازدیدکننده با خریدار

پیشرفت های ساده در نرخ تبدیل 

اگر همه چیز را امتحان کرده اید و هیچکس هنوز از وب سایت شما خریدی انجام نمی دهد، شاید زمان آن باشد که نگاهی به مدل کسب و کارتان یا نحوه ارائه آن داشته باشید.

  • آیا رقبای موفقی در بازار خود می بینید؟
  • پیشنهاد آنها با شما چه تفاوتی دارد؟
  • آیا آنها اعتبار بیشتری نسبت به شما دارند؟
  • آیا محصولات یا خدمات آنها از شما جذاب تر است؟

نگاهی صادقانه مانند این می تواند دردناک باشد. اما حدس بزنید چه؟ هیچ چیز دردناک تر از کنار کشیدن نیست. پس از افرادی درخواست بازخورد کنید که از بیرون به قضیه نگاه کنند. یعنی بازخوردی صادقانه.

این کارها را امتحان کنید…

اگر شما یک شرکت جدید هستید، بر برند خود تکیه نکنید. ارزش برند در طول زمان ساخته می شود. اگر شما یک برند جدید هستید، ارزش برندتان اساسا صفر است، بنابراین مجبورید سخت کار کنید تا محصولات خود را در رقابت با رقبای تعیین شده به فروش برسانید. این موضوع را قبول کنید و با تلاش ادامه دهید.

تست کنید، از چند نفر بخواهید سایت شما و سایت های رقبای موفق را تجزیه و تحلیل کنند. اجازه ندهید آزمایش کنندگان بدانند کدام وب سایت مال شماست، زیرا شما می خواهید بازخورد صادقانه تری دریافت کنید.

چت زنده اضافه کنید و ببینید افراد در مورد چه جیزی سوال می پرسند. این می تواند به شما در اضافه کردن اطلاعات اضافی در وب سایتتان کمک کند و به شما مسائلی را که بازدیدکنندگان با آن مواجه هستند نشان دهد.

یک پاپ آپ تخفیف اضافه کنید تا کسانی که تصمیم ترک سایت را گرفته اند، مجذوب خود کنید.

 

منبع

 

دسته‌ها
انواع روش های تبلیغات آنلاین بازاریابی محتوا تبلیغات در سایت های پربازدید تولید محتوا دیجیتال مارکتینگ سئو عمومی

همه چیز درباره پست مهمان و مزایای آن

راهنمای گام به گام ارسال پست مهمان

اگر قصد نوشتن پست مهمان را دارید اما نمی دانید از کجا شروع کنید، این مقاله راهنمای مناسبی برای شماست.

در این مقاله آموزشی همراه شما هستیم تا بدانید که پست های مهمان چه مزیتی برای برند شما دارند، به علاوه با هشت گام مهمی آَشنا خواهید شد که به کمک آن می توانید برنامه ای راه اندازی کنید که از اهداف بازاریابی شما پشتیبانی کرده، دسترسی به برند شما را گسترش داده و مشتریان جدیدی برایتان بهمراه داشته باشد. پس با ویرلن همراه باشید:

نحوه نوشتن پست مهمان

در این پست به موارد زیر خواهیم پرداخت:

  • پست مهمان چیست؟

  • مزایای پست مهمان نویسی

  • هشت مرحله برای نوشتن پست مهمان

 

پست مهمان چیست؟

ارسال پست مهمان یا Guest posting عمل اشتراک گذاری محتوا در وبسایت یک فرد یا برند تجاری دیگر است.

این تاکتیک به عنوان وبلاگ نویسی مهمان یا guest blogging نیز شناخته می شود.

 

در پست مهمان، یک نویسنده به عنوان یک مشارکت کننده یا نویسنده مهمان عمل کرده و محتوایی به ناشر ارائه می کند. این نویسندگان، محتوا را برای سایتی فراهم می کنند که به خود آنها یا سازمان تحت حمایت شان تعلق ندارد.

 

در زیر مثالی از یک پست مهمان در وبلاگ الکسا آمده است. Will Chou نویسنده این پست، یک پست مهمان را به الکسا، یعنی ناشر، ارسال کرده است.

اموزش نوشتن پست مهمان

نوشتن یک پست مهمان چه مزایای دارد؟

وبلاگ نویسی مهمان به عنوان یک تاکتیک بازاریابی بسیار خوب عمل می کند؛ زیرا یک ارتباط سودمند دوطرفه یا برد-برد است. چراکه هم ناشران و هم نویسندگان از آن سود می برد.

در صورتی که محتوا مرتبط، ارزشمند و با کیفیت باشد،در این صورت ناشر مطلب تازه ای به دست آورده که مخاطبانش می توانند از آن لذت ببرند.

 

از سوی دیگر وبلاگ نویسی مهمان مزایای بالقوه ای نیز برای برای نویسندگان دارد:

  • آگاهی از برند ایجاد می کند

  • روابط خوبی ایجاد می کند

  • قدرت سایت را تقویت می کند

  • کسب و کار را به مخاطبان جدید می رساند

  •  ترافیک بیشتری به وب سایت هدایت می کند

  • بک لینک هایی ایجاد می کند که سئو سایت را بهبود می بخشد

  • لیست ایمیل های یک کسب و کار را گسترده تر می کند

  • فاوورهای رسانه های اجتماعی را افزایش می دهد

چگونه در هشت مرحله پست مهمان بنویسیم

ایجاد یک استراتژی پست مهمان موفق شامل چندین مرحله مهم است. این گام ها به شما کمک می کنند تا برنامه ی درستی ایجاد کرده و اهداف، انتظارات و استانداردهای مشخصی را برای تصمیم گیری درباره بهترین فرصت ها برای خود تنظیم کنید.

 

ادامه ی این پست، ویرلن به شما آموزش می دهد که چگونه:

  1. اهداف پست مهمان خود را تعیین کنید

  2. فرصت هایی برای نوشتن پست مهمان پیدا کنید

  3. سایت های مناسبی برای نوشتن پست مهمان پیدا کنید

  4. موضوعات بهتری در نظر بگیرید

  5. یک پیشنهاد مناسب ارائه دهید

  6. پستی بنویسید که ارزش انتشار داشته باشد

  7. کار خود را پیگیری کنید

  8. نتایج خود را ردیابی کنید

 

مرحله ۱: تعیین اهداف ارسال پست مهمان 

همانند تمام استراتژی های دیگر بازاریابی اینترنتی، استراتژی ارسال پست مهمان هوشمند نیز با تعیین اهداف شروع می شود. دانستن اینکه می خواهید چه نتایجی از کار خود مشاهده کنید، به شما کمک می کند تا یک نقشه راه روشن برای رسیدن به هدف ایجاد کنید.

ببینید چه چیزهایی می تواند از طریق وبلاگ نویسی مهمان عایدتان شود و تعیین کنید که کدام یک از دو یا سه هدف مشخص شده با اهداف بازاریابی شما بیشترین سازگاری را دارد.

 

  • آگاهی از برند را افزایش دهید. کاری کنید افراد بیشتری در مورد شما و برندتان بدانند.
  • پروژه ها و خدمات خود را معرفی کنید. در مورد آنچه ارائه می دهید افراد بیشتری را مطلع کنید.
  • به مخاطبان تان نشان دهید که چه کمکی می توانید به آنها کنید. به افراد بیشتری نشان دهید که چگونه تخصص، محصولات یا خدمات شما می تواند مشکلات شان را حل کند.
  • قابلیت دید(visibility) در رسانه های اجتماعی را افزایش دهید. کاری کنید افراد بیشتری شما را در شبکه های اجتماعی دنبال کرده و با شما و برندتان تعامل بیشتری داشته باشند.
  • سئو را بهبود بخشید. بک لینک هایی با کیفیت برای حمایت از استراتژی سئو (off-page) خود دریافت کنید.
  • در صنعت مربوط به خود،  قدرت(authority) ایجاد کنید. با به اشتراک گذاشتن تخصص تان، به افراد نشان دهید که شما یک متخصص در صنعت خود هستید.
  • ترافیک تان را افزایش دهید. از طریق ترافیک ارجاعی(referral)، ترافیک بیشتری را به وبسایت خود هدایت کنید.
  • لید یا سرنخ ها را افزایش دهید. با افزایش میزان دسترسی(reach) به مخاطبان جدید، لیدهای بیشتری دریافت کنید.

 

هنگامی که بدانید که ارسال پست مهمان شما چه هدفی را محقق خواهد کرد، شناسایی بهترین فرصت های وبلاگ نویسی مهمان، بسیار آسان تر خواهد شد. همیشه سایت هایی را انتخاب کنید که به شما کمک کنند تا به اهداف تان نزدیکتر شوید.

 

به عنوان مثال، اگر هدف شما افزایش ترافیک باشد، نباید زمان تان را صرف ارسال پست مهمان در سایت کوچکی کنید که دارای ترافیک بسیار کمی است. اما اگر هدف شما ساختن قدرت در صنعت تان باشد، ممکن است نوشتن پست مهمان برای سایت تخصصی حتی کوچک نیز برای صنعت مفید باشد.

 

مرحله ۲: فرصت هایی برای نوشتن پست مهمان پیدا کنید

اگر مطمئن نیستید که چگونه سایت هایی را برای پست مهمان پیدا کنید، از این سه تاکتیک زیر استفاده کنید.

 

سایتهایی را پیدا کنید که نظر مخاطبان تان را جلب کند.

با جستجوی سایت هایی شروع کنید که تاکنون نظر مخاطبان تان را جلب کرده و آنها را به خواندن علاقه مند می کنند. اگر مطمئن نیستید که مخاطبان تان به چه چیزی علاقه مند هستند، از یک قالب شخصیت(پرسونا) خریدار، برای ایجاد پروفایلی از مشتریان ایده آل خود، استفاده کنید. همچنین، از ابزار Alexa’s Audience Interest Tool برای کشف موضوعات مورد علاقه مخاطبان تان و سایت هایی که آنها بیشتر بازدید می کنند، استفاده کنید.

 

سایت خود یا سایتی را که می دانید مخاطبانتان از آن استفاده می کنند، در این ابزار وارد کنید. این ابزار لیستی از دسته هایی ایجاد می کند که نظر مخاطبان آن سایت را جلب می کنند.

نحوه ارسال پست مهمان

این گزارش همچنین شامل جزئیاتی مانند درصد مخاطبانی است که به یک دسته ی خاص علاقه نشان داده اند، یا سایت هایی که به آن دسته مربوط هستند. شما می توانید از این اطلاعات برای پیدا کردن سایت های بالقوه برای ارسال پست مهمان و هم فکری در مورد موضوعاتی که می توانید برای آنها ارسال کنید، استفاده کنید.

نوشتن پست مهمان

سایت هایی پیدا کنید که به سایت های ایده آل تان شباهت زیادی داشته باشد.

هنگامی که بدانید که مخاطبان شما بیشتر از چه سایت هایی بازدید می کنند، می توانید از این اطلاعات برای یافتن سایت های مشابه استفاده کنید.

 

URL سایتی را که فکر می کنید مخاطبان تان بیشتر بازدید می کنند، در ابزار Overlap audience Alexa وارد کنید. این ابزار فهرستی از سایت های دیگری را در اختیارتان می گذارد که دارای مخاطبانی مشابه سایت هدف هستند.

 

به عنوان مثال، اگر دوست دارید پست مهمانی در Buffer.com منتشر کنید، آن سایت را در Overlap audience Alexa وارد کنید. سپس در ادامه لیستی از سایت هایی که مخاطبانی شبیه به Buffer دارند و پذیرای پست مهمان هستند، دریافت خواهید کرد.

وبلاگ نویسی مهمان

از visualization view (همانطور که در بالا نشان داده شده است) برای دیدن خوشه ای از سایت های مشابه استفاده کنید و  برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد معیارهای هر سایت، آن سایت را انتخاب کنید. شما همچنین می توانید اطلاعات را به صورت جدولی نیز مشاهده کنید تا مجموع امتیاز و رتبه الکسا هر سایت را بررسی کنید. این سایت ها را با یک تجزیه و تحلیل رقابتی بررسی کرده و یا آنها را در فضای کاری خود برای مراجعه بعدی ذخیره کنید.

guest blogging

ببینید رقبا در چه سایتهایی پست مهمان می نویسند.

یک راه دیگر برای پیدا کردن سایت های پذیرای پست مهمان این است که به سایت هایی که به رقبای شما لینک می کنند، نگاه کنید. اگر یک سایت در حال حاضر به رقیب شما لینک می دهد، احتمال زیادی دارد که به سایت شما نیز لینک دهند.

 

برای پیدا کردن بک لینک های رقبا، حداکثر تا ۱۰ مورد از رقبای خود را در Alexa’s Competitor Backlink Checker وارد کنید. این گزارش، سایتهایی را که در حال حاضر به یک یا چند رقیب شما لینک می دهند، نشان خواهد داد.

چطور پست مهمان بنویسیم

همچنین این گزارش URL های صفحاتی را که به رقبا لینک می دهند، در اختیار شما می گذارد. برای دیدن URL ها روی لینک ها کلیک کنید.

به این ترتیب نه تنها می توانید ببینید که سایت های محبوب چه نوع محتوایی را ترجیح می دهند، ممکن است در این مسیر با چند پست مهمان نیز برخورد کنید(آشنا شوید). به این شکل می توانید بررسی کنید که آیا سایت مورد نظر می تواند یک گزینه وبلاگ نویسی مهمان خوب برای برند شما باشد یا خیر.

 

مرحله ۳: سایت های مناسبی برای نوشتن پست مهمان پیدا کنید

هنگامی که لیستی از سایت های پذیرای پست مهمان در اختیار داشتید، شروع به رتبه بندی آنها کنید. به دنبال وبلاگهایی باشید که پست مهمان دریافت می کنند، اما برای استراتژی ها و اهداف خودتان نیز مناسب باشند.

 

مجموعه معیارهایی ایجاد کنید که با اهداف و دستورالعمل های تان برای وبلاگ نویسی مهمان مطابقت داشته باشند، . به دنبال سایت هایی باشید که:

  • به مخاطبانی که شما می خواهید دسترسی دارند
  • به تعداد مخاطبانی که می خواهید دسترسی دارند
  • ترافیکمشخصی در اختیار دارند
  • در صفحه اول قدرت(authority) بالایی دارند

 

از ابزار Alexa’s Site Overview استفاده کنید تا به شما در پیدا کردن معیارهایی که در اندازه گیری و رتبه بندی سایت ها لازم دارید، کمک کند. نشانی اینترنتی سایت مقصد را وارد کنید تا معیارهای سایت، رتبه الکسا، تعداد سایتهای پیوند، منابع ترافیکی، اطلاعات جمعیت شناسی مخاطبان و موارد دیگر را مشاهده کنید.

guest post writing

برای مقایسه چندین سایت پذیرای پست مهمان در یک لحظه، از ابزار Alexa’s Site Comparison استفاده کنید. برای مقایسه عملکرد و محبوبیت، می توانید حداکثر تا ۱۰ سایت را وارد کنید. این گزارش، شناسایی بهترین فرصتهای ارسال پست مهمان بین یک سری سایت را برای شما آسانتر می کند.

سایت های وبلاگ نویسی مهمان

مرحله ۴: موضوعات پست وبلاگ را توسعه دهید

هنگامی که سایتی را پیدا کردید که با معیارهای ارسال پست مهمان شما مطابق بود، وقت آن است که ایده های وبلاگ نویسی را توسعه دهید. برای پست ها چند ایده را بررسی کنید تا به بهترین شکل از اهداف شما پشتیبانی کرده و در خدمت خواسته ها و نیازهای ناشر و خوانندگانش نیز باشد.

اطمینان حاصل کنید که مطلب تان برای خوانندگان سایت هدف مناسب باشد.

حتماً مخاطبان ناشر را در نظر بگیرید و مباحثی را که با علایق آنها سازگاری دارد، ارائه دهید.

 

به یاد داشته باشید، می توانید از ابزار Audience Interest برای شناسایی موضوعات محبوب برای یک سایت استفاده کنید.

 

URL سایت مورد نظر را وارد کنید تا ببینید خوانندگانشان به چه چیزی اهمیت بیشتری می دهند. برای دیدن خوشه ای از موضوعاتِ درون یک دسته، روی آن دسته کلیک کنید. به این ترتیب، موضوعاتی را ارائه خواهید داد که به محبوب ترین دسته های سایت مربوط باشند.

دریافت پست مهمان

به شکاف ها و نیازهای محتوایی توجه کنید.

شما نباید موضوعاتی را که قبلا در یک وبلاگ قرار گرفته، ارائه دهید. در حالت ایده آل، شما باید ایده هایی را که نیازها و گپ های محتوایی را پر می کنند، برای ناشر فراهم کنید. سایت را بررسی کرده و موضوعاتی را شناسایی کنید که مناسب این سایت بوده اما تاکنون پوشش داده نشده باشند.

 

شما به راحتی می توانید شکاف های محتوایی را با استفاده از Alexa’s Competitor Keyword Matrix پیدا کنید. سایت مقصد را همراه با حداکثر ۹ مورد از رقیب هایشان وارد کنید. (اگر رقبای سایت را نمی شناسید، از ابزار Overlap Tool استفاده کنید تا آنها را پیدا کنید) از فیلترها برای «show keyword gaps» برای سایت هدف استفاده کنید.

ابزار تحقیق کلمه کلیدی

این ابزار تحقیق کلمه کلیدی، گزارشی ایجاد می کند که بهترین کلیدواژه ها را نمایش می دهد، کلید واژه هایی که برای رقبای سایت مقصد ترافیک زیادی هدایت می کنند، (اما نه خود سایت هدف). از این طریق، می توانید ببینید که چه موضوعاتی مورد توجه مخاطبان سایت مقصد قرار دارند، اما محتوایی برای آنها نوشته نشده. این فرآیند تحقیق کلمه کلیدی، یک راه عالی برای ایجاد لیستی از موضوعات مرتبط برای پست مهمان نویسی است.

جستجوی کلمات کلیدی سایت

مطمئن شوید که موضوع با شما و اهداف تان همخوانی دارد.

در عین حالی که سعی می کنید تا موضوع تان برای سایت و مخاطبان ناشر مناسب باشد، به یاد داشته باشید که باید منافع خودتان را نیز در نظر بگیرید. موضوعاتی را انتخاب کنید که به شما این امکان را دهند تا منافع خود را ارتقا دهید.بنابراین به صنعت خود مراجعه و با مخاطب ایده آل خود ارتباط برقرار کنید.

 

مرحله ۵: یک پیشنهاد جذاب ارائه دهید

وبلاگ نویسی مهمان فقط این نیست که یک پست مهمان ارسال کنید و ناشر آن را در وبلاگ خود نمایش دهد. قبل از اینکه محتوا بتواند “آماده انتشار” در نظر گرفته شود، ابتدا باید توجه ناشر را به خود جلب کند.

برای ایجاد یک پست مهمان جالب توجه:

  • فرد مناسب را پیدا کنید. مستقیم به صفحه عمومی تماس سایت نروید. ببینید آیا می توانید نام ویرایشگر یا مدیر وبلاگ و اطلاعات تماس آنها را پیدا کنید و به طور مستقیم به آنها دسترسی پیدا کنید.
  • به دنبال دستورالعمل های ارسال پست مهمان سایت باشید و آنها را بخوانید. قبل از هر کار، نگاهی بیندازید که آیا شرایطی برای پست مهمان نوشتن در سایت وجود دارد یا خیر. وقت خود (و یا ناشر) را با ارسال پست هایی که شانسی برای پذیرش ندارند، هدر ندهید.
  • موضوع پیام تان را قانع کننده جلوه دهید. این احتمال وجود دارد که شما تنها فردی نباشید که ناشر را تشویق به انتشار پستش می کند، بنابراین پست شما باید در اولیت آنها قرار گیرد. به جای ارائه چیزی مبهم و بی حس مانند “ارسال پست مهمان”، موضوعی بنویسید که جالب و چشم گیر باشد.
  • پیام شخصی ارسال کنید نه پیام تبلیغاتی. ممکن است چندین پست مهمان نوشته باشید، اما این بدان معنا نیست که باید یک پیام را برای همه ناشران کپی پیست کنید. ایمیل خود را طوری ارسال کنید که گویی نامه ای خاص می نویسید.
  • مزایایی پیشنهاد دهید. به ناشر بگویید که در صورت انجام این معامله چه چیزی عاید آنها می شود. مزایای انتشار پست خود را با هایلایت کردن آنچه که خوانندگان به دست می آورند و اینکه پست چگونه به سایت آنها خدمتی می کند، نشان دهید. (پست هایتان را با افزودن یک اسکرین شات از ماتریس کلید واژه رقبا، قوی تر جلوه دهید تا نشان دهید که تحقیقاتی انجام داده اید و پست شما شکاف محتوایی سایت آنها را پر می کند.)
  • شواهدی برای کیفیت و ارزش خود اضافه کنید. به دیگر پست های مهمانی که نوشته اید، آمار های اجتماعی تان لینک دهید تا به ناشر نشان دهید چه چیزی روی میز است و چرا آنها باید با شما کار کند.

 

مرحله ۶: پستی بنویسید که ارزش انتشار داشته باشد

هنگامی که پیشنهاد شما پذیرفته شد، هنوز هم باید پستی بنویسید که ناشر می خواهد در سایت خود منتشر کند. اگر بتوانید محتوای خوبی ارائه دهید احتمال بیشتری خواهد داشت که ناشر پست شما را منتشر کند و در آینده نیز با شما کار کند.

 

پست مهمانی ارسال کنید که با پیروی از این نکات، جلب توجه کند:

  • دستورالعمل ها را دنبال کنید. ابتدا، درخواست کنید تا دستورالعمل ارسال پست مهمان و استانداردهای ویراستاری برایتان ارسال شود.
  • بیش از حد تبلیغاتی نباشید. حتی اگر هدف تان از نوشتن پست مهمان تبلیغ محصولات و خدمات تان است، به یاد داشته باشید که اکثر ناشران پست های بیش از حد تبلیغاتی را قبول نمی کنند.
  • ارزش اضافه کنید. به جای اینکه بیش از حد تبلیغاتی باشید، بر ارزش افزوده تمرکز کنید. با ارائه چیزی که خوانندگان بتواند از آن بهره ای ببرند، هم به آنها خدمت کرده اید و هم شانس اینکه ناشر پست شما را منتشر کند را افزایش داده اید.
  • متن را اصلاح کنید. این کار را به ناشران نسپارید تا پست شما را منتشر کنند. در چند مرحله پست خود را ویرایش و اصلاح کنید، اطمینان حاصل کنید که پستی تمیز و حرفه ای نوشته اید.
  • در صورت امکان، به یکی از صفحات سایت خود، در پست پیوند دهید. اکثر ناشران دستورالعمل هایی مربوط به پیونددهی در پست های مهمان دارند. آنها را دنبال کرده، و اگر مجاز بودید، لینکی را به یکی از محتوایات سایت خود اضافه کنید. این روش کمک می کند تا ترافیک مرتبطی را به سایت خود هدایت کنید و در عین حال از سئو خارج از سایت(off-page) خود نیز پشتیبانی کرده اید.
  • یک معرفی یا یکBio بنویسید که خواننده را به یادگیری بیشتر تشویق کند. یک راه دیگر برای هدایت خوانندگان به سمت سایت خودتان، از طریق بیوگرافی نویسنده است. لینکی را از سایت خود درج کنید (در صورت امکان) و یک call to action قرار دهید تا خوانندگان را برای کسب اطلاعات بیشتر هدایت کند. از Bio  خود برای تبلیغ یک چیز رایگان در سایت خود استفاده کنید تا ترافیک بیشتری بدست آورید.

 

مرحله ۷: پیگیری کنید

کار شما با ارسال پست مهمان پایان نمی یابد. اگر می خواهید رابطه خوبی با ناشر ایجاد کرده و برای آنها مجددا پست مهمان بنویسید، پس از ارسال پست، پیگیری کنید. به ناشر کمک کنید پست را ارتقا داده و مدیریت کند.

 

  • پست خود را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید. برای تبلیغ وبلاگ، مطالب را با مخاطبان خود در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید. در صورت امکان، نام یا لینک برند ناشر را منشن(mention) کنید که به آنها نشان دهید که شما هم در تلاش برای تبلیغ مطالب هستید.
  • به نظرات پاسخ دهید. حواستان به قسمت نظرات پست تان باشد. اگر کسی کامنتی گذاشته بود ، به موقع به آن عکس العمل نشان دهید.
  • در سایت خود نیز به پست مورد نظر لینک دهید. یا با لینک دادن به آن در یک صفحه نمونه کار، و یا با نوشتن خلاصه ای از پست همراه با یک لینک به مطلب اصلی، در وبلاگ تان پست را تبلیغ کنید.

 

مرحله ۸: نتایج پست مهمان ارسالی خود را دنبال کنید

شما نمیتوانید به طور کامل از نتیجه ی کسب شده توسط پست مهمان خود آگاه شوید، مگر اینکه نتایج را پیگیری کنید. برای هر پست مهمان از معیارهایی برای ردیابی و رصد بازگشت سرمایه کار خود استفاده کنید.

 

از پست هایتان، همراه با نام وب سایت، لینک زنده و KPI بازاریابی دیجیتال مرتبط، لیستی ایجاد کنید. معیارهایی را ردیابی کنید که بیشترین ارتباط را با اهدافی که در مرحله اول مشخص شده اند، داشته باشند. این معیارها ممکن است شامل:

 

  • تعداد ترافیک ارجاعی
  • تعداد بازدیدکنندگان جدید وب سایت
  • تعداد اشتراک گذاری رسانه های اجتماعی
  • تعداد نظرات
  • تغییر در جایگاه SERP
  • تعداد لید یا سرنخ های جدید
  • تعداد لینک ها یا منشن های برند

 

با استفاده از این معیارها، می توانید سایت هایی را که به شما در رسیدن به اهداف تان موفق بوده اند و سایت هایی که در این امر شکست خورده اند، شناسایی کنید. این به شما کمک خواهد کرد تا تعیین کنید که کدام سایت ها باید مجددا برای پست های مهمان در نظر گرفته شوند و کدام سایت ها باید از برنامه های پست مهمان ارسالی آینده حذف شوند.

 

منبع

دسته‌ها
ابزار تحلیل آمار اقتصاد انواع روش های تبلیغات آنلاین پیشنهاد سردبیر تبلیغات در سایت های پربازدید تجارت تکنیک های جدید دیجیتال مارکتینگ دیجیتال مارکتینگ

KPI در بازاریابی اینترنتی چیست؟

با ۱۷ KPI مهم در دیجیتال مارکتینگ آشنا شوید

KPI در بازاریابی چیست؟ هر مدیر بازاریابی و برندینگ که می خواهد نتایج کمپین های تبلیغاتی خود را بررسی کند، باید پاسخ این سوال را بداند، با ویرلن همراه باشید:

اگر شما بخواهید نتایج کمپین های دیجیتال مارکتینگ خود را بررسی کرده و به طور موثر آنها را تجزیه و تحلیل کنید، باید بدانید که KPI ها چه هستند و چرا بسیار مهم اند و همچنین چه KPI هایی باید پیگیری شود.

KPI در بازاریابی به چه معناست؟

یک شاخص کلیدی عملکرد (key performance indicator) ارزشی قابل اندازه گیری است که نشان دهنده پیشرفت در دستیابی به هدف یک بنگاه تجاری است.


یک KPI در بازاریابی، یک مقدار قابل اندازه گیری است که با اهداف خاصِ یک کمپین بازاریابی گره خورده است. این مقدار نشان دهنده میزان پیشرفت در طول اجرای کمپین بوده و به اندازه گیری اثربخشی بازاریابی در پایان یک کمپین کمک می کند.

KPI ها در بازاریابی از معیارهای مشخص بازاریابی کمی متفاوت هستند. KPI ها با پیشرفت گره خورده اند. آنها عملکرد مربوط به پروژه ها و کمپین های خاص را نشان می دهند. معیارهای بازاریابی اعدادی هستند که باید به طور مداوم برای درک وضعیت کمپین های بازاریابی و اینکه آیا در رسیدن به آن  KPI ها و اهداف کسب و کار کمک می کنند یا نه، دنبال شوند.

چرا KPI در بازاریابی اهمیت دارد؟

دانستن پاسخ  سوال« KPI در بازاریابی به چه معناست؟» کافی نیست، شما همچنین باید بدانید که چرا KPI ها مهم هستند.

KPI ها در بازاریابی اهمیت دارد چراکه آنها به شما کمک می کنند تا موارد زیر را تعریف کنید:

  • به کجا می روید (اهداف و مقصود بازاریابی شما چیست؟)
  • چگونه می توان به آنجا رسید (برای انجام این اهداف باید چه کاری انجام دهید؟)
  • آیا به مقصد نهایی خود رسیده اید (آیا تلاش های شما نتایج ارزشمندی را به دست آورده اند؟)
  • چگونه مسیر بهتری را برای دفعه بعد انتخاب کنید (چه چیزی را می توانید تغییر دهید تا نتایج بهتری کسب کنید)

بدون KPI ها، ایجاد کمپین های بازاریابی استراتژیک و ارزیابی نتایج بازاریابی دشوار خواهد بود.

همچنین، KPI ها به شما کمک می کنند تا ارزش کمپین بازاریابی خود را به مدیران بالایی و مشتریان ثابت کنید. شما می توانید KPI ها را به قالب های گزارش دهی بازاریابی خود اضافه کنید تا نتایج و بازده بازاریابی خود را نشان دهید.

۱۷ KPI بازاریابی برای ردیابی

ده ها KPI مربوط به بازاریابی وجود دارد. انواع معیارهای بازاریابی که باید ردیابی کنید، بر اساس نوع کمپینی که اجرا می کنید و اهداف تعیین شده، متفاوت خواهند بود.

در اینجا لیستی از KPI های رایج و ارزشمند در بازاریابی برایتان فرهم شده:

۱٫تعداد تبدیل ها

یک تبدیل زمانی اتفاق می افتد که یک کاربر اقدام خاصی را انجام دهد. برای کمپین های بازاریابی شما، می توانید انواع مختلفی از تبدیل را دنبال کنید. یک تبدیل زمانی که کسی:

  • یک ایمیل باز می کند
  • روی یک لینک کلیک می کند
  • فرمی را پر می کند
  • شماره تلفنی را می گیرد
  • خریدی انجام می دهد
  • و یا هر اقدامی که شما می خواستید را انجام می دهد

صورت می گیرد.

۲٫ نرخ تبدیل

نرخ تبدیل یک نقطه درصدی است که نشان دهنده تعداد تبدیل تقسیم بر تعداد افرادی است که از وب سایت شما بازدید می کنند.

فرمول: تعداد نمایش ها/ تعداد تبدیل ها = نرخ تبدیل

۳٫ هزینه هر تبدیل

هزینه هر تبدیل مقدار پولی است که برای کسب تبدیل مورد نظر صرف می کنید.

فرمول: تعداد تبدیل / بودجه = هزینه هر یک از تبدیل

۴٫ تعداد لید یا سرنخ ها

یک لید زمانی رخ می دهد که شما اطلاعات تماس را از یک مشتری بالقوه یا هدف جمع آوری می کنید. اغلب موارد لیدها به موارد زیر دسته بندی می شوند:

  • لیدهای واجد شرایط بازاریابی (MQLs) که علاقه ای به یک برند نشان داده اند.
  • لیدهای واجد شرایط فروش (SQL) که علاقه مند به خرید از یک برند هستند. SQL ها نسبت به MQLs به خرید نزدیک تر هستند.

۵٫ هزینه هر لید

هزینه هر لید، مقدار پولی است که برای جذب لید جدید به آن اختصاص می دهید.

فرمول: تعداد لیدها / بودجه = هزینه هر لید

۶٫ تعداد دموها

تعدادی دمو های محصولاتی که به مشتریان بالقوه ارائه شده اند، یک نوع KPI ارزشمند بازاریابی محصول است.

۷٫ مشتریان جدید

تعداد مشتریان جدید یک KPI ساده اما بسیار مفید در بازاریابی است.

۸٫ هزینه دستیابی به مشتری

هزینه دستیابی به مشتری، مقدار پولی است که برای جذب یک مشتری جدید صرف می کنید.

فرمول: تعداد مشتریان جدید / بودجه = هزینه خرید مشتری

۹٫ رشد فروش

دو KPI فروش شامل ردیابی تغییرات در تعداد فروش و یا تغییر در مقدار درآمد از فروش در آینده است.

۱۰٫ رتبه بندی جستجو

یکی از رایج ترین KPI های بازاریابی دیجیتال، نظارت بر وضعیت سئو و صفحات سایت در نتایج موتورهای جستجو (SERPs) است.

۱۱٫ رتبه الکسا

یک KPI دیگری که نشان دهنده قدرت دیجیتال است، رتبه الکسا است که نشان می دهد یک سایت در فضای آنلاین چقدر محبوب است.

۱۲٫ ترافیک ارگانیک سایت

ترافیک ارگانیک سایت میزان ترافیک ارسال شده به یک وب سایت از طریق موتورهای جستجو است.

۱۳٫ ترافیک ارجاعی سایت

ترافیک ارجاعی یک سایت میزان ترافیک ارسال شده به وب سایت از طریق لینک هایی در سایر وب سایت ها است.

۱۴٫ ترافیک جذب شده از رسانه های اجتماعی

ترافیک اجتماعی سایت میزان ترافیک ارسال شده به یک وب سایت از طریق سایت های رسانه های اجتماعی است.

۱۵٫ اشتراک گذاری اجتماعی

اشتراک گذاری اجتماعی، نشان دهنده تعداد دفعاتی است که یک تکه محتوا از طریق سایت های اصلی رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود.

۱۶٫ تعداد منشن ها

ثبت منشن ها نوعی KPI آگاهی از برند است. آنها نشان دهنده تعداد دفعاتی هستند که رسانه ها درباره شما مطلبی می نویسند یا به شما در رسانه های خود ارجاع می دهند.

۱۷٫ تعداد لینک های ورودی

لینک های ورودی بک لینک هایی از خروجی های رسانه ها و یا وب سایت های دیگر هستند که به وب سایت شما اشاره دارند.

بر KPI های بازاریابی نظارت کنید و نتایج تان را به اثبات برسانید

اکنون می توانید به طور کامل به سوال: “بازاریابی KPI چیست؟” پاسخ دهید.

تصمیم بگیرید که کدام یک از KPI ها با کمپین ها و اهداف شما سازگار هستند، سپس از آنها برای نظارت بر عملکرد خود، تجزیه و تحلیل نتایج خود استفاده کنید و ارزش کار خود را نشان دهید.

شروع به ایجاد گزارش هایی کنید که به وضوح به مدیریت، تصمیم گیرندگان یا مشتریان نتایج کار شما را نشان دهد.

منبع : Alexa